گنجور

غزلیات

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع بسوخت آتش هجران مرا و زار بسوخت مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ت» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | ج | ح | د | ر | ز | س | ش | ط | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل | م

ا

شمارهٔ ۱: پاکا منّزها متعالی مهیمنا

شمارهٔ ۲: کاش که من بودمی هم ره باد صبا

شمارهٔ ۳: به آب توبه فرو شستم آتش صهبا

شمارهٔ ۴: همت مجنون نکرد جز به حبیب التجا

شمارهٔ ۵: دانی چه مصلحت را بل غاغ شد بخارا

شمارهٔ ۶: توبه بشکستند ما را برسرجمع آشکارا

شمارهٔ ۷: چو عکس لعل تو بر دیده بگذرد ما را

شمارهٔ ۸: چو به ترک تاز بردی دل مستمند ما را

شمارهٔ ۹: نه کسی که باز پرسد ز فراق یار ما را

شمارهٔ ۱۰: گر هیچ دلی داری دریاب دل مارا

شمارهٔ ۱۱: به سرنمی شود از روی شاهدان ما را

شمارهٔ ۱۲: چنان به روی خود آشفته کرده ای ما را

شمارهٔ ۱۳: چیست کز من یاد نآید هیچش آن محبوب را

شمارهٔ ۱۴: از من چه شد که یاد نیامد حبیب را

شمارهٔ ۱۵: عیبم مکن که دوست ندارم رقیب را

شمارهٔ ۱۶: رفتم و دریافتم پیر خرابات را

شمارهٔ ۱۷: برخیز ساقیا بده آب حیات را

شمارهٔ ۱۸: دیر شد تا دوست می دارم ترا

شمارهٔ ۱۹: گر تو نگویی به من من به که دانم ترا

شمارهٔ ۲۰: ای با جفا در ساخته با ما نمی سازی چرا

شمارهٔ ۲۱: شمع ما برخاست بنشان ای پسر مصباح را

شمارهٔ ۲۲: از دست بدادم دل شوریده خود را

شمارهٔ ۲۳: تشنه ام ساقی بیاور کاس را

شمارهٔ ۲۴: ساقی ز بامداد روان کن کئوس را

شمارهٔ ۲۵: ره نباشد در حریم عشق هر اوباش را

شمارهٔ ۲۶: ای پیک مشتاقان بگو این بی دل مشتاق را

شمارهٔ ۲۷: در عشق اعتبار منه صلح و جنگ را

شمارهٔ ۲۸: ساقی بیار از بامداد آن آب آتش رنگ را

شمارهٔ ۲۹: عشق پیدا می کند تنها مرا

شمارهٔ ۳۰: مگر حبیب کند چاره عن قریب مرا

شمارهٔ ۳۱: تا می نمی خورم غمِ دل می خورد مرا

شمارهٔ ۳۲: تا می نمی خورم غمِ دل می خورد مرا

شمارهٔ ۳۳: یقینم که ضایع نماند مرا

شمارهٔ ۳۴: بگویید ای مسلمانان که درمان چیست کارم را

شمارهٔ ۳۵: برفت و بر سر آتش نشاند یار مرا

شمارهٔ ۳۶: با یادِ دوستان ندهد هیچ کس مرا

شمارهٔ ۳۷: خوشا مطالعه کردن جمالِ بستان را

شمارهٔ ۳۸: می بیارید و به می تازه کنید ایمان را

شمارهٔ ۳۹: زمانه باز جوان کرد پیرزالِ جهان را

شمارهٔ ۴۰: به کام دل بدیدم خویشتن را

شمارهٔ ۴۱: چه شود گر بپذیری من تر دامن را

شمارهٔ ۴۲: طاقت بار ملامت نبود گردون را

شمارهٔ ۴۳: به زیر طاق دو ابرو ساحرند او را

شمارهٔ ۴۴: مگر صبا برساند سلام یارو را

شمارهٔ ۴۵: وقتی ز ما یاد آمدی هر هفته یی آن ماه را

شمارهٔ ۴۶: هرگز مه آزمای دگر آزموده را

شمارهٔ ۴۷: کیست که چاره ای کند جانِ به لب رسیده را

شمارهٔ ۴۸: ساقیَکِ ظریف من جامکِ آبگینه را

شمارهٔ ۴۹: نظر از جانب ما کن زکات زندگانی را

شمارهٔ ۵۰: اگر تو تازه کنی با من آشنایی را

شمارهٔ ۵۱: خنک دلی که زمام رضا دهد به قضا

شمارهٔ ۵۲: ما همانیم که بودیم و ز یادت به وفا

شمارهٔ ۵۳: یارب به عفو توست امید نجات ما

شمارهٔ ۵۴: ما برفتیم و تو دانی و دل غم خور ما

شمارهٔ ۵۵: خیز ای غلام باده درافکن به جام ما

شمارهٔ ۵۶: جای گنج است کنج خانة ما

شمارهٔ ۵۷: اگر آدم نیفتادی برون ازجنت مأوا

شمارهٔ ۵۸: مرا دلی ست ز تیمار بی دلی در وا

شمارهٔ ۵۹: کار ما بیرون شد از ساز و نوا

شمارهٔ ۶۰: گذشت بر سرم از دست دل قیامت ها

شمارهٔ ۶۱: بسیار عمرها و بسی روزگارها

شمارهٔ ۶۲: جام پر جان کن بیاور ساقیا

شمارهٔ ۶۳: در خرابات گدایان ز سر ناز میا

ب

شمارهٔ ۶۴: ای جانِ به لب رسیده بشتاب

شمارهٔ ۶۵: در سِتر ابر چند توان داشت آفتاب

شمارهٔ ۶۶: غذا چون کنم دردی از آفتاب

شمارهٔ ۶۷: یاد آن شبها که بودی در کنارم آفتاب

شمارهٔ ۶۸: دوش می دیدم که بودی در کنارم آفتاب

شمارهٔ ۶۹: ای در نقاب حسن نهان کرده آفتاب

شمارهٔ ۷۰: آدینه مست مرا دید محتسب خراب

شمارهٔ ۷۱: خوش بود بر طلوع صبح شراب

شمارهٔ ۷۲: روز برف است بیایید و بیارید شراب

شمارهٔ ۷۳: وقف کردم هستی خود بر شراب

شمارهٔ ۷۴: ای دلم با تو چو در شیشه ی شفاف شراب

شمارهٔ ۷۵: راحت روح شاهدست و شراب

شمارهٔ ۷۶: کاش برون آمدی یوسف ما از نقاب

شمارهٔ ۷۷: ماه نو بنمود رخسار از نقاب

شمارهٔ ۷۸: قیامت بر انگیخت ما را ز خواب

شمارهٔ ۷۹: وقت خواب است بینداز بتا جامه ی خواب

شمارهٔ ۸۰: دوش مرا حالتی روی نمودی عجب

شمارهٔ ۸۱: مکن ملامتم ای شیخ اگر چه نیست ادب

شمارهٔ ۸۲: مرا چو وصل تو تشریف بار داد امشب

شمارهٔ ۸۳: دوش آمد بر سرم سرو خرامان نیمه شب

شمارهٔ ۸۴: چو عشق پرده بر افکند و عقل شد محبوب

شمارهٔ ۸۵: قیامت است سفر کردن از دیار حبیب

شمارهٔ ۸۶: زهی قدر من گر وصال حبیب

شمارهٔ ۸۷: بیمار عشق را چه مداوا کند طبیب

شمارهٔ ۸۸: به وعده مده بیش از اینم فریب

شمارهٔ ۸۹: ای شب هجران تو روز حسیب

شمارهٔ ۹۰: ای باغبان سماع کن آواز عندلیب

ت

شمارهٔ ۹۱: ز من سرگشته در کویِ خرابات

شمارهٔ ۹۲: چون لبت مصرکی خیزد نبات

شمارهٔ ۹۳: یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات

شمارهٔ ۹۴: گرم زمانه دهد از بلای عشق نجات

شمارهٔ ۹۵: ما را ز عشق کی بود ای دل به جانت نجات

شمارهٔ ۹۶: صبح دم خیز من النوم الصّلات

شمارهٔ ۹۷: چون دردمند به حیّ علی الصّلات

شمارهٔ ۹۸: گر گذر کردی بتِ ما بر دیارِ سومنات

شمارهٔ ۹۹: دوستان با جگرِ تشنه رسید آب حیات

شمارهٔ ۱۰۰: یاد باد آن شب که خوش کردم شبت

شمارهٔ ۱۰۱: دوش برقع ز روی باز انداخت

شمارهٔ ۱۰۲: مبصّری که تواند خس از گهر بشناخت

شمارهٔ ۱۰۳: چه باشد ار دهدم روزگار چندان بخت

شمارهٔ ۱۰۴: که دیده‌ای که چو من در فراق یار بسوخت

شمارهٔ ۱۰۵: آتش سودای تو جانم بسوخت

شمارهٔ ۱۰۶: تو را تا با تو باشد چون و چندت

شمارهٔ ۱۰۷: همنشین درد باید شد چو درمان بایدت

شمارهٔ ۱۰۸: دل ز دست غم مده گر شادمانی بایدت

شمارهٔ ۱۰۹: کسی از تو مرا می دهد به وصل بشارت

شمارهٔ ۱۱۰: هزار جان گرامی فدای خاک درت

شمارهٔ ۱۱۱: دلم چو زلف پریشان دوست پر تاب است

شمارهٔ ۱۱۲: کنار من ز سرشک دو دیده غرقاب است

شمارهٔ ۱۱۳: مثل تو را دوست داشتن نه صواب است

شمارهٔ ۱۱۴: بوی خوشت همره باد صباست

شمارهٔ ۱۱۵: عشق فرمانده موجودات است

شمارهٔ ۱۱۶: ما را به روی دوست همه رنج راحت است

شمارهٔ ۱۱۷: مرا شدن به تماشای یار مصلحت است

شمارهٔ ۱۱۸: ای یار برشکسته از ما این چه عادت است

شمارهٔ ۱۱۹: بر من شب فراق چو روز قیامت است

شمارهٔ ۱۲۰: بر من چرا وساوس شیطان به قوت است

شمارهٔ ۱۲۱: میروم سویِ خرابات که پیرم آنجاست

شمارهٔ ۱۲۲: ای بهشتی به بهشت آی که رضوان اینجاست

شمارهٔ ۱۲۳: از دلم هیچ خبر نیست ندانم که کجاست

شمارهٔ ۱۲۴: هان کجایی که ز هجرانت قیامت برخاست

شمارهٔ ۱۲۵: بس فتنه کز آن نگار برخاست

شمارهٔ ۱۲۶: همین که از برم آن سروِ سیم بر برخاست

شمارهٔ ۱۲۷: قیامت آن زمان از خلق برخاست

شمارهٔ ۱۲۸: آوازه آن جمال برخاست

شمارهٔ ۱۲۹: باد از طرفِ شمال برخاست

شمارهٔ ۱۳۰: دل ببردی و قیامت ز وجودم برخاست

شمارهٔ ۱۳۱: یار باریک میان تا ز کنارم برخاست

شمارهٔ ۱۳۲: سرو کشمر که سمر گشت ز بستان برخاست

شمارهٔ ۱۳۳: به عهد حسن تو بس فتنه کز جهان برخاست

شمارهٔ ۱۳۴: همین که از برم آن سرو سیم تن برخاست

شمارهٔ ۱۳۵: همین که از برم آن سرو نازنین برخاست

شمارهٔ ۱۳۶: این سرو خرامان ز گلستان که برخاست

شمارهٔ ۱۳۷: چون جمله تویی بهانه برخاست

شمارهٔ ۱۳۸: هرگزت روزی هوای ما نخاست

شمارهٔ ۱۳۹: ندانسته بودی تو ای دوست راست

شمارهٔ ۱۴۰: قاعدهٔ روزگار پرورش ناسزاست

شمارهٔ ۱۴۱: عشق این است که ما راست دگرها هوس است

شمارهٔ ۱۴۲: مشتاق روی دوست که حالش مشوش است

شمارهٔ ۱۴۳: آه مِن حُبّکَ مِن حُبّکَ آه این چه قضاست

شمارهٔ ۱۴۴: جز عشق پیشوا نکند هر که عاشق است

شمارهٔ ۱۴۵: جهان در سایه خورشید عشق است

شمارهٔ ۱۴۶: زبان بربسته ای با ما که جنگ است

شمارهٔ ۱۴۷: می خور که بر اصحاب خرابات حلال است

شمارهٔ ۱۴۸: هر کو نظرش به جاه و مال است

شمارهٔ ۱۴۹: دل بی طاقتم از روی غمت چون خجل است

شمارهٔ ۱۵۰: دل و جانم آنجا که جان و دل است

شمارهٔ ۱۵۱: شاد باش ای دل دیوانه که دلبر با ماست

شمارهٔ ۱۵۲: نکونامی و بدنامی کدام است

شمارهٔ ۱۵۳: ره عاشقان سپردن نه به پای عقل عام است

شمارهٔ ۱۵۴: مرا بی باده مستی بر دوام است

شمارهٔ ۱۵۵: خوی ترکان همه مایل به جفا و ستم است

شمارهٔ ۱۵۶: آفتاب خُلد روی یار ماست

شمارهٔ ۱۵۷: دیر شد تا رسم قربان کیش ماست

شمارهٔ ۱۵۸: یارب آن را که ز ما نیست خبر هیچ غم است

شمارهٔ ۱۵۹: می بیارید که می داروی درد حکماست

شمارهٔ ۱۶۰: تا دور آفرینش و تا عمر عالم است

شمارهٔ ۱۶۱: آن را که در فراق صبوری مسلم است

شمارهٔ ۱۶۲: هر که را جانی‌ست با جانان ماست

شمارهٔ ۱۶۳: ابرِ نیسان دیده ی گریان ماست

شمارهٔ ۱۶۴: جهان پرفتنه از جانانهٔ ماست

شمارهٔ ۱۶۵: فراق دوستان کاری عظیم است

شمارهٔ ۱۶۶: دریغ نیست وجودم که در عذاب الیم است

شمارهٔ ۱۶۷: مرا جانانه ای نامهربان است

شمارهٔ ۱۶۸: رمضان میرسد اینک دهم شعبان است

شمارهٔ ۱۶۹: این تویی کت هوس باغ و سر بستان است

شمارهٔ ۱۷۰: به قامت تو که تشویش سرو بستان است

شمارهٔ ۱۷۱: مرا به دیدن تو اشتیاق چندان است

شمارهٔ ۱۷۲: اگر مفارقت ای دوست بر تو آسان است

شمارهٔ ۱۷۳: روزگاریست که در خاطرم آشوب فلان است

شمارهٔ ۱۷۴: اگر چه هر چه تو گویی صواب من آن است

شمارهٔ ۱۷۵: میان عاشقان سری نهان است

شمارهٔ ۱۷۶: بتی فربه سرین لاغر میان است

شمارهٔ ۱۷۷: ما را به روی دوست شب تیره روشن است

شمارهٔ ۱۷۸: صبر ما از دوستان ناممکن است

شمارهٔ ۱۷۹: بده بیار که می مایه ی حیات من است

شمارهٔ ۱۸۰: اگر عنایت غم نیستی که یار من است

شمارهٔ ۱۸۱: نتیجه ای که زافکار نیم جان من است

شمارهٔ ۱۸۲: گر رقیبش دشمن جان است رضوان من است

شمارهٔ ۱۸۳: شراب خانه ی وحدت که انزوای من است

شمارهٔ ۱۸۴: سرّی که در اوصاف و مقامات جنون است

شمارهٔ ۱۸۵: گر بدانی لمن الملک این است

شمارهٔ ۱۸۶: دلی کآن دل به نور نفس بیناست

شمارهٔ ۱۸۷: آنجا همه شیر و انگبین است

شمارهٔ ۱۸۸: کنون که قبله ی من روی آن نگارین است

شمارهٔ ۱۸۹: بتی لاغر میان فربه سرین است

شمارهٔ ۱۹۰: شاد کن جان من که غمگین است

شمارهٔ ۱۹۱: شب هجران تباه اندر تباه است

شمارهٔ ۱۹۲: می بده که در دادنِ می یاری هاست

شمارهٔ ۱۹۳: تشنیعِ خلق برمن ازین خاک ساری است

شمارهٔ ۱۹۴: خوش ولایت ها که در تحتِ امورِ اولیاست

شمارهٔ ۱۹۵: با تو ما را اتّصالِ جانی است

شمارهٔ ۱۹۶: عرق چین تو بویی بر صبا بست

