بوی بهار آمده ست و وقت گل ستان
باد خزان رفت و فتنه های زمستان
باغ و چمن از نسیم گل شده بویا
سرو سهی سایه اوفکنده به بستان
روی زمین از بهار غنچه گرفته ست
سوی چنار آمده ست بلبل دستان
وقت نشاط است و خرّمی و جوانی
بی خبران غافل اند خفته چو مستان
جام و صراحی بَرَد به سایه گل بن
مجمع آزادگان و باده پرستان
مطرب و ساقی ز باده خرّم و سرخوش
خوش نظران در کنارشان شده سستان
عهد چنان کرده ام که باز نگردم
باقی پیمان ما که بود شکست آن
یک دم عمرم اگرچه بی تو سرآید
بر دل من روز نیست آن که شب است آن
خیز نزاری ز نیستی به در آ تو
دست فرو کن بگیر دامن هستان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به آمدن بهار و زیباییهای آن اشاره میکند. او از رفتن باد خزان و مشکلات زمستان صحبت میکند و به نشاط و زندگی دوباره در طبیعت اشاره میکند. درختان و گلها به زندگی برمیگردند و بلبلان در باغها آواز میخوانند. شاعر از لذتهای زندگی، مانند باده و شادی، یاد میکند و به دوستی و وفاداری اشاره دارد. او میگوید که هرچقدر هم کوتاه باشد، زندگی بدون دوستش برایش معنایی ندارد و از او دعوت میکند تا به زندگی بازگردد.
هوش مصنوعی: بوی بهار و نشاط آن فرارسیده و زمان خوشگذرانی و چیدن گلهاست. باد سرد خزان رفته و مشکلات و سختیهای زمستان نیز تمام شدهاند.
هوش مصنوعی: باغ و چمن با نسیم معطر شده و گلها خوشبو هستند. سرو بلند و زیبایی زیر سایهاش در باغ ایستاده است.
هوش مصنوعی: در بهار، گلها شکوفه زدهاند و بلبل از دور به درخت چنار نزدیک شده است.
هوش مصنوعی: زمانی شاداب و پر از زندگی و جوانی است، اما کسانی که از لحظههای خوش خبری ندارند، مانند مستها در خواب عمیق به سر میبرند.
هوش مصنوعی: جام و صراحی به زیر سایه گل، در اجتماع آزادگان و عاشقان شراب قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: موسیقیدان و جامپرست با شادی و سرور در کنار هم مشغولند و خوشچهرهها نیز در کنارشان جمع شدهاند.
هوش مصنوعی: من بهقدری بر سر عهدی که بستهام پایبندم که هرگز بازنگردم و باقیمانده پیمان ما این است که شکستن آن ممکن نیست.
هوش مصنوعی: اگرچه لحظهای از عمرم بدون تو بگذرد، برای من روزی وجود ندارد که شب باشد.
هوش مصنوعی: بلند شو و از حالت نیستی بیرون بیا، دستت را دراز کن و دامن دنیا را بگیر.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای رخ تو قبلهٔ خورشید پرستان
پرتو روی چو مهت شمع شبستان
تشنه به خون من بیچارهٔ مسکین
سنبل سیراب تو برطرف گلستان
با گل رویت چه زند لاله و نسرین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.