گرم به کینه بسوزی وگر به مهر بسازی
ز بندگان مطیعم حقیقتی نه مجازی
اگر در آتش سوزانم از تو باک نباشد
که پاک تر شود آن زر که بیشتر بگدازی
خوش آمدی که حیاتی به تازگی به وجودم
درآمد از رخت ای غیرتِ بتانِ ترازی
همه سعادت و صحّت که آمدی به عیادت
ندانم این چه خداوندی است و بنده نوازی
ز روی خوب نباشد غریب خوی خوش آری
در آفرینش حق رمزها بود نه به بازی
به خُلق می سزد او بر فرشته فخر نمایی
به حسن می رسدت گر بر آفتاب بنازی
محلّ قدر تو چون داند از قیاس نزاری
چو در اُمتیان عجم لفظ و استعارت تازی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و عاطفه و تأثیرات آن بر زندگی انسان است. شاعر به تضاد بین کینه و محبت اشاره میکند و بر اهمیت حقیقت در روابط انسانی تأکید میکند. او میگوید که اگر کسی او را در آتش بگذارد، این آتش برای او مضر نخواهد بود، بلکه او را خالصتر میکند. همچنین، شاعر به ورود یک شخص خاص به زندگیاش اشاره میکند که باعث احیای روح او شده است. او به زیباییهای آفرینش و مقام انسان در مقایسه با فرشتگان میپردازد و نشان میدهد که زیبایی و حسن میتواند انسان را به اوج برساند. این شعر در نهایت به عظمت و قدر انسان در دنیای آفرینش اشاره دارد.
هوش مصنوعی: اگر با کینه و نفرت بسوزی یا با عشق و محبت بسازی، از بندگانی که اطاعت میکنند، حقیقتی واقعی به دست میآوری نه چیزی ساختگی.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر تو در آتش بسوزم، نگران نیستم، زیرا این آتش باعث میشود که طلا کهنه و بیارزش، به طلا با ارزش و خالصتری تبدیل شود.
هوش مصنوعی: خوش آمدی که جلوهای تازه به جانم بخشیدی، ای غیرت زیبایانی که به تعادل آمدهای.
هوش مصنوعی: تمام خوشبختی و سلامت تو را زمانی که به دیدن من آمدی نمیدانم این چه نوع خدایی است که بندهاش اینگونه مهربان است.
هوش مصنوعی: از چهره زیبا نمیتوان انتظار داشت که همیشه خوبی و نیکویی را به ما ببخشد. در آفرینش حق شهادتها و نشانههایی وجود دارد که از طریق آنها متوجه عمق معنا میشویم، نه اینکه به سادگی و بازیچهای بنگریم.
هوش مصنوعی: او به قدری زیباست که شایسته است فرشتهها به او افتخار کنند و همچنین اگر به زیباییات مغروری، بدان که زیباییاش از نور خورشید هم بیشتر است.
هوش مصنوعی: محل و مقام تو چگونه میتواند از مقایسه و سنجش شناختی داشته باشد در حالی که در میان اقوام عجم، کلام و واژههای عربی به کار میروند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی
که بس غریب نباشد ز تو غریبنوازی
ز بهر یک سخنِ تو دو گوش ما سوی آن لب
ستیزه بر دل ما و دو چشم تو سوی بازی
چه آفتی تو که شبها میان دیده چو خوابی
[...]
چرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازی
کزین قضیب عزیزی وزین قضیب بنازی
قضیب سخت عزیز است و با منست که او را
بصد زبان بنوازم، زهی غریب نوازی
بدست گیرم و آنگه بدو چگویم، گویم
[...]
زبان دراو مکش ای بی بصر به دست درازی
که پاک سیرت و پاکیزه دامن است و نمازی
ترا که خوف نبوده ست شوق عشق چه دانی
ترا که دیده نباشد نظر چه گونه ببازی
به سر برند به سر عارفان طریق محبّت
[...]
گرفتمت که بگیرم عنان مرکب تازی
کجا روم که فرس بر من شکسته نتازی
تو شاهبازی و دانم که تیهوان نتوانند
که در نشیمن عنقا کنند دعوی بازی
شبان تیره بسی برده ام بآخر و روزی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.