شمارهٔ ۱۹۷: گر از خیال مرا با تو دوش صورت بست

شمارهٔ ۱۹۸: یارب مرا خلاص ده از هر چه غیر توست

شمارهٔ ۱۹۹: ای من غلام آنکه غلام غلام توست

شمارهٔ ۲۰۰: تو در آ خانه کیا کیست دگر خانه ی توست

شمارهٔ ۲۰۱: گر بدانی چه در قنینه ی توست

شمارهٔ ۲۰۲: دیر شد تا در سرم سودای تست

شمارهٔ ۲۰۳: ای دل بدان که درد دل تو دوای تست

شمارهٔ ۲۰۴: قبله ی روحانی ما روی تست

شمارهٔ ۲۰۵: هر که از می توبه خواهد کرد تایب شد نخست

شمارهٔ ۲۰۶: آخر دور ظلم و بیدادست

شمارهٔ ۲۰۷: گر تو نامحرمی ای یار بدار از ما دست

شمارهٔ ۲۰۸: دستم نمی دهد که بدارم ز یار دست

شمارهٔ ۲۰۹: پیر ما نعره زنان کوزه ی دردی در دست

شمارهٔ ۲۱۰: وقت گل جام مروق نتوان داد از دست

شمارهٔ ۲۱۱: به روزگار شبی گر دهد وصالم دست

شمارهٔ ۲۱۲: دلی که عاشق روی نگار دلبندست

شمارهٔ ۲۱۳: خلاف وعده کردن ناپسندست

شمارهٔ ۲۱۴: مرا که با رگ جان شاخ مهر پیوندست

شمارهٔ ۲۱۵: محبتی که میان من و تو موجود است

شمارهٔ ۲۱۶: من پیش از این که داشتمی پای دل ز دست

شمارهٔ ۲۱۷: ساقی سر خم زود برانداز که عید است

شمارهٔ ۲۱۸: دلم هنوز به پیرانه سر گرفتارست

شمارهٔ ۲۱۹: گر از دل باز گویم بیقرار است

شمارهٔ ۲۲۰: فراق یار گرامی عجیب دشوارست

شمارهٔ ۲۲۱: قصد به جان کرده ای ای دل محنت پرست

شمارهٔ ۲۲۲: چون بخواند حاسدم آتش پرست

شمارهٔ ۲۲۳: در حضور دوستان می پرست

شمارهٔ ۲۲۴: یک نفس با همدمی از هردو عالم خوش ترست

شمارهٔ ۲۲۵: جام تلخ از جان شیرین خوش ترست

شمارهٔ ۲۲۶: عشق پیدا از نهان لایق‌ترست

شمارهٔ ۲۲۷: گوش بر آواز و چشمم بر درست

شمارهٔ ۲۲۸: آن را که در فراق صبوری میسرست

شمارهٔ ۲۲۹: چه عیش‌ها دگر اصحاب را کزین سفرست

شمارهٔ ۲۳۰: گرچه در روح صبا مطلق حیاتی دیگرست

شمارهٔ ۲۳۱: بر جمال دوست ما را وجد و حالی دیگرست

شمارهٔ ۲۳۲: مرا عشق جانانه‌ای دیگرست

شمارهٔ ۲۳۳: نور رخ تو صاف‌تر از چشمهٔ خورست

شمارهٔ ۲۳۴: یار ما را همچو روح الله دمی جان‌پرورست

شمارهٔ ۲۳۵: هر دل که ز مهر غرق نورست

شمارهٔ ۲۳۶: مرا از روی خوبان ناگزیرست

شمارهٔ ۲۳۷: به دیدار توام چندان نیازست

شمارهٔ ۲۳۸: در کویِ خرابات کسی را که نیازست

شمارهٔ ۲۳۹: ز من مپرس که شب چند رفت و کی روزست

شمارهٔ ۲۴۰: از ابتدا که لشکرِ ارواح برنشست

شمارهٔ ۲۴۱: عشقِ تو از در درآمد در میانِ جان نشست

شمارهٔ ۲۴۲: هرکه در حلقۀ عشّاقِ قلندر ننشست

شمارهٔ ۲۴۳: یارم برفت و از منِ دل خسته برشکست

شمارهٔ ۲۴۴: هم چو من هرگز خراباتِ الست

شمارهٔ ۲۴۵: خوشا وقتِ دیوانگانِ الست

شمارهٔ ۲۴۶: بر یادِ صبوحیانِ سر مست

شمارهٔ ۲۴۷: درآمد از درِ من دوش هاتفی سر مست

شمارهٔ ۲۴۸: منم نزاریِ قلاّشِ رندِ عاشقِ مست

شمارهٔ ۲۴۹: جماد بی خبرست از خروشِ بلبلِ مست

شمارهٔ ۲۵۰: دوش رفتم در خرابات از نماز شام مست

شمارهٔ ۲۵۱: خرابم از آن نرگسِ نیم مست

شمارهٔ ۲۵۲: مست آمدیم و باز چنان می‌رویم مست

شمارهٔ ۲۵۳: چه کنم با دلِ شوریدهء دیوانهء مست

شمارهٔ ۲۵۴: مستم امروز چنین مستی ‌مست

شمارهٔ ۲۵۵: چون جان و دلم ملازمِ اوست

شمارهٔ ۲۵۶: جانم فدایِ آن که دلم مبتلای اوست

شمارهٔ ۲۵۷: اقبال قاصدی که رسد از جنابِ دوست

شمارهٔ ۲۵۸: صباح بر سرم آمد خیالِ طلعتِ دوست

شمارهٔ ۲۵۹: بس است مونسِ جانم خیالِ طلعتِ دوست

شمارهٔ ۲۶۰: که باشد آن‌که ترا بیند و ندارد دوست

شمارهٔ ۲۶۱: ای که جانم به فدایِ قد خوش منظرِ دوست

شمارهٔ ۲۶۲: دِلا به عالمِ معنی طلب وصال از دوست

شمارهٔ ۲۶۳: ما دوست نداریم دگر هیچ به جز دوست

شمارهٔ ۲۶۴: رایحه عنبرست بویِ بناگوشِ دوست

شمارهٔ ۲۶۵: آرزویی بود و شد محو در اوصافِ دوست

شمارهٔ ۲۶۶: کُشتی از بس انتظارم آه دوست

شمارهٔ ۲۶۷: بدان خدای که مثلت نیافرید ای دوست

شمارهٔ ۲۶۸: ز حد گذشت وز اندازه انتظار ای دوست

شمارهٔ ۲۶۹: یارب آن خلدست یا رویِ جهان آرایِ دوست

شمارهٔ ۲۷۰: آخر بدین صفت که منم مبتلایِ دوست

شمارهٔ ۲۷۱: من که باشم که تورا دوست ندارم ای دوست

شمارهٔ ۲۷۲: گمان مبر که ز یادِ تو غافلم ای دوست

شمارهٔ ۲۷۳: به جان رسید دلم در فراق هان ای دوست

شمارهٔ ۲۷۴: آفتِ جانِ من است طرّۀ جادوی دوست

شمارهٔ ۲۷۵: باز دیدم خویشتن را در بهشتِ کویِ دوست

شمارهٔ ۲۷۶: بار دگر هوایِ نشابورم آرزوست

شمارهٔ ۲۷۷: سرِ آن دارم و در خاطرم این رغبت هست

شمارهٔ ۲۷۸: دل در خمِ ابرویِ تو بر طاق نشسته ست

شمارهٔ ۲۷۹: این ذاتِ مطهّر مگر از نور سرشته ست

شمارهٔ ۲۸۰: ز مستی تا دل آرامم برفته ست

شمارهٔ ۲۸۱: چنین ز دستِ دلم اختیار از آن رفته ست

شمارهٔ ۲۸۲: هیچ طبیبم دوایِ درد نگفته ست

شمارهٔ ۲۸۳: از آن زمان که زمان در تحرّک استاده ست

شمارهٔ ۲۸۴: اشتیاقم به کمال افتاده ست

شمارهٔ ۲۸۵: کار ما با نفسِ بازپسین افتاده ست

شمارهٔ ۲۸۶: مرا با دوست کاری اوفتاده ست

شمارهٔ ۲۸۷: مرا خدای تعالی ولایتی داده ست

شمارهٔ ۲۸۸: مرا سودایِ تو دیوانه کرده ست

شمارهٔ ۲۸۹: حرام بر من و بر هر که بی تو می خورده ست

شمارهٔ ۲۹۰: قدت بر ماهِ تابان سر کشیده ست

شمارهٔ ۲۹۱: هیچ می دانی در آن حضرت کیان را بار هست

شمارهٔ ۲۹۲: مرا مسکراتی به تخصیص هست

شمارهٔ ۲۹۳: ما را سخنِ مولّهانه ست

شمارهٔ ۲۹۴: چون جزو نیست ای همه پس چیست

شمارهٔ ۲۹۵: آخر ای دوست بمردم ز غمت درمان چیست

شمارهٔ ۲۹۶: بهارِ تیر ماهی خوش بهاری ست

