یک ام شبی که به خلوت جمال دوست ببینم
به از ممالک روی زمین به زیر نگینم
سماع بربط و جام خوش و حریف موافق
به روی دوست برآنم که در بهشت برینم
نه مرد باشم و باشم سزای آتش دوزخ
اگر بهشت برین بر سرای دوست گزینم
اگر سعادت آنم بود که وقت شهادت
به پیش دوست بمیرم زهی حیات پسینم
تو مهربانی من بین که از حوالی کویش
برون نمی شوم ار می کشد رقیب به کینم
شرابخواره و شاهدپرست و عاشق ورندم
و گر حیات بود تا مدار دور و برینم
به هیچ شهر نرفتم که برنخاست قیامت
صلاح کار من است ار به گوشه ای بنشینم
چرا به شیفتگی کردنم معاف ندارند
که آشنا شده ی مردمان رند لعینم
برادران حقیقی و دوستان قدیمی
برای مزد خدا رها کنید چنینم
به روی دوست درست است اعتقاد نزاری
کجا روم چه کنم گو مباش دنیی و دینم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و جذبه به محبوب سخن میگوید و به تصویر زیبای دوست اشاره دارد. او معتقد است که دیدار دوست از هر لذت و خوشی در دنیا برتر است و حتی اگر به آتش دوزخ هم دچار شود، با دیدن محبوبش راضی است. او آرزو میکند در لحظه شهادت در کنار معشوق بمیرد و به عشق و محبت بسنده کند. شاعر ادامه میدهد که هیچ علاقهای به دیدن دنیا ندارد و ترجیح میدهد در کنار دوستش باشد، حتی اگر دیگران او را به دلیل عشق ورزیدنش سرزنش کنند. او بر روابط صمیمی و واقعی با دوستان تأکید دارد و معتقد است که همه چیز او در عشق به دوستش خلاصه شده است. در نهایت، شاعر نگران دنیای مادی نیست و تنها به عشق و محبت اهمیت میدهد.
هوش مصنوعی: در یک شب، زمانی که به تنهایی زیبایی دوست را تماشا کنم، این لحظه برای من از تمام سرزمینهای روی زمین و حتی زیر نگین هم ارزشمندتر است.
هوش مصنوعی: در فضایی دلپذیر و خوشایند، با نواختن موسیقی و نوشیدن جامی دلچسب، در کنار دوستانی همدل و همراه، آرزو دارم که لحظاتی زیبا و بهشتی را در کنار معشوق سپری کنم.
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است من مردی باشم که سزاوار آتش جهنم هستم، اما باز هم اگر بهشت را برای کسی که دوستش دارم انتخاب کنم، هیچ اشکالی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد در لحظه شهادت پیش دوست عزیزم باشم، این برای من بزرگترین خوشبختی و زندگی شگفتانگیز خواهد بود.
هوش مصنوعی: تو مهربانی و من بیتابیام، زیرا که از نزدیکیت بیرون نمیروم، حتی اگر دشمن به خاطر حسادت، مرا بکشاند.
هوش مصنوعی: من نوشیدنیدوست و عاشق زیباییها هستم و اگر عمری باشد، به همان دور و اطراف زندگیام ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: من به هیچ جا نرفتهام که برایم روز قیامت برپا نشده باشد. بهتر است که در جایی گوشهنشین شوم.
هوش مصنوعی: چرا اجازه ندارم به عاشقانه رفتار کردن بپردازم، در حالی که من فقط با مردمان فریبکار و بدجنس آشنا شدهام؟
هوش مصنوعی: برادران واقعی و دوستان قدیمی خود را فقط برای رضای خدا ترک کنید، به این جهت من چنین میگویم.
هوش مصنوعی: به دوستی فکر میکنم و به او ایمان دارم. نمیدانم کجا بروم و چه کاری کنم، اما میدانم که دنیا و دینم برای من مهم نیستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر ز بخت مساعد شود که روی تو بینم
دگر ز کوی تو نبود سفر به هیچ زمینم
من از خدای به حاجت جز این مراد نخواهم
که روی کرده به رویش به گوشه ای بنشینم
بر آستان تو مردن به از فراق تو دیدن
[...]
ز چشم خلق هوس میکند که گوشه گزینم
ولی تعلق خاطر نمیهلد که نشینم
سوار گشتم و گفتم: ز دست او ببرم جان
کمند عشق بیفگند و درکشید ز زینم
گناه من همه در دوستی همین که: بر آتش
[...]
نه بخت آنکه شبی با تو روبرو بنشینم
نه دل دهد که به جای تو دیگری بگزینم
زحال زار من ای هر دو دیده ام خبرت نیست
که نیست در غم تو غیر آه و ناله قرینم
برفتی از برم ای ماه سروقد گل اندام
[...]
تو شاه مسند حسنی و من گدای کمینم
مرا سعادت آن از کجا که با تو نشینم
چو خاکروبی آن در دریغ داشتی از من
گذار تا خس و خار رهت به دیده بچینم
سواره رفتی و سودم جبین به راه تو چندان
[...]
کدام صبح سعادت بود مبارک ازینم؟
که در برابرت آیم، صباح روی تو بینم
زهی مراد! که عاشق هلاک روی تو گردد
مراد من همه اینست، من هلاک همینم
گهی که سر بنهم بر زمین بپیش سگانت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.