گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

نکونامی و بدنامی کدام است

چو عشق آمد چه جای ننگ و نام است

نمی ترسیم در عشق از ملامت

ملامت در عقب بالا کلام است

هم از دل فارغیم اکنون هم از جان

که ما را جز غم جانان حرام است

در دیوانگی ها برگشادیم

که عقل از بس تمامی ناتمام است

بسی سودا درین سودا بپختیم

هنوز اندیشه ی این کار خام است

سر دیوانگی دارم ازین پس

که را با ما هوای این مقام است

به ترک خواجگی گفتیم و رندیم

اگر چه خواجگی با احتشام است

کسی را خواجه می خوانند بالله

که صد ره کمتر از کمتر غلام است

ز محنت کلبه ی فانی نزاری

به قصری شد که دولت مستدام است

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
منبع اولیه: منبع نزاری
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.