شمارهٔ ۲۹۷: خنک وجودِ کسی کِه ش نظر به هم نفسی ست

شمارهٔ ۲۹۸: دو ده گذشت ز ماه و ده دگر باقی ست

شمارهٔ ۲۹۹: خنک مرا که خرابات و خانقاه یکی ست

شمارهٔ ۳۰۰: خراباتِ مردان خرابات نیست

شمارهٔ ۳۰۱: دانی مرا به توبه چرا التفات نیست

شمارهٔ ۳۰۲: عذابی چو مهجوری از دوست نیست

شمارهٔ ۳۰۳: جان است و هرچه نه همه جان است هیچ نیست

شمارهٔ ۳۰۴: شاد به روی تو ام گرچه دلم شاد نیست

شمارهٔ ۳۰۵: عقل اگر گوید به وصل عشق حاجتمند نیست

شمارهٔ ۳۰۶: چون کنم با دل که هیچش با خرد پیوند نیست

شمارهٔ ۳۰۷: دلم را که جز با تو پیوند نیست

شمارهٔ ۳۰۸: گر زبان در من کشند انکار نیست

شمارهٔ ۳۰۹: ما را ز تو یک نفس به سر نیست

شمارهٔ ۳۱۰: مشتاق دوست را ره مقصد دراز نیست

شمارهٔ ۳۱۱: پیوند عشق را به جفا انقطاع نیست

شمارهٔ ۳۱۲: گر سخنی میرود در حق ما باک نیست

شمارهٔ ۳۱۳: ما را اگر عدو بکشد هیچ باک نیست

شمارهٔ ۳۱۴: اگر دوست با ما بود باک نیست

شمارهٔ ۳۱۵: می ده که در خواص کم از سلسبیل نیست

شمارهٔ ۳۱۶: جام می پر کن که جز جام می ام انجام نیست

شمارهٔ ۳۱۷: بی تو ای آرام جان یک ساعتم آرام نیست

شمارهٔ ۳۱۸: محنت سرای دهر چو جای مقام نیست

شمارهٔ ۳۱۹: علم الله که دگر طاقت هجرانم نیست

شمارهٔ ۳۲۰: مرا به صبر نمودن ، ثبات ممکن نیست

شمارهٔ ۳۲۱: کیست کز سودای تو از خان و مان آواره نیست

شمارهٔ ۳۲۲: تو را سری که به پیمان من درآری نیست

شمارهٔ ۳۲۳: رهِ عشّاق سپردن به دل آزاری نیست

شمارهٔ ۳۲۴: خوش تر از عشق پرستی به جهان کاری نیست

شمارهٔ ۳۲۵: ای جا که منم تا به خرابات بسی نیست

شمارهٔ ۳۲۶: ای هم نفسان لایق من هم نفسی نیست

شمارهٔ ۳۲۷: گر تو بر کشتن من حکم کنی باکی نیست

شمارهٔ ۳۲۸: یک نفس خیل خیال از نظرم خالی نیست

شمارهٔ ۳۲۹: هر چه نسیه ست جز خیالی نیست

شمارهٔ ۳۳۰: ایبها العشّاق این کار به آسانی نیست

شمارهٔ ۳۳۱: شب فراق که را طاقت شکیبایی ست

شمارهٔ ۳۳۲: آه و واویلا کم برگ شکیبایی نیست

شمارهٔ ۳۳۳: هر کجا بی دلی و برناییست

شمارهٔ ۳۳۴: رجب آمد سه ماه باید داشت

شمارهٔ ۳۳۵: مرا ز دوست به زنجیر باز نتوان داشت

شمارهٔ ۳۳۶: رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشت

شمارهٔ ۳۳۷: دریغ عمر که بی روی دوستان بگذشت

شمارهٔ ۳۳۸: چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت

شمارهٔ ۳۳۹: جانا بیا که مدت هجران ز حد گذشت

شمارهٔ ۳۴۰: بر دست چون بود می و صبح و کنار کشت

شمارهٔ ۳۴۱: هزار یادِ بر و گردن و بناگوشت

شمارهٔ ۳۴۲: دوش با جمعی حواری باده خوردم در بهشت

شمارهٔ ۳۴۳: اگر فراق نباشد چه دوزخ و چه بهشت

شمارهٔ ۳۴۴: هر که با دوست آشنایی یافت

شمارهٔ ۳۴۵: آوخ آوخ که جگرگوشه دگر بار برفت

شمارهٔ ۳۴۶: دریغ عمر که بی روی آن نگار برفت

شمارهٔ ۳۴۷: چه جای دشمنی است آن که یار کرد و برفت

شمارهٔ ۳۴۸: گرمرا در بی هشی با دوست کاری رفت رفت

شمارهٔ ۳۴۹: از آن سبب دل من ترک خورد و خواب گرفت

شمارهٔ ۳۵۰: دلم از تو دل برنخواهد گرفت

شمارهٔ ۳۵۱: بوی عرق چین تو باد صبا برگرفت

شمارهٔ ۳۵۲: تا دل مجنون ما راه قلندر گرفت

شمارهٔ ۳۵۳: خیال دوست ز من خورد و خواب بازگرفت

شمارهٔ ۳۵۴: ما دگر بوی کسی برنتوانیم گرفت

شمارهٔ ۳۵۵: به هیچ انجمن داستانی نرفت

شمارهٔ ۳۵۶: عقل نه این دید نه آن باز گفت

شمارهٔ ۳۵۷: نگارم را ز جان خوشتر توان گفت

شمارهٔ ۳۵۸: موذّن فالق الاصباح می گفت

شمارهٔ ۳۵۹: به جفتِ چشمِ سیاه و به ابروی طاقت

شمارهٔ ۳۶۰: غایب نشد زمانی از خاطرم خیالت

شمارهٔ ۳۶۱: خوش است اگر بگذارد در این سرا اجلت

شمارهٔ ۳۶۲: هر که ببیند تو را بدین قد و قامت

شمارهٔ ۳۶۳: خوش آید پاک بازان را ملامت

شمارهٔ ۳۶۴: اگر عاشقی سر متاب از ملامت

شمارهٔ ۳۶۵: مرا چه غم که مرا سرزنش کنند و ملامت

شمارهٔ ۳۶۶: گر بر آرد عشقت از جانم قیامت

شمارهٔ ۳۶۷: مخوان بعد از این داستان قیامت

شمارهٔ ۳۶۸: بکشم گر همه کوه است وز آهن ستمت

شمارهٔ ۳۶۹: گر بیایی به سر چشمه ی حیوان برمت

شمارهٔ ۳۷۰: یک نفسی بیا که بر دیده و سر نشانمت

شمارهٔ ۳۷۱: بیا و بوسه بده از آن لبان خندانت

شمارهٔ ۳۷۲: الغیاث از جفت و طاق ابروانت

شمارهٔ ۳۷۳: جانا دلی چه سوزی کان هست جای گاهت

شمارهٔ ۳۷۴: به دیدار تو مشتاقم به غایت

شمارهٔ ۳۷۵: ای حقه ی نقد جان بر طاق دو ابرویت

ج

شمارهٔ ۳۷۶: گلبن فراز تخت چمن بر نهاده تاج

شمارهٔ ۳۷۷: هر گدایی نتواند که نهد بر سرتاج

ح

شمارهٔ ۳۷۸: همین که بانگ بر آید که فالق الصباح

شمارهٔ ۳۷۹: شبنم نشسته بر ورق گل علی الصباح

شمارهٔ ۳۸۰: باده خوریم ز اول شب تا دم صباح

شمارهٔ ۳۸۱: راحت روح من است رایحه روح راح

شمارهٔ ۳۸۲: مرو درو که محیطی ست عشق پر تمساح

شمارهٔ ۳۸۳: خواص باد بهشت است در نسیم ریاح

شمارهٔ ۳۸۴: ترا که صحبت اهل دلی نکرده فتوح

شمارهٔ ۳۸۵: پیغام دوست راحت جان است و راح روح

شمارهٔ ۳۸۶: ساقی ز بامداد بیاور غذای روح

شمارهٔ ۳۸۷: مرده گر زنده شد از معجز انفاس مسیح

شمارهٔ ۳۸۸: خوش است مجلس اخلاص امّتان مسیح

د

شمارهٔ ۳۸۹: کس نداند که مرا با که سر وکار افتاد

شمارهٔ ۳۹۰: چه شور از آن لب شیرین که در جهان افتاد

شمارهٔ ۳۹۱: دوش مرا صبحدم آمد و آواز داد

شمارهٔ ۳۹۲: قد قامت الصّلات برآمد ز بامداد

شمارهٔ ۳۹۳: مصحف به فال باز گرفتم ز بامداد

شمارهٔ ۳۹۴: کجا رفتی بیا ای سرو آزاد

