نگسلم از دوست امیدِ وصول
باک ندارم ز رقیبِ فضول
عاقل اگر عیب کند گو بکن
شیفته کی کرد نصیحت قبول
از اثرِ پرتوِ خورشیدِ عشق
خیره بماندند نفوس و عقول
فارغم از فرطِ غلویِ عموم
ایمنم از خوفِ غرورِ جهول
طبع به جز کژ نکند بی نمک
رقص به جز بد نکند بی اصول
خانه راو باش تهی کن که شاه
می رسد و می کند آن جا نزول
دوست درآید همه بیرون شوند
زیرِ اُحُد چند توان بُد حمول
تو ز من آزادی و من بنده ام
من به تو مشتاق و تو از من ملول
حکمِ تو بر جانِ نزاری رواست
بندۀ مطواع نجوید عدول
از سرِ جیحون نتوان بازجَست
عبره توان کرد و لیکن به پول
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و رابطههای انسانی است. شاعر به امید رسیدن به دوستش اشاره میکند و نگران رقبای بیفایده نیست. او معتقد است که اگر عاقل به او عیب بگیرد، او نباید به نصیحت توجه کند. عشق و تأثیر آن بر عقل و روح آدمیان را توصیف میکند و از غرور بیمورد احساس امنیّت میکند. شاعر همچنین به حاکمیتی که به او وابسته است، اشاره میکند و میگوید که عشق او به دوستش ذاتی است، حتی اگر دوستش از او دور باشد. در نهایت، او به این نکته میرسد که نمیتواند از سرنوشت خود فرار کند، اما میتواند از تجربیات خود درس بگیرد.
هوش مصنوعی: هرگز از دوستی جدا نمیشوم و به رسیدن به او امیدوارم و از مزاحمتهای بیمورد رقیب نگران نیستم.
هوش مصنوعی: اگر شخصی عاقل عیبی را بیان کند، باید بپذیرد که عاشق و شیفته کسی نمیشود که نصیحت او را قبول کند.
هوش مصنوعی: نور و زیبایی عشق چنان بر روح و فکر انسانها تأثیر گذاشته است که آنها مجذوب و محو آن شدهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر شدت محبت عموم مردم، از ترس فریبندگی جهل و خودخواهی در امان هستم.
هوش مصنوعی: طبع انسان در شرایط نامناسب نمیتواند به خوبی خود را ابراز کند و هنر واقعی را به نمایش بگذارد. وقتی اصول و قواعد در کار نباشد، نتیجه نیز دلپذیر نخواهد بود.
هوش مصنوعی: خانه را خالی کنید، زیرا شاه به زودی میرسد و در آنجا فرود خواهد آمد.
هوش مصنوعی: دوست وارد میشود و همه از ترس دور میشوند. کدام بار را میتوان تحمل کرد؟
هوش مصنوعی: تو از من آزاد هستی و من به تو وابستهام. من به تو علاقه دارم ولی تو از من خستهای.
هوش مصنوعی: حکم تو بر زندگی نزار جایز است، زیرا بندهی مطیع هیچ گاه از اطاعت سرپیچی نمیکند.
هوش مصنوعی: از سر جیحون نمیتوان به عقب بازگشت، اما میتوان با کمک پول، حسرت و ناامیدی را جبران کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دستِ من و دامنِ آلِ رسول
هر چه جزین است نیرزد به پول
باطلِ مطلق چو ندارد وجود
هر چه جز از حق نکنم من قبول
من نکنم شکر خداوند را
[...]
گفت ایا خادمه بوالفضول
بهر چه گشتی تو درین غم ملول
بر کس و ناکس به حریم خمول
قفل کن ابواب خروج و دخول
حلقه او زینت گوش عقول
رحمت او بر دو جهانش شمول
آن که چو شیطان نبود بوالفضول
هرچه بگویی، کند آن را قبول
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.