چون دردمند به حیّ علی الصّلات
ساقی به دست من ده سرمایه ی حیات
دانی که بس ثوابِ جزیل است اگر کنی
دفعِ خمارِ سخت که جز وی ست از ممات
یک دم موافقت کن و در کارِ خیر باش
تا وارهانیم به سه کاسه ز شش جهات
تا بر لبِ تو نوش کنم می که خوش تر است
بر سبزه ی لبی که بود خوش تر از نبات
خطِّ سیاهِ مورچه بر عارضِ چو گل
خوب آمده است نه خطِ عامل به ترّهات
نه نه به حکمِ عزّت و حرمت خطِ لبش
هر شب مرا شبی دگر است از شبِ برات
ما و می و تحمّلِ طعن جهول اگر
صد بار بر زمین فتد این چرخ بی ثبات
بر مدّعی که عرضه کند از زبانِ من
کای مانده در تلاطمِ دریایِ مُهلکات
ناممکن است توبه ی من از حیاتِ محض
چیزی ز من مخواه که نبود ز ممکنات
جز خون رز به گردنِ من هیچ عهده نیست
من زنده ام به عشق مترسانم از موات
آن جا که موکبِ حسنات آشکار شد
آثار کی بماند از انواعِ سیّئات
تا کی ز«لا نسلّمِ» تو در قبولِ حق
لا در شهادت است به وجهی بتر زلات
بسیار چون تو گشت به طوفانِ جهل غرق
کشتیِّ نوحِ وقت طلب از پی نجات
سر ریز می روی ز برِ بت به انتکاس
وه وه که مکّه باز ندانی ز سومنات
شرک است ما و من من و ما کی رسد درو
پس ذاتِ بی صفت نشود قابلِ صفات
هرگز نیامده است و نیاید نزاریا
در حیّزِ صفاتِ تو معبود کاینات
وهمِ تو کی رسد به سرِ آن و عقل تو
آن جا که ذات پاک شود متحد به ذات
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دردی که در وجودش تجربه میکند سخن میگوید و با اشاره به اهمیت نماز و دعا، از ساقی میخواهد که به او شراب حیات ببخشد. او بر این باور است که خروج از وضعیت بد و رهایی از مشکلات، ثواب زیادی دارد، و لحظاتی از دوستی و همکاری در کارهای خیر میتواند انسان را از گرفتاریها نجات دهد.
شاعر به زیبایی و لذتهای زندگی اشاره میکند و بر این باور است که عشق و عشق ورزیدن زندهاش نگه میدارد. او از یادآوری خطاها و بدیها میگوید و متذکر میشود که در دنیای پر از چالشها، امکان توبه و تغییر از زندگی واقعی برای او وجود ندارد. او تصریح میکند که تنها عشق به او حیات میبخشد و در ادامه، به وحدت ذات الهی اشاره میکند که بالاتر از صفات بشری است.
در نهایت، با بیان این نکته که هیچ توهم یا زبانی نمیتواند به درک واقعیات الهی برسد، بر عظمت و یگانگی خداوند تأکید میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که دردمند را میبینم، به یاد دعوت به نماز میافتم و از تو میخواهم که سرمایههای زندگی را به دست من بسپاری.
هوش مصنوعی: آیا میدانی اگر بتوانی به خوبی حال بد و خمار را دور کنی، ثواب بسیار زیادی نصیبت میشود؟ زیرا تنها چیزی که از مرگ جداست همین حال ناخوش است.
هوش مصنوعی: لحظهای با ما همراه شو و به کارهای خوب بپرداز تا ما بتوانیم از هر طرف به خوبیها دست پیدا کنیم و خوشبختی را در زندگیامان بیاوریم.
هوش مصنوعی: من میخواهم بر لب تو نوشی بنوشم که برای من شیرینتر از سبزه و گیاهان دیگر است.
هوش مصنوعی: رنگ سیاه و باریک مورچه روی صورت گل زیبا به نظر میآید، اما این نشاندهندهٔ هیچ کار بیموردی نیست.