شمارهٔ ۳۹۵: خدای با تو کسی را دل آشنا مکناد

شمارهٔ ۳۹۶: زمانه گرچه بسی بر سرم نهاد

شمارهٔ ۳۹۷: یارم که ز من نمی کند یاد

شمارهٔ ۳۹۸: فریاد نمی رسند فریاد

شمارهٔ ۳۹۹: ای ترک ما گرفته و از ما نکرده یاد

شمارهٔ ۴۰۰: دیر شد تا ز ما نکردی یاد

شمارهٔ ۴۰۱: تا نیستی در آمد و هستیِ ما ستد

شمارهٔ ۴۰۲: مرا دلی ست که هر لحظه در بلا افتد

شمارهٔ ۴۰۳: گر دگر باره مرا با تو ملاقات افتد

شمارهٔ ۴۰۴: دلم به دامِ تمنّایِ عشق چند افتد

شمارهٔ ۴۰۵: نه آن مرغی ست معشوقم که در هر آشیان گنجد

شمارهٔ ۴۰۶: تولّا بی تبّرا در نگنجد

شمارهٔ ۴۰۷: درونِ مجمعِ مردان پریشان در نمی گنجد

شمارهٔ ۴۰۸: چه چاره سازم اگر آن نگار برگردد

شمارهٔ ۴۰۹: چه می کنم ز دلی کو ز یار برگردد

شمارهٔ ۴۱۰: اگرم باز ملاقات میسّر گردد

شمارهٔ ۴۱۱: دلم ز جورِ تو خون گشت و بر نمی گردد

شمارهٔ ۴۱۲: خانۀ تست بخفت ار سرِ خوابت دارد

شمارهٔ ۴۱۳: به دست آورده ام یاری که رویی چون قمر دارد

شمارهٔ ۴۱۴: هم چو من دل بری که جان دارد

شمارهٔ ۴۱۵: فراقِ یارِ سفر کرده رویِ آن دارد

شمارهٔ ۴۱۶: فروغِ طلعتِ رویِ تو آفتاب ندارد

شمارهٔ ۴۱۷: که دست از هوایِ تو بر سر ندارد

شمارهٔ ۴۱۸: چرا افسرده معذورش ندارد

شمارهٔ ۴۱۹: نه پسته چون دهنِ تنگِ یارِ من دارد

شمارهٔ ۴۲۰: جمادست آن که دل داری ندارد

شمارهٔ ۴۲۱: چه دردست این که آرامی ندارد

شمارهٔ ۴۲۲: نه بخت با منِ مسکین سری به ره دارد

شمارهٔ ۴۲۳: یاری چو من از جملۀ عشّاق که دارد

شمارهٔ ۴۲۴: غمزۀ شوخِ تو شیرین حرکاتی دارد

شمارهٔ ۴۲۵: هر کس نظرِ خاطر با خوش منشی دارد

شمارهٔ ۴۲۶: یکی را دوست می دارم که چون من سد رهی دارد

شمارهٔ ۴۲۷: دولتِ آن کس که عمر با تو گذارد

شمارهٔ ۴۲۸: عمری که مردِ عاشق بی دوست می گذارد

شمارهٔ ۴۲۹: نه محرمی که پیامی به یار بگذارد

شمارهٔ ۴۳۰: کس نمی دانم که پیغامی برد

شمارهٔ ۴۳۱: منکر می خواره از حد می برد

شمارهٔ ۴۳۲: عشق آب از روی کارم می برد

شمارهٔ ۴۳۳: هر که با سابقان قدم سپرد

شمارهٔ ۴۳۴: بر یاد دوستان نفسی می زنم به درد

شمارهٔ ۴۳۵: حلقم بگیرد آن دم اگر شاد بگذرد

شمارهٔ ۴۳۶: آخرت وقتی به عمری یاد ما بایست کرد

شمارهٔ ۴۳۷: چو بلبل دگر باره آواز کرد

شمارهٔ ۴۳۸: عشق تو در خرابه جانم نزول کرد

شمارهٔ ۴۳۹: یارم ز در درآمد و بر من سلام کرد

شمارهٔ ۴۴۰: وداع یار گرامی نمی توانم کرد

شمارهٔ ۴۴۱: وداع یار گرامی نمی توانم کرد

شمارهٔ ۴۴۲: نگه به قول خرد زین سپس نخواهم کرد

شمارهٔ ۴۴۳: گر ز دل آهی برون خواهیم کرد

شمارهٔ ۴۴۴: عید آمد و عزم مَی خواهیم کرد

شمارهٔ ۴۴۵: هجر با روزگار من آن کرد

شمارهٔ ۴۴۶: اگر تو را سر ما نیست عیب نتوان کرد

شمارهٔ ۴۴۷: مرا مسخّر عقل مجاز نتوان کرد

شمارهٔ ۴۴۸: وه چه غم بود که بختم به تو منسوب نکرد

شمارهٔ ۴۴۹: هرکه را درد عشق داغ نکرد

شمارهٔ ۴۵۰: یک ره برآورد ز تو هم روزگار گرد

شمارهٔ ۴۵۱: جانم فدایِ قاصدی کز دوست مکتوب آورد

شمارهٔ ۴۵۲: تا عشق مرا گردِ خرابات برآورد

شمارهٔ ۴۵۳: امروز که باده می توان خورد

شمارهٔ ۴۵۴: مرا مادر به شیرِ عشق پرورد

شمارهٔ ۴۵۵: دولتِ آن کس که ترکِ جاه بگیرد

شمارهٔ ۴۵۶: در دهر کسی که یار گیرد

شمارهٔ ۴۵۷: زمانه عهد و وفا عاقبت ز سر گیرد

شمارهٔ ۴۵۸: مشتاق لقا روی نظر باز نگیرد

شمارهٔ ۴۵۹: میانه بخت دلم گر کرانه یی گیرد

شمارهٔ ۴۶۰: آتش عشق چو در سینه شرار اندازد

شمارهٔ ۴۶۱: یارِ ما ولوله در عالمِ راز اندازد

شمارهٔ ۴۶۲: دلی که پیشِ غم از صابری سپر سازد

شمارهٔ ۴۶۳: آن ترک که با ما قدم از صدق و صفا زد

شمارهٔ ۴۶۴: گر مرا دل نواز بنوازد

شمارهٔ ۴۶۵: همین که چشم ز خوابِ خمار بر هم زد

شمارهٔ ۴۶۶: خرد را که می ننگ و نامش بسوزد

شمارهٔ ۴۶۷: دلم ز سوز جگر دم به دم بمی‌سوزد

شمارهٔ ۴۶۸: مرا دلی ست که بر خویشتن بمی‌سوزد

شمارهٔ ۴۶۹: هرکه در عشق چو ما از سر جان برخیزد

شمارهٔ ۴۷۰: این چنین صورتی از خاک زمین برخیزد

شمارهٔ ۴۷۱: این همه فتنه از آن سرو خرامان خیزد

شمارهٔ ۴۷۲: کسی که هم چو من از پیش یار بگریزد

شمارهٔ ۴۷۳: می به کسی ده که قدر می‌ بشناسد

شمارهٔ ۴۷۴: نوبت پاس وصل تو بو که شبی به ما رسد

شمارهٔ ۴۷۵: نه هیچ خلقم از اندوه یار می پرسد

شمارهٔ ۴۷۶: چه محنت است که در عاشقی به ما نرسد

شمارهٔ ۴۷۷: منتظرِ هدهدم تا ز سبا کی رسد

شمارهٔ ۴۷۸: چشم بر راهم که جانان کی رسد

شمارهٔ ۴۷۹: ایل چیِ بادِ صبا می رسد

شمارهٔ ۴۸۰: من آزاد آمدم زان دوست کز دشمن بتر باشد

شمارهٔ ۴۸۱: زان پیش که یارم را آهنگِ سفر باشد

شمارهٔ ۴۸۲: اگر به جایِ تو ما را کسی دگر باشد

شمارهٔ ۴۸۳: نه چنان نیازمندم که صفت پذیر باشد

شمارهٔ ۴۸۴: یار آن است که با یار موافق باشد

شمارهٔ ۴۸۵: تا با منت این ملال باشد

شمارهٔ ۴۸۶: به ترک دوستی کردن نه کار اهل دل باشد

شمارهٔ ۴۸۷: چو رویِ یارِ من زیبا نباشد

شمارهٔ ۴۸۸: تیغ کز دستِ دوستان باشد

شمارهٔ ۴۸۹: مرا اگر چو دو چشمت هزار جان باشد

شمارهٔ ۴۹۰: مرا محبّتِ تو در میانِ جان باشد

شمارهٔ ۴۹۱: چنین سروِ روان دیگر نباشد

شمارهٔ ۴۹۲: تماشایِ او کردن آسان نباشد

شمارهٔ ۴۹۳: در مذهبِ ما کعبه و بت خانه نباشد

شمارهٔ ۴۹۴: شرابِ تلخ هنی تر ز انگبین باشد

شمارهٔ ۴۹۵: مردِ دنیا نه اهلِ دین باشد

شمارهٔ ۴۹۶: ترا خود رسمِ دل داری نباشد

