نوبهارست و صبا عنبر بیز
روح خواهد که شود راح آمیز
در چنین وقت خوش آمد پیوند
نازنینا مکن از ما پرهیز
صلح پیش آر و صفا کن گرچه
از شگرفان نه بدیع است ستیز
دلم از زلف درآویختهای
کس ندارد به ازین دستآویز
عشق تو در رگ جانم پیچید
هم چو در پنبهٔ خشک آتشِ خیز
قیس وحشی شد و هم چاره نداشت
کی میسر شود از عشق گریز
از بناگوش نباتش بچکد
خوی به آوازهٔ تو در تبریز
لب شیرین تو بیرون بردی
شور شیرین ز مذاق پرویز
گَردِ حسن تو ندیدی شیرین
گرچه از باد گذشتی شبدیز
عیش شیرین نزاری لب تو
تلخ کرد از شکر شورانگیز
سر فدای قدم تست بیا
تازه کن رسم قیامت برخیز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و عشق اشاره میکند و از نوبهار و زایشی که به همراه صبا (باد صبحگاهی) میآید، سخن میگوید. او از زلف معشوقهاش به عنوان دلیلی برای شوق و اشتیاق یاد میکند و میخواهد که در این زمان خوش، از دوری و جدایی پرهیز کند. شاعر به صلح و صفا دعوت میکند و با اشاره به عشق عمیقش، بیان میکند که احساسات او به شدت در وجودش پیچیده و جاری است. او به زیبایی و جذابیت معشوقهاش پرداخته و بیان میکند که علاقه او به او به قدری عمیق است که مانند آتش در پنبه میسوزد. در نهایت، شاعر از معشوقهاش درخواست میکند که برای تجدید عهد و وصال، به سوی او بیاید.
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و نسیم خوشبو در حال وزیدن است. روح انسان مشتاق است که به آرامش و راحتی دست یابد.
هوش مصنوعی: در این زمان خوش، به ارتباط شیرین و دلنشین توجه کن و از ما دوری نکن.
هوش مصنوعی: صلح را نزدیک بیاور و آرامش را برقرار کن، هرچند که در میان بزرگمنشان، جنگ و ستیز چیز جدیدی نیست.
هوش مصنوعی: دل من به هیچکس غیر از تو آرام نمیگیرد؛ زیبایی تو به قدری دلانگیز است که هیچ چیز دیگری نمیتواند جایگزین آن شود.
هوش مصنوعی: عشق تو مانند آتش در پنبهی خشک، در عمق جانم شعلهور شده است.
هوش مصنوعی: قیس به حدی دچار عشق شده که حالتی وحشیانه به خود گرفته و دیگر نمیتواند از این عشق فرار کند. او هیچ راهی برای نجات از این احساس ندارد.
هوش مصنوعی: از گوشههای گیاهش بر سر شوق و محبوبیت تو در تبریز، عطر و بوی خوشی میافشاند.
هوش مصنوعی: شیرینی لبهای تو باعث شده که طعم شیرینی از دهان پرویز خارج شود.
هوش مصنوعی: تویی که زیباییات را ندیدهای، حتی اگر از کنارههای باد هم عبور کنی، باز هم شیرینی وجود تو حس نشود.
هوش مصنوعی: زندگی دلپذیر و شیرین من به خاطر لب تو که طعم تلخی دارد، تلخ و ناخوشایند شده است، هرچند که شیرینی خاصی در وجود تو نهفته است.
هوش مصنوعی: سرم را به پای تو قربان میکنم، بیا و رسم قیامت را تازه کن، برخیز و احیا کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یعنی از چرخ چو خور تیغ ستیز
بر تو تیز است درین سایه گریز
لایق سبلت و ریشت برخیز
بی سخن بر در والی شو تیز
بهخطایی که نبوده است به چیز
نکشم دست ز فرزند عزیز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.