خنک وجودِ کسی کِه ش نظر به هم نفسی ست
که بویِ هم نفسی یافته ست هر که کسی ست
نمی شود به سر از همدمی دمی آن را
که اندکی به گریبانِ عقل دست رسی ست
بیا که گر بروی تا هزار سال از تو
هنوز در دلم انسی و در سرم هوسی ست
به هوش باز نیاید دلم که مستیِ عشق
نه آن بود که به هر مهلتیش وابرسی ست
به جز خیالِ تو چیزی به دیده در ناید
مرا که کوهِ اُحد در نظر کم از عدسی ست
هنوزم ار رمقی هست بی تو معذورم
که مرغِ جانِ چو سنگم در آهنین قفسی ست
رقیبم از درِ او گو بران من از شیرین
بدین قدر نگریزم که با شکر مگسی ست
بلی منم نه عسس مانع شد آمدِ خویش
به کویِ دوست که هر عضو بر تنم عسسی ست
نزاریا نفسی تازه روی و خوش دل باش
که انقلاب محالاتِ نفس در نفسی ست
بهشت طالبی آوازه بشنوی ز بهشت
که جز مسخَرِ بانگِ میان تهی جرسی ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عشق و دوستی میپردازد. شاعر از زیبایی و خنکای وجود محبوب صحبت میکند و میگوید که این حس همنفسی و نزدیکی به او، خاطراتی خوش و دلپذیر را برای او به ارمغان آورده است. او اشاره میکند که هیچ چیز نمیتواند مانع از همدمی او با معشوقش شود و حتی پس از سالها نیز اثر معشوق در دلش باقی است. شاعر به عشق و مستی آن اشاره کرده و تأکید میکند که تنها خیال محبوبش در ذهن او حلول کرده است. او از وضعیت خود در نبود معشوق ابراز ناتوانی و درد میکند و میگوید که مانند مرغی در قفسی سنگین، احساس محدودیت و اسارت میکند. در نهایت، شاعر فقدان محبوب را به یک انتظار بینتیجه تشبیه میکند که تنها صدای تو خالی را به دوش میکشد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که همراه و همسری دارد که بوی او را احساس کرده است و به خاطر همین، به زندگی و وجود خود میبالد.
هوش مصنوعی: نمیتوان به آسانی از دوستی که رابطهاش با عقل ما به بیانی نزدیک شده جدا شد.
هوش مصنوعی: بیا که حتی اگر تو برای هزار سال هم بروی، همچنان در دل من محبت و در ذهنم آرزویی از تو وجود دارد.
هوش مصنوعی: دل من به هوش نمیآید، زیرا مستی عشق یک حس زودگذر نیست که به راحتی با هر فرصتی فراموش شود.
هوش مصنوعی: به جز فکر و یاد تو، هیچ چیز دیگری در نظر من نمیآید؛ حتی کوه اُحد هم در مقایسه با یاد تو به اندازه یک ذرهی کوچک به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: اگر هنوز هم ذرهای نیروی زندگی در من باشد، بی تو عذرخواهی میکنم، چرا که روح من مانند پرندهای است که در قفسی آهنی چون سنگ غمگین و بیحرکت شده است.
هوش مصنوعی: مخالف من به قدری جاذبه دارد که من نمیتوانم از او دور شوم، حتی اگر شیرینترین چیزها را هم در نظر بگیرم، باز هم نمیتوانم به راحتی از او فاصله بگیرم.
هوش مصنوعی: بله، من همان کسی هستم که از ورودم به کوی محبوب جلوگیری نشده است؛ چون هر بخش از وجودم مانند یک نگهبان است.
هوش مصنوعی: همیشه سعی کن با نشاط و خوشحال باشی، زیرا تغییرات غیرممکن در وجود انسان ممکن است در وجود خود او رخ دهد.
هوش مصنوعی: بهشت صدای طالبی را خواهی شنید، اما بدان که جز صدای توخالی و بیمایه چیزی نیست که به گوش میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.