شمارهٔ ۴۹۷: خوش وقتِ کسی کو را محبوب قرین باشد

شمارهٔ ۴۹۸: هر که را عشق هم نشین باشد

شمارهٔ ۴۹۹: فراقِ یارِ سفر کرده گر چنین باشد

شمارهٔ ۵۰۰: مرا در سینه گر رازی بود هم رازم او باشد

شمارهٔ ۵۰۱: که را طاقت امتحان تو باشد

شمارهٔ ۵۰۲: مرا در سینه سودای تو باشد

شمارهٔ ۵۰۳: دلبر ما فرشته خو باشد

شمارهٔ ۵۰۴: به لطف تو نبود گر بسی نکو باشد

شمارهٔ ۵۰۵: گر یاد کند یک شبَکم یار چه باشد

شمارهٔ ۵۰۶: دلم تا کی چنین دیوانه باشد

شمارهٔ ۵۰۷: مشنو که مرا جز تو یاری و کسی باشد

شمارهٔ ۵۰۸: گر دگر باره مرا با تو وصالی باشد

شمارهٔ ۵۰۹: من که باشم که مرا چون و چرایی باشد

شمارهٔ ۵۱۰: ساربان هشیار و اشتر زیر محمل مست شد

شمارهٔ ۵۱۱: چشمه خضر دهانی ست که جان می بخشد

شمارهٔ ۵۱۲: با دل از دست رفت و کار دگر شد

شمارهٔ ۵۱۳: پیرانه سرم کاری پیش آمد و مشکل شد

شمارهٔ ۵۱۴: من از در تو به جایی دگر نخواهم شد

شمارهٔ ۵۱۵: هر دل که مقیم لامکان شد

شمارهٔ ۵۱۶: پای هر کس که در آن سلسله‌ء مشکین شد

شمارهٔ ۵۱۷: دوست می دارم فلان را راست است آری چه شد

شمارهٔ ۵۱۸: گر دلم شد مبتلای عشق عیاری چه شد

شمارهٔ ۵۱۹: مقری صبوح کرده بر مناره شد

شمارهٔ ۵۲۰: چو ماه از گنبد خضرا برآمد

شمارهٔ ۵۲۱: مرا که جان به دهان از فراق یار برآمد

شمارهٔ ۵۲۲: از این حیات چه حاصل که در فراق سرآمد

شمارهٔ ۵۲۳: هین که هنگام نای و نوش آمد

شمارهٔ ۵۲۴: باز پیرانه سرم واقعه یی پیش آمد

شمارهٔ ۵۲۵: ساقیا خیز که گل باز به بستان آمد

شمارهٔ ۵۲۶: چنانت دوست می دارم که جانم بر دهان آمد

شمارهٔ ۵۲۷: جماعتی که به اصرار جهل منسوبند

شمارهٔ ۵۲۸: محققان که ز خُم‌خانه ی ازل مست‌اند

شمارهٔ ۵۲۹: مگر صبا به فلانی سلام ما برساند

شمارهٔ ۵۳۰: چه خواهی دید جز خود را گرت در پیش بنشاند

شمارهٔ ۵۳۱: کسانی که ما را ندانسته اند

شمارهٔ ۵۳۲: سر به سر رازی که با من گفته اند

شمارهٔ ۵۳۳: دامن چشمانش آلودست خونی کرده اند

شمارهٔ ۵۳۴: عاقلان بسیار از من احتراز آورده اند

شمارهٔ ۵۳۵: ساکنانی که قدم در ره مقصد زده اند

شمارهٔ ۵۳۶: بیار باده و ما را ثلاثه ای در بند

شمارهٔ ۵۳۷: مکر و تزویر به هم در بستند

شمارهٔ ۵۳۸: یاد یارانی که با ما عهد یاری داشتند

شمارهٔ ۵۳۹: هزار بار از آن بهتری که می گفتند

شمارهٔ ۵۴۰: از مبادی که مرا سر به جهان در دادند

شمارهٔ ۵۴۱: دکانِ رازِ من گویی به سر بازار بنهادند

شمارهٔ ۵۴۲: مرا به دردِ دل از دوستان جدا کردند

شمارهٔ ۵۴۳: هر چند که می حرام کردند

شمارهٔ ۵۴۴: جماعتی که محبت ز فطرت آوردند

شمارهٔ ۵۴۵: یا خود همه کس فتنهء بالای بلندند

شمارهٔ ۵۴۶: آن‌ها که به دوست راه دارند

شمارهٔ ۵۴۷: حور چشمان ملایک منظرند

شمارهٔ ۵۴۸: این حوریان مگر ز سماوات می‌رسند

شمارهٔ ۵۴۹: آن کدام‌اند و کیان‌اند و کجا می‌باشند

شمارهٔ ۵۵۰: گر همه عالم به بد گفتن زبان در من کشند

شمارهٔ ۵۵۱: عشق چون ره بزند عقل چه تدبیر کند

شمارهٔ ۵۵۲: شب هجران که دلم نوحه گری ساز کند

شمارهٔ ۵۵۳: اگر وصال تو دفع مفارقت نکند

شمارهٔ ۵۵۴: در سرم شوری تقاضا می کند

شمارهٔ ۵۵۵: تو را عشق اگر رهنمایی کند

شمارهٔ ۵۵۶: مکن چندین ملامت ای خردمند

شمارهٔ ۵۵۷: مجاوران صوامع مگر نمی دانند

شمارهٔ ۵۵۸: به قول نکردی وفا چنین نکنند

شمارهٔ ۵۵۹: خوش وقت حال زنده دلانی که با تو اند

شمارهٔ ۵۶۰: مرا تا با تو افتاده ست پیوند

شمارهٔ ۵۶۱: که دیده ست چشمی که دریا بود

شمارهٔ ۵۶۲: نزاری که نیازش به اهل راز بود

شمارهٔ ۵۶۳: مهر تو ای یار بی وفا همه کین بود

شمارهٔ ۵۶۴: کی به عشق افسرده اولی کی بود

شمارهٔ ۵۶۵: بیا که مهر تو با جان ز جسم ما برود

شمارهٔ ۵۶۶: مرا که خون دل از دیده همچو آب رود

شمارهٔ ۵۶۷: هیچم غم تو از دل پر خون نمی رود

شمارهٔ ۵۶۸: ای دل به اختیار تو کاری نمی رود

شمارهٔ ۵۶۹: قضای عشق چو نازل شد احتراز چه سود

شمارهٔ ۵۷۰: قضا ز عشق چو نازل شود گریز چه سود

شمارهٔ ۵۷۱: چون نه با مایی اگرچه خاص ما رایی چه سود

شمارهٔ ۵۷۲: ما را نه ممکن است که از تو به سر شود

شمارهٔ ۵۷۳: هیچم دلِ شکسته موافق نمی شود

شمارهٔ ۵۷۴: خوشا که عید به ما وعدۀ وصال دهد

شمارهٔ ۵۷۵: از یارِ خشم کرده نشانم که می دهد

شمارهٔ ۵۷۶: آهِ ندامت ز شیخ وشاب بر آید

شمارهٔ ۵۷۷: قیامت از جهان باری برآید

شمارهٔ ۵۷۸: آخر شبِ جدایی روزی مگر سرآید

شمارهٔ ۵۷۹: هیچ باشد که سفر کردۀ ما بازآید

شمارهٔ ۵۸۰: نشسته ام مترصّد که یار باز آید

شمارهٔ ۵۸۱: زهی مراد اگر از دست رفته بازآید

شمارهٔ ۵۸۲: آن بر شکسته از ما باشد که باز آید

شمارهٔ ۵۸۳: این چه بویی ست که از بادِ صبا می آید

شمارهٔ ۵۸۴: ز بس که در نظرم آفتاب می آید

شمارهٔ ۵۸۵: ز باد بویِ عرق چینِ یار می آید

شمارهٔ ۵۸۶: حذر ز فتنۀ آن ترکِ مست می باید

شمارهٔ ۵۸۷: ملامت نیست گر گویم مرا با دوست می باید

شمارهٔ ۵۸۸: بی خبری گر به هوش باز نیاید

شمارهٔ ۵۸۹: خیز و به یرغو بده زود ایاغِ نبید

شمارهٔ ۵۹۰: خوش آید به آوازِ بلبل نبید

شمارهٔ ۵۹۱: ما را به سرِ کویِ خرابات برآرید

شمارهٔ ۵۹۲: چه محنت است که در عاشقی به ما نرسید

شمارهٔ ۵۹۳: مرا نماز نبوده ست هوش یار به عید

ر

شمارهٔ ۵۹۴: زان گوشۀ دهن که شکر می کنی نثار

شمارهٔ ۵۹۵: باز اوفتاد در سرم از عشق خار خار

شمارهٔ ۵۹۶: ز دوستانِ قدیمی نظر دریغ مدار

