خوش است آن دو چشمِ مخمور و خوش آن دو زلفِ مشکین
خوش است آن لبان باریک و خوش آن دهانِ شیرین
خوش است آن بر و بنا گوش و میانِ طاق ابرو
خوش است آن بن دو بازو و سرو دو دستِ سیمین
عجب از کسی بمانم که بدید و خواهد اکنون
که دگر جهان ببیند به دو دیده جهانبین
به حیاتِ اهل معنی که تصوّرم نبندد
چو تو صوتی که باشد به نگارخانۀ چین
به هر امتحان که خواهی بکن التماسِ خدمت
که گرم به کفر گویی که برو بگردم از دین
به قیاس احتیاجم نبود به صورِ محشر
ز لحد برآورم سر چو تو بگذری به بالین
تو اگر چه پادشاهی نظری به کِهتران کن
که بزرگزادگان را هنرست شرطِ تمکین
نه نزاری فضولی که به مرگ خود نمیری
به تو پیش ازین بگفتم پسِ کارِ خویش بنشین
چو مگس دو دست بر سر بنشسته در برابر
که نمیدهند شکّر به تو شوربخت شیرین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای ظاهری معشوق اشاره میکند و ویژگیهای جذاب او را توصیف میکند مثل چشمان مخمور، زلفهای مشکین، لبان باریک و دهان شیرین. او همچنین به زیباییهای بدن معشوق، مثل ابروها و بازوها، اشاره میکند. شاعر ابراز تعجب میکند از کسی که با وجود دیدن این زیباییها هنوز در پی جاذبههای دیگر است. او به اهمیت معنوی و روحی در زندگی اشاره میکند و میگوید که زیباییهای ظاهری تنها در برابر زیباییهای درونی بیارزشاند. در ادامه، شاعر از معشوق درخواست میکند که نگاهی به افراد پایینتر بیندازد و کمتر به تفاخر بپردازد، در نهایت به این نکته اشاره میکند که حتی در مواجهه با مرگ، به یاد معشوق زنده خواهد ماند.
هوش مصنوعی: این دو چشم مست و زیبای تو دلنشین است، و آن دو زلف سیاه و نرم هم دلربا است. لبان باریک و زیبا و دهان شیرینت هم بسیار خوشایند است.
هوش مصنوعی: زیبایی آن صورت و چهره و شکل ابروها دلنشین است و همچنین جذابیت آن دو بازو و قامت خوشقد و بالا نیز بسیار دلانگیز است.
هوش مصنوعی: عجیب است که من بر کسی بمانم که اکنون فقط به خاطر چیزهایی که دیده، خواهان است و همچنان که در حال حاضر به دو چشمش گوشهای از جهان را میبیند، به زودی دنیای جدیدی را خواهد دید.
هوش مصنوعی: زندگی اهل بصیرت و معنویت را نمیتوان به آسانی تحت کنترل خود درآورد. مانند صدایی که در نگارخانه چین وجود دارد و نمیتوان آن را محدود یا تعریف کرد.
هوش مصنوعی: هرگونه آزمایشی که میخواهی انجام بده، ولی لطفاً از من خواهش نکن که در این زمینه تلاش کنم، زیرا اگر بخواهی در کفر صحبت کنی، من میخواهم از دین دور شوم.
هوش مصنوعی: برای بیان احساساتم به هیچ استدلالی نیاز ندارم؛ زمانی که تو از کنار من بگذری، روح من از تاریکی قبر بیرون میآید و به زندگی برمیگردد.
هوش مصنوعی: اگرچه تو پادشاهی، اما به پایینتر از خودت نگاهی بینداز. زیرا بزرگان و کسانی که در موقعیتهای بلند هستند، باید از هنر و توانایی خود بهرهمند شوند تا به درستی در مقامشان قرار گیرند.
هوش مصنوعی: نه تو همچون نزار و فضولی هستی که به خاطر مرگ خود نگران نباشی. پیش از این به تو گفتهام که بهتر است در جای خود بنشینی و به کارهای خود بپردازی.
هوش مصنوعی: شبیه مگسی که روی سر کسی نشسته و نمیتواند شکری به دست آورد، تو هم در برابر کسی هستی که به تو چیزی نمیدهد و از این موضوع ناراحت و بییار هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که خبر برد به بار از من مبتلای غمگین
که لبش بریخت خونم به بهانه های رنگین
شب هجر دلفروزان چو سحر ندارد امشب
تو هم ای چراغ مجلس به امید صبح منشین
سر ما دگر نخواهد بوجود آستانت
[...]
بود او مؤلف و بس بکتابهای دیرین
بود او مربی و بس بمربیان آئین
رشحات علم دانی به بشر شد از که تلقین
بخدا قسم علی بود که ابتدای تکوین
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.