مسکین دلِ بی چاره کز دست بشد کارش
در واقعه یی بینم هر روز گرفتارش
توبه نکند هرگز ور نیز کند روزی
شب را ز قضا باشد بشکسته دگر بارش
هر شوخ که پیش آید وز غمزه کند میلی
باید شدنش بر پی بی چارۀ ناچارش
گفتم نتوان پیری بربست به برنایی
تا چند ز دل بازی مِن بعد نگه دارش
گفتا بشنو پندی کز عمر بری بهره
پرهیز کن از عقلی کز عشق بودعارش
در عشق ریاضت کش وز راحت او برخور
تا در نرسد میوه شیرین نبود بارش
قاصر نظران باشند آشفتۀ صورت ها
خودبین نتواند شد مستغرقِ دیدارش
زلف و خط و خال و لب هست آیتی از قدرت
آن جا همه او بیند گر عشق دهد بارش
بی شمعِ شبِ تاری روشن نشود خانه
اعما چو نمی بیند چه روشن و چه تارش
بی چاره نزاری را در پختنِ این سودا
کرده ست بدین زاری اندیشۀ بسیارش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از رنج و زحمات دلهای بیچارهای صحبت میکند که در عشق گرفتارند. او به این نکته اشاره دارد که هر روز بر مشکلات عاشقانهاش افزوده میشود و توبه نمیکند، حتی اگر فرصتی برای توبه پیدا کند. شاعر توصیه میکند که از عقل و تدبیر دوری کرده و بر عشق تمرکز کنند، زیرا بدون تلاش و زحمت، هیچچیزی به دست نخواهد آمد. او به زیباییهای ظاهری نیز اشاره میکند و میگوید که عواطف واقعی فراتر از زیباییهای جسمی است. در نهایت، شاعر از دشواریهای عشق و دردهایی که عاشقان متحمل میشوند سخن میگوید و بیان میکند که عشق واقعی نیازمند صبر و تحمل است.
هوش مصنوعی: دل بیچاره و بینوا، در هر روز حادثهای را میبیند که او را گرفتار میکند و زندگیاش را تحت فشار قرار میدهد.
هوش مصنوعی: هرگز توبه نمیکند، حتی اگر روزی شب را خیره کننده بیابد، این امر از سرنوشت است که او را بار دیگر به شکست میکشاند.
هوش مصنوعی: هر زنی که با ناز و کرشمه به کسی توجه میکند، باید به خاطر ناتوانی و بیچارهگی او، به او اجازه دهد که به او نزدیک شود.
هوش مصنوعی: گفتم نمیتوانم به دوستی با پیرمردی ادامه دهم که از دل بازی و سرگرمی غافل است. تا کی باید او را در دل نگه دارم؟
هوش مصنوعی: گفت: بشنو نصیحتی که از زندگیات بهرهبرداری کن. از عقل و دانش پرهیز کن که بر پایه عشق بنا شده است.
هوش مصنوعی: در عشق، باید زحمت کشید و از آسایش دوری کرد تا به ثمر شیرین دست پیدا کرد. بدون تلاش و کوشش، به نتیجهای نخواهیم رسید.
هوش مصنوعی: ناظران محدود نمیتوانند زیبایی ظاهری را درک کنند و کسی که خود را در آینه میبیند، نمیتواند به عمق تماشای او غرق شود.
هوش مصنوعی: زلف و خط و خال و لب نشاندهندهی قدرت و زیبایی او هستند. اگر عشق به دل کسی بیفتد، او همه این زیباییها را میبیند.
هوش مصنوعی: در شبهای تاریک، وقتی شمعی نباشد، خانهای در اعماق نمیتواند روشن شود، زیرا این خانه نمیتواند ببیند که روشنایی و تاریکی چه تفاوتی دارند.
هوش مصنوعی: بیچاره نزاری به خاطر فکر کردن زیاد به این موضوع، در پختن و آماده کردن آن احساس ناچاری و ناراحتی کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بنمود رخ از پرده، دل گشت گرفتارش
دانی که کجا شد دل در زلف نگونسارش
از بس که سر زلفش در خون دل من شد
در نافهٔ زلف او دل گشت جگرخوارش
چون مشک و جگر دید او در ناک دهی آمد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.