شمارهٔ ۵۹۷: ساقیا تا خاطرم گیرد قرار

شمارهٔ ۵۹۸: به هیچ بندگیی گرچه نیستم در کار

شمارهٔ ۵۹۹: هم چنین عمری ست تا دیوانه وار

شمارهٔ ۶۰۰: ای صنمِ خرگهی خیمه برون زد بهار

شمارهٔ ۶۰۱: بویِ بهشت می‌دمد از بامِ نوبهار

شمارهٔ ۶۰۲: باغ چو دیباوشی‌ست در قدم نوبهار

شمارهٔ ۶۰۳: فراموش کردم بلاد و دیار

شمارهٔ ۶۰۴: تا تو را عشق به کلّی نکند زیر و زبر

شمارهٔ ۶۰۵: غمِ جانانۀ ما بر دلِ ما اولاتر

شمارهٔ ۶۰۶: بهر لِلّه امشب ای بادِ سحر

شمارهٔ ۶۰۷: ای دل اگر عاشقی از سرجان درگذر

شمارهٔ ۶۰۸: بی‌دوست این منم که چنین می‌برم به سر

شمارهٔ ۶۰۹: وقت وقتی گر شوم شوریده‌سر

شمارهٔ ۶۱۰: دل از دست دادم به پیرانه سر

شمارهٔ ۶۱۱: یار با ما نه چنان بود که هر بارِ دگر

شمارهٔ ۶۱۲: هرگز گمان مبر که کنم با تو دل دگر

شمارهٔ ۶۱۳: آخر مرا به جایِ تو باشد کسی دگر

شمارهٔ ۶۱۴: روزی به ما رجعت کند آن مشتری سیما مگر

شمارهٔ ۶۱۵: یار با ما یک زمانی در میان آید مگر

شمارهٔ ۶۱۶: به آواز تو خرسندم که باری بشنوم دیگر

شمارهٔ ۶۱۷: هرگزم عشق نشد از سرِ پُر سودا دور

شمارهٔ ۶۱۸: بس که خوردیم تازیانۀ دور

شمارهٔ ۶۱۹: ای دل ز خوابِ جهل برآور سر غرور

شمارهٔ ۶۲۰: باز آمدیم در سر از آشوبِ عقل شور

شمارهٔ ۶۲۱: در جهان دبدبهٔ عشقِ من افتاد چو صور

شمارهٔ ۶۲۲: مرا ز کوی تو آواره کرد بخت نفور

شمارهٔ ۶۲۳: خمار چشم تو داده‌ست چشم‌ها را نور

شمارهٔ ۶۲۴: ز نامردی ندارم طاقت نور

شمارهٔ ۶۲۵: زان پیش کآفتاب ز مشرق کند ظهور

شمارهٔ ۶۲۶: ساقی بیار می که فلک می‌کند ظهور

شمارهٔ ۶۲۷: گر مرا عقل کشد پای و سر اندر زنجیر

شمارهٔ ۶۲۸: هین که به جان آمده‌ام دست گیر

ز

شمارهٔ ۶۲۹: یار با ما امتحانی کرد باز

شمارهٔ ۶۳۰: بلای عشق تو ناگه ز در درآمد باز

شمارهٔ ۶۳۱: مرا چیزهایی نمودند باز

شمارهٔ ۶۳۲: آمد بهار و کرد جهان مشک‌بار باز

شمارهٔ ۶۳۳: ای دل تن و جان و عقل در باز

شمارهٔ ۶۳۴: چشمی که داشتم به امید وصال باز

شمارهٔ ۶۳۵: مرا که دست به روی خرد نهادم باز

شمارهٔ ۶۳۶: راز سر بسته اگر راست نمی‌گویم باز

شمارهٔ ۶۳۷: ما را به دام عشق درافکند دیده باز

شمارهٔ ۶۳۸: پردهٔ عشّاق ساخت بلبل شوریده باز

شمارهٔ ۶۳۹: این چه ننگ است که آوردی باز

شمارهٔ ۶۴۰: اگر چنان که تو دانی و من به خلوت راز

شمارهٔ ۶۴۱: گر خدا دولت و بختم دهد و عمر دراز

شمارهٔ ۶۴۲: کاروان بربست بار و ره دراز

شمارهٔ ۶۴۳: دوش یار آمد به بالینم فراز

شمارهٔ ۶۴۴: مگر یاری درافتد محرم راز

شمارهٔ ۶۴۵: شادی به روزگار شناسندگان راز

شمارهٔ ۶۴۶: نه محرمی و نه یاری موافق و دم ساز

شمارهٔ ۶۴۷: ز پندار خود رهبری بر مساز

شمارهٔ ۶۴۸: می بایدم که بشنوم آواز دل‌نواز

شمارهٔ ۶۴۹: پیاپی بده ساقیا شیرهٔ رز

شمارهٔ ۶۵۰: اگرچه دل به کسی داد، جان ماست هنوز

شمارهٔ ۶۵۱: امید بستم و نگشاد هیچ کار هنوز

شمارهٔ ۶۵۲: نوبهارست و صبا عنبر بیز

شمارهٔ ۶۵۳: خوش وقت صبوحیان شب‌خیز

شمارهٔ ۶۵۴: آخر ای دل چیست چندین رستخیز

شمارهٔ ۶۵۵: خون رز بر خاک می‌ریزی مریز

شمارهٔ ۶۵۶: بده به یار می خوش گوار شورانگیز

س

شمارهٔ ۶۵۷: ساقی به جان و سر که به جان دارمت سپاس

شمارهٔ ۶۵۸: رسید وقت سحر ساقیا بگردان کاس

شمارهٔ ۶۵۹: زبان تیز دارم همچو الماس

شمارهٔ ۶۶۰: به من نظر مکن ای بی‌خبر به چشمِ قیاس

شمارهٔ ۶۶۱: زاهد مخمور را راهِ مناجات بس

شمارهٔ ۶۶۲: آخر ای نامهربان فریادرس

شمارهٔ ۶۶۳: رخ بنما ای صنم پرده فکن یک نفس

شمارهٔ ۶۶۴: تویی یار دیرینهٔ هم‌نفس

شمارهٔ ۶۶۵: عاشق ازین شیوه نگشته ست کس

شمارهٔ ۶۶۶: هلال ابروانش بین مقوّس

شمارهٔ ۶۶۷: دریغ صحبت یاران و دوستان انیس

ش

شمارهٔ ۶۶۸: یک امشبی که درافتاده‌ای بیا خوش باش

شمارهٔ ۶۶۹: ای دل سودازده عاشق تنها مباش

شمارهٔ ۶۷۰: پند داعی بشنو پس¬رو پندار مباش

شمارهٔ ۶۷۱: گر به جانان زنده ای جان گو مباش

شمارهٔ ۶۷۲: خوش است عالمِ رندان و صحبتِ او باش

شمارهٔ ۶۷۳: دلا سر پوشِ خوانِ سّرِ او باش

شمارهٔ ۶۷۴: مرا گر عقل گوید متّقی باش

شمارهٔ ۶۷۵: جانم آن جاست که او گو تنم این جا می باش

شمارهٔ ۶۷۶: دلا خاک در دیدۀ عقل پاش

شمارهٔ ۶۷۷: ای دلِ دریا نشین گوهرِ دریا مپاش

شمارهٔ ۶۷۸: از آنم خلق می خوانند قلّاش

شمارهٔ ۶۷۹: جمالِ رویِ هم چون آفتابش

شمارهٔ ۶۸۰: چو صرف شد همه اوقاتِ عمر در طلبش

شمارهٔ ۶۸۱: وَه وَه از جانِ به لب آمده بر بویِ لبش

شمارهٔ ۶۸۲: ز گردِ چشمۀ حیوان برآمده ست نباتش

شمارهٔ ۶۸۳: درونِ سینه یی دارم پر آتش

شمارهٔ ۶۸۴: دوست می دارم خمارِ چشم مستش

شمارهٔ ۶۸۵: که را کشتند دی چشمانِ مستش

شمارهٔ ۶۸۶: خدایا ازین مسکراتم ببخش

شمارهٔ ۶۸۷: نمی زنم نفسی تا نمی کنم یادش

شمارهٔ ۶۸۸: مسکین دلِ بی چاره کز دست بشد کارش

شمارهٔ ۶۸۹: فکن ای بخت یک ره استخوانم زیرِ دیوارش

شمارهٔ ۶۹۰: که می آرد به دل پیغامِ یارش

شمارهٔ ۶۹۱: هنوز اگرچه جفا دیده می روم ز برش

شمارهٔ ۶۹۲: کیست شیخ الوقت تا فریاد دارم بر درش

شمارهٔ ۶۹۳: فرخنده روزگارِ گدایانِ خارکش

شمارهٔ ۶۹۴: معطّرست دماغم ز بوی ِ یرلیکش

شمارهٔ ۶۹۵: هیهات نزاری بنگر بوسه ستانش

شمارهٔ ۶۹۶: گفتم آیا در کنار آرم میانش

شمارهٔ ۶۹۷: هر که ما را دوست دارد خلق گردد دشمنش

شمارهٔ ۶۹۸: مرغِ دلم که زلفِ تو باشد نشیمنش

شمارهٔ ۶۹۹: بیار ای بادِ جان پرور نسیمی از عرق چینش

