نه روی و رهی که با تو باشم
نه سیم و زری که بر تو پاشم
اعجوبه ی روزگار ماییم
من خود به تعجبات فاشم
باشد که به هیچ وجه آیا
شایسته ی خدمت تو باشم؟
رد کرده ی جمله ی جهانم
آیا ز کدام خیل تاشم؟
ای مدعیان کجاست جایی
الا در دوست پس کجاشم؟
تا پخته شوم هنوز اینجا
در آتش امتحان چو داشم
معزول ز وحدت معادم
مشغول به کثرت معاشم
اسلام چو خاص خویش کرده
در کفر رهی دهند کاشم!
طیّان نی ام ار چه هرزه گویم
آزر نی ام ار چه بت تراشم
یعنی که چو خامه ی نزاری
گه گه ورقی همی تراشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات و تفکرات عمیق خود درباره وجود و جایگاهش در دنیا میپردازد. او از عدم وجود امکان ارتباط نزدیک با محبوب و نداشتن زیباییهای ظاهری سخن میگوید و همچنین به شگفتیهای روزگار اشاره میکند. شاعر احساس میکند که از جهان جدا شده و به دنبال جایی در میان مدعیان است، اما به رابطهاش با دوست خاص تأکید میکند. او در حالتی از آزمایش و امتحان قرار دارد و در تلاش است تا به وحدت و حقیقت برسد. او احساس میکند که در شرایطی متناقض زندگی میکند و از وضعیت خود ناخرسند است. در پایان نیز به خلق ادبیات و شعر به عنوان یک فرآیند خلاقانه و طاقتفرسا اشاره میکند.
هوش مصنوعی: نه زیبایی و نه راهی برای بودن با تو دارم، نه طلا و نقرهای که برای تو خرج کنم.
هوش مصنوعی: ما خود از شگفتیهای زمانهایم و به همین خاطر تعجب همگان را برانگیختهایم.
هوش مصنوعی: آیا من هیچ وقت شایستهی خدمت به تو خواهم بود؟
هوش مصنوعی: آیا من که از همه چیز دنیا جدا شدهام، از کدام دسته یا گروه باید زخم بخورم؟
هوش مصنوعی: ای مدعیان، کجا میتوانم جایی پیدا کنم جز در دوستی؟ پس اصلاً دیگر کجا بروم؟
هوش مصنوعی: من هنوز در حال آزمون و چالش هستم تا به کمال برسم، مانند چیزی که در آتش پخته میشود.
هوش مصنوعی: دور از یگانگی و اتحاد، به دل مشغولیهای زندگی و چیزهای متعدد مشغولم.
هوش مصنوعی: اگر اسلام خاص خودش را در کفر قرار دهد، پس کاش که راهی برای رهایی فراهم کند!
هوش مصنوعی: من چون نی هستم، هرچه بگویم، بیهوده نیست؛ من از خاک نیامدهام که چیزی را به هدر بزنم، بلکه مانند هنرمندی هستم که مجسمهای خلق میکنم.
هوش مصنوعی: من همچون قلمی هستم که گاه گاهی صفحهای جدید مینویسم و میتراشم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در پای تو به که مرده باشم
تا زنده و بیتو جان خراشم
امروز که بدین خراشم
تو نیز مزن به دور باشم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.