هوش مصنوعی: این متن اشاره به عشق و احساس عمیق دارد. شخصی بیان میکند که با هر بار دیدن لبان محبوبش، احساس جدیدی در او به وجود میآید و این احساسات باعث میشود شبهای او متفاوت و پر از زیبایی باشد. عشق و زیبایی محبوب قدرتی دارد که هر شب را برای او به تجربهای منحصربهفرد تبدیل میکند.
هوش مصنوعی: ما و شراب و تحمل سخنان نادان اگر هزار بار هم بر زمین بیفتد، این دنیا هیچگاه ثابت نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: کسی که از طرف من ادعا کند که من در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات سخت و خطرناک هستم، به او میگویم که او خودش در اشتباه است.
هوش مصنوعی: توبه من از زندگی مطلق غیرممکن است. از من چیزی درخواست نکن که در دایره ممکنات وجود ندارد.
هوش مصنوعی: جز خون گل، چیزی بر گردن من نیست و من زندهام به عشق، پس نترس از مرگ.
هوش مصنوعی: زمانی که زیباییهای خوب و نیکیها به وضوح نمایان شوند، دیگر نشانی از انواع بدیها و گناهان باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: تا کی از عدم تسلیم تو در قبول حق، نمیشود در شهادت به شکلی بهتر از لغزشها سخن گفت؟
هوش مصنوعی: بسیاری مانند تو در طوفانی از نادانی غرق شدهاند و در جستجوی راه نجات هستند، مانند کشتی نوح در زمان خود.
هوش مصنوعی: عشق و اشتیاق تو به معشوق آنچنان است که وقتی به بتها نگاه میکنی، هرگز متوجه نمیشوی که آیا در مکه هستی یا در جایی دیگر. این نشاندهنده غرق شدن در احساسات و ناتوانی در تشخیص واقعیت است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی ما به خود و دیگری مینگریم و به تمایزات فردی توجه داریم، نمیتوانیم به ذات بینقشه و بیصفت نیایش و درک واقعی برسیم. در واقع، درک حقیقت و هدف اصلی زندگی فراتر از تفکیکها و دوگانگیهای ما و شماست. صفات و ویژگیهای فردی ما نمیتواند ذات پاک و خالص را درک کند.
هوش مصنوعی: هرگز کسی به اندازه تو ویژگیهای بارز و بینظیری ندارد و نخواهد داشت، ای معبود همهی کائنات.
هوش مصنوعی: تصور و خیال تو نمیتواند به عمق واقعیتی که در آن همه چیز در یک حقیقت خالص و ناب گنجانده شده است، برسد. فهم و عقل تو نیز در آنجا به کمال میرسد که وجود پاک و حقیقی به یک اتحاد کامل دست یابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای روز عید خلق وز خلق را نجات
بر تو بخیر باد و سعادت شب برات
باشد بلی بخیر و سعادت برات تو
چون خلق را زعدل تو باشد زغم نجات
در دیده مروت و اندر تن خرد
[...]
جبار عرش و فرش و قدیم صفات و ذات
معبود مملکت ملک کون و کاینات
ذاتی قدیم بوده ولیکن نه از قدم
حیی همیشه زنده ولیکن نه از حیات
بر آسمان چو مشعله از قدرتش نجوم
[...]
هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات
کوته نشد ز دامن کس دست حادثات
بر زایران نگشت گشاده در عطا
بر اهل فضل بسته نشد راه نایبات
بی مجد دین صفی سلاطین نجیب ملک
[...]
یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات
ارزد به نزد من به همه ملکِ کاینات
خضر از کجا و خطِّ غبار تو از کجا
یک بوسه از لب تو و صد چشمه ی حیات
خواهد که احتراز کند از بلا خرد
[...]
ای دیده در شناختن حال کاینات
باید که باشدت نظری از سر انات
بنیاد کارها همه بر هفت و چار دان
نه از سر تهتک رأی از ره ثبات
زان هفت و زین چهار که مجموع یازده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.