شمارهٔ ۷۰۰: هزار یادِ سرِ پنجۀ نگارینش

شمارهٔ ۷۰۱: آن را که گمان شود یقینش

شمارهٔ ۷۰۲: ز دست مدعیان یک زمانکی شبِ دوش

شمارهٔ ۷۰۳: مشتری و زهره در عین قران بوده ست دوش

شمارهٔ ۷۰۴: پیر خرابات به من گفت دوش

شمارهٔ ۷۰۵: کمند است آنکه افکنده‌ست بر دوش

شمارهٔ ۷۰۶: با شمع درآمد از درم دوش

شمارهٔ ۷۰۷: آمد بر من نگار من دوش

شمارهٔ ۷۰۸: ای لبت عقلم به غارت داده دوش

شمارهٔ ۷۰۹: سرمست درآمد ز درم نیمه شبی دوش

شمارهٔ ۷۱۰: ای دل از گردش ایام مخالف مخروش

شمارهٔ ۷۱۱: نگارا پری زاده ای یا سروش

شمارهٔ ۷۱۲: به گوش هوش شنیدم که بر زبان سروش

شمارهٔ ۷۱۳: بیا جانا جهان بر من بمفروش

شمارهٔ ۷۱۴: بهشت است خمخانه می فروش

شمارهٔ ۷۱۵: آن موی بریده بر بنا گوش

شمارهٔ ۷۱۶: ای زلف تو تکیه کرده بر گوش

شمارهٔ ۷۱۷: تا صبح قیامت نشود ذوق فراموش

شمارهٔ ۷۱۸: درد عشق است ای ملامت گر خموش

شمارهٔ ۷۱۹: خوش عالم عاقلان مدهوش

شمارهٔ ۷۲۰: دگر باره اگر بینم جمال عالم آرایش

شمارهٔ ۷۲۱: می در ده و دردِسر مده بیش

شمارهٔ ۷۲۲: همه را شادی و مارا غم جانانه خویش

شمارهٔ ۷۲۳: منم و گوشه تنهایی و بی یاری خویش

شمارهٔ ۷۲۴: مردانه وار بر گذر از آرزوی خویش

ط

شمارهٔ ۷۲۵: بیا که فصل ربیع است و وقت عیش و نشاط

ع

شمارهٔ ۷۲۶: با دل در احتسابم و با دیده در نزاع

شمارهٔ ۷۲۷: بیا که می کند از مشرق آفتاب طلوع

شمارهٔ ۷۲۸: خروس بانگ برآورد و صبح کرد طلوع

غ

شمارهٔ ۷۲۹: بوی بهشت می دمد از جویبار باغ

شمارهٔ ۷۳۰: برخیز تا کنیم صبوحی هوای باغ

شمارهٔ ۷۳۱: دلی می خواهم از هر کار فارغ

ف

شمارهٔ ۷۳۲: مدعیان می نهند پای برون از گزاف

شمارهٔ ۷۳۳: بوی بهار می دهد باد صبا ز هر طرف

ق

شمارهٔ ۷۳۴: دوستان آه از فراق آه از فراق

شمارهٔ ۷۳۵: به جفت چشم تو در جهان و ابرو طاق

شمارهٔ ۷۳۶: صراحی می زند بانگ اناالحق

شمارهٔ ۷۳۷: گر نسبت خرقه نبرد شیخ به صادق

شمارهٔ ۷۳۸: هر که نباشد چو من پس رو ارباب عشق

شمارهٔ ۷۳۹: ای پسر ار بگذری سوی خرابات عشق

شمارهٔ ۷۴۰: دبدبه ای می زنند بر سر بازار عشق

شمارهٔ ۷۴۱: دوش مرا پیش کرد قافله سالارِعشق

شمارهٔ ۷۴۲: مستیم از مبادیِ فطرت ز جامِ عشق

شمارهٔ ۷۴۳: ای خطبۀ سعادتِ کلّی به نامِ عشق

شمارهٔ ۷۴۴: زلالِ خضر و شبِ خلوت و حریفِ موافق

شمارهٔ ۷۴۵: رفیقی هم دم و یاری موافق

شمارهٔ ۷۴۶: ما بینِ حقّ و باطل ضدّیتیست مطلق

شمارهٔ ۷۴۷: خنبِ من کوثرست و راحِ رحیق

شمارهٔ ۷۴۸: اگر تو جهد کنی با تو می رود توفیق

ک

شمارهٔ ۷۴۹: بر ما گر اعتراض کند مدّعی چه باک

شمارهٔ ۷۵۰: فسردگان چه شناسند قدرِ سورِ فلک

گ

شمارهٔ ۷۵۱: عشق است فراخ و سینه یی تنگ

شمارهٔ ۷۵۲: مرا مکابره کشته ست بی خصومت و جنگ

شمارهٔ ۷۵۳: عشق اگر باز گرفتی ز گریبانم چنگ

شمارهٔ ۷۵۴: تو ملامت مکن ای مدّعی اینک سر و سنگ

شمارهٔ ۷۵۵: آشکارا شد همه رازم دریغا نام و ننگ

ل

شمارهٔ ۷۵۶: گذشت عمرِ گرامی در انتظارِ وصال

شمارهٔ ۷۵۷: نه بی تو طاقتِ صبر و نه با تو رویِ وصال

شمارهٔ ۷۵۸: گر برون آیی و برقع بگشایی ز جمال

شمارهٔ ۷۵۹: صخره ای بر راهِ ما بود از خیال

شمارهٔ ۷۶۰: کجا شدی که فراتر نمی شوی ز مقابل

شمارهٔ ۷۶۱: صبح دَم دوش برآورد منادی بلبل

شمارهٔ ۷۶۲: تویی که بر تو نباشد مرا نظیر و بدل

شمارهٔ ۷۶۳: عشق آمد و برفت قرار و ثباتِ دل

شمارهٔ ۷۶۴: چند خواهم سوخت آه از دردِ دل

شمارهٔ ۷۶۵: ای دیده را به دیدنِ رویت قرارِ دل

شمارهٔ ۷۶۶: هیهات اگر به دستِ من استی زمامِ دل

شمارهٔ ۷۶۷: پیرانه سر ز دست بدادم عنانِ دل

شمارهٔ ۷۶۸: دوست می دارم به جانش در میانِ جان و دل

شمارهٔ ۷۶۹: ای دل آخر نشدی سیر ز محنت ای دل

شمارهٔ ۷۷۰: با تو پیوندست ما را از ازل

شمارهٔ ۷۷۱: بیا دل ز دنیایِ دون بر گسل

شمارهٔ ۷۷۲: سرِ پیوند ندارد صنمِ مهر گسل

شمارهٔ ۷۷۳: به جز ملامتم از دل نمی شود حاصل

شمارهٔ ۷۷۴: ای دل از عمرِ گرانمایه چه داری حاصل

شمارهٔ ۷۷۵: نیسان فکند باز عرق بر عذارِگل

شمارهٔ ۷۷۶: گیتی بهشت وار شد از روزگارِ گل

شمارهٔ ۷۷۷: رونق گرفت کارِ من از روزگارِ گل

شمارهٔ ۷۷۸: باد آمد و گشاد نقاب از رخانِ گل

شمارهٔ ۷۷۹: کرد آشکار بادِ بهاری نهانِ گل

شمارهٔ ۷۸۰: از تُتُق آمد برون خاتونِ گل

شمارهٔ ۷۸۱: اگر دورم از تو به آب و به گِل

شمارهٔ ۷۸۲: بلبل ز شاخِ سرو چو بر زد نوایِ گل

شمارهٔ ۷۸۳: مرا چو مست روان کرده بوده اند از اوّل

شمارهٔ ۷۸۴: دستِ من و دامنِ آلِ رسول

شمارهٔ ۷۸۵: نگسلم از دوست امیدِ وصول

شمارهٔ ۷۸۶: ای دلِ شوریده سرِ بُل فضول

شمارهٔ ۷۸۷: نشسته ام به خیالی که می پزم مشغول

شمارهٔ ۷۸۸: بر بویِ وفایی که ندیدم ز تو نا اهل

م

شمارهٔ ۷۸۹: ز راهِ لطف درین کلبۀ خراب خرام

شمارهٔ ۷۹۰: هزار شکر که برگشتم از سفر به مقام

شمارهٔ ۷۹۱: ماهِ نو بنمود رخ سار از غمام

شمارهٔ ۷۹۲: تنها نی ام اگرچه که تنها نشسته ام

شمارهٔ ۷۹۳: در خیال آبادِ خود بنشسته ام

شمارهٔ ۷۹۴: ز وصلِ تو نفسی بهره بر نداشته ام

شمارهٔ ۷۹۵: دوستان در کارِ خود حیران و مشکل مانده ام

شمارهٔ ۷۹۶: تا فراقت دیده ام خون می چکاند دیده ام

شمارهٔ ۷۹۷: جان در سرِ دل باختم تا عاشقِ جانانه ام

شمارهٔ ۷۹۸: دلِ گم کرده را چندان که می جویم نمی یابم

شمارهٔ ۷۹۹: بیا کز تو نمی باشد شکیبم

شمارهٔ ۸۰۰: گر یک نفس از تو می شکیبم