پیرانه سرم کاری پیش آمد و مشکل شد
ناچار چنین باشد هرکو ز پی دل شد
جان و دل و دین دادم بر باد ز دست دل
بنگر که مرا از دل چه مرتبه حاصل شد
من بر سر کوی او تسلیم شدم مطلق
بازش غم جان نبوَد هر مرغ که بسمل شد
با عقل همی گفتم اندیشه بهبودی
عشق آمد و بر هم زد کار آمد و مشکل شد
زین پیش ندانستم تا با که درافتادم
بر هرکه فتد کاری آنست که غافل شد
ما پرتو آن نوریم ار نه به چه ضدیت
هر کو نفس از ما زد با خاک مقابل شد
آری نفس مردان بر سدره کند جولان
تا چشم زدی بر هم حاصل همه واصل شد
گر عقل چنین باشد با نفس که در پیش است
بی واسطهء اول در مرتبه عاقل شد
پس هیچ نه درپاید چون عقل تمام آید
کو کیست که نه این جا بی واسطه کامل شد
بر من به ملامت گر تشنیع زند جاهل
جهل است و گناه من در گردن جاهل شد
عقلم ز پی نسبت بیچاره نزاری را
می خواست که بستاند عشق آمد و حایل شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری از مولاناست که در آن شاعر از مشکلات و چالشهایی که در مسیر عشق و زندگی با آنها مواجه شده، سخن میگوید. او بیان میکند که چگونه عشق بر روح و دل او مسلط شده و در این راه، تمام وجودش را تقدیم کرده است. شاعر به تفاوت عقل و عشق اشاره میکند و میگوید که عشق بعضی از کارها را دچار مشکل کرده و عقل را به چالش میکشد. او همچنین به حقیقت وجودی انسانها و تعارضهای بین عقل و عشق پرداخته و میگوید که هر کسی در این مسیر ممکن است غافل باشد. در نهایت، او از جهل و مشکلات ناشی از آن صحبت میکند و به تأثیر عشق بر زندگیاش میپردازد.
هوش مصنوعی: در سالهای پیری، مشکل و چالشهایی برایم به وجود آمده که به ناچار باید با آنها کنار بیایم. هر کسی که به دنبال خواستههای دلش باشد، احتمالاً با چنین مسائلی روبرو خواهد شد.
هوش مصنوعی: من جان و دل و ایمانم را به باد دادم، حالا به دل من نگاه کن و ببین چه مقامی از عشق و احساس برایم به ارمغان آورده است.
هوش مصنوعی: من در کوی محبوبش تسلیم شدهام و دیگر هیچ غمی در دل ندارم، چرا که هر پرندهای که به دام افتاده باشد، دیگر نمیتواند نگرانیای داشته باشد.
هوش مصنوعی: با فکر و عقل خودم تصمیم گرفته بودم که شاید بتوانم به بهبودی و بهبود بخشم، اما عشق ناگهان ظاهر شد و همه چیز را به هم ریخت و اوضاع را دشوار کرد.
هوش مصنوعی: تا به حال ندانستم که با چه کسی وارد دعوا شدم، هر کس که کاری انجام دهد، همان اتفاقی است که برای او پیش میآید وقتی بیخبر باشد.
هوش مصنوعی: ما نوری هستیم که اگرچه ساخته شده از خاکیم، اما اگر کسی به ما بیاحترامی کند یا با ما مخالفت کند، در واقع با خودِ خاک و حقیقت خود نیز در تضاد قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: بله، نفس مردان بزرگواری که به مقام بلند رسیدند، بر درخت سدره (شجرهای در بهشت) پرواز میکند. بنابراین، وقتی تو چشمت را میبندی، تمام آرزوها و مقامات به دست آمده معلوم میشود.
هوش مصنوعی: اگر عقل اینگونه باشد، با نفسی که در جلو است، بدون واسطهٔ اول در مرتبهٔ عاقل قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی عقل به شکوفایی و کمال برسد، دیگر هیچ چیزی در اینجا باقی نمیماند، زیرا هیچکس بدون واسطه به کمال نرسیده است.
هوش مصنوعی: اگر نادانی بخواهد مرا سرزنش کند، این نشانه جهل اوست و اشتباهی که انجام دادهام به گردن نادانی او خواهد بود.
هوش مصنوعی: عقل من به دنبال ارتباطی بود که به بیچاره نزار مربوط باشد، اما عشق به میان آمد و مانع این امر شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.