گنجور

شمارهٔ ۱۱۷۲

 
حکیم نزاری قهستانی
حکیم نزاری » غزلیات
 

مرحبا مرحبا کجا بودی

دیر شد تا جمال ننمودی

یک دمم در حضور ننشتی

یک شبم در کنار نغنودی

برشکستی و دیر پیوستی

سیر گشتی ز ما بدین زودی

درِ خلوت سرایِ ما اکنون

قفل کردی و باز نگشودی

خبری گوی صوفیانه بتا

تا ز ابرام ما بیاسودی

تو خود از بدوِ فطرتِ اُولا

در کنارِ خیالِ ما بودی

سخنی در تعارفِ ارواح

گفته بودیم با تو نشنودی

مشرک ار خوانده‌‌ای نزاری را

هم هنوزش به وجه نبسودی

راست گفتی که پیشِ وجهِ خیال

خونش از دیده‌ها بپالودی

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.