لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
حکیم نزاری

چون دردمند به حیّ علی الصّلات

ساقی به دست من ده سرمایه ی حیات

دانی که بس ثوابِ جزیل است اگر کنی

دفعِ خمارِ سخت که جز وی ست از ممات

یک دم موافقت کن و در کارِ خیر باش

تا وارهانیم به سه کاسه ز شش جهات

تا بر لبِ تو نوش کنم می که خوش تر است

بر سبزه ی لبی که بود خوش تر از نبات

خطِّ سیاهِ مورچه بر عارضِ چو گل

خوب آمده است نه خطِ عامل به ترّهات

نه نه به حکمِ عزّت و حرمت خطِ لبش

هر شب مرا شبی دگر است از شبِ برات

ما و می و تحمّلِ طعن جهول اگر

صد بار بر زمین فتد این چرخ بی ثبات

بر مدّعی که عرضه کند از زبانِ من

کای مانده در تلاطمِ دریایِ مُهلکات

ناممکن است توبه ی من از حیاتِ محض

چیزی ز من مخواه که نبود ز ممکنات

جز خون رز به گردنِ من هیچ عهده نیست

من زنده ام به عشق مترسانم از موات

آن جا که موکبِ حسنات آشکار شد

آثار کی بماند از انواعِ سیّئات

تا کی ز«لا نسلّمِ» تو در قبولِ حق

لا در شهادت است به وجهی بتر زلات

بسیار چون تو گشت به طوفانِ جهل غرق

کشتیِّ نوحِ وقت طلب از پی نجات

سر ریز می روی ز برِ بت به انتکاس

وه وه که مکّه باز ندانی ز سومنات

شرک است ما و من من و ما کی رسد درو

پس ذاتِ بی صفت نشود قابلِ صفات

هرگز نیامده است و نیاید نزاریا

در حیّزِ صفاتِ تو معبود کاینات

وهمِ تو کی رسد به سرِ آن و عقل تو

آن جا که ذات پاک شود متحد به ذات

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سوزنی سمرقندی

ای روز عید خلق وز خلق را نجات

بر تو بخیر باد و سعادت شب برات

باشد بلی بخیر و سعادت برات تو

چون خلق را زعدل تو باشد زغم نجات

در دیده مروت و اندر تن خرد

[...]

قوامی رازی

جبار عرش و فرش و قدیم صفات و ذات

معبود مملکت ملک کون و کاینات

ذاتی قدیم بوده ولیکن نه از قدم

حیی همیشه زنده ولیکن نه از حیات

بر آسمان چو مشعله از قدرتش نجوم

[...]

ادیب صابر

هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات

کوته نشد ز دامن کس دست حادثات

بر زایران نگشت گشاده در عطا

بر اهل فضل بسته نشد راه نایبات

بی مجد دین صفی سلاطین نجیب ملک

[...]

حکیم نزاری

یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات

ارزد به نزد من به همه ملکِ کاینات

خضر از کجا و خطِّ غبار تو از کجا

یک بوسه از لب تو و صد چشمه ی حیات

خواهد که احتراز کند از بلا خرد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
ابن یمین

ای دیده در شناختن حال کاینات

باید که باشدت نظری از سر انات

بنیاد کارها همه بر هفت و چار دان

نه از سر تهتک رأی از ره ثبات

زان هفت و زین چهار که مجموع یازده است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه