گوش بر آواز و چشمم بر درست
شور از آن شیرینزبانم در سرست
دلستان و دلربای و دلفریب
جان فدای او که از جان خوشترست
زلف شهرآشوب او تا شهره شد
شش جهات شهر پر شور و شرست
خواب چون در چشم گنجد هر که را
خار بالین است و خارا بسترست
شاخ امّیدش چه برها میدهد
هرکه را این میوهٔ دل در برست
دشمنانم گر ملامت میکنند
اعتراض دوستان مشکلترست
رقص چست و قامت چالاک او
راستی را رشک سروِ کشمرست
از لب شیرین شورانگیز او
بوسهای چندم به غایت درخور است
چون کنم طاقت ندارم یک نظر
چشم من خفاش و روی او خورست
دانهٔ خال سیاهش بین که چون
خوش نشسته بر کنار کوثرست
هرکه بیند گوید آخر با خضر
هندویی چون در مراتب همبرست
پس نزاری هم بدین نسبت به دوست
ذرهای با آفتاب خاور است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. او از شوری که در دل دارد سخن میگوید و به زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق اشاره میکند. معشوقش او را به وجد آورده و هر لحظه، سرشار از احساسات عمیق و شوق است. شاعر به توانایی دوستان و دشمنان در درک عشق اشاره میکند و بیان میکند که زیبایی و جذابیت معشوقش به حدی است که هیچ کس نمیتواند از آن غافل بماند. در نهایت، او عشق خود را با نور و روشنایی خورشید مقایسه میکند و به نوعی عشق را فراتر از یک ذره در جهان میداند.
هوش مصنوعی: چشمم به صدای زیبا و دلنشین نگاه میکند و از آن زبان شیرین، شور و احساسی در دلم ایجاد شده است.
هوش مصنوعی: دلبر زیبا و دلنشین است و charm خاصی دارد. جانم را فدای او میکنم، چرا که حضور او برای من ارزشمندتر از خود زندگی است.
هوش مصنوعی: پس از اینکه زلف زیبای او به معروفیت رسید، همه جا در شهر پر از شور و هیجان شد.
هوش مصنوعی: هر کسی که بر روی خارها و مشکلات دراز کشیده باشد، خوابش در چشمانش جا نمیشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که این میوهٔ دل را در آغوش بگیرد، شاخسار امیدش چه میوههایی به او میبخشد.
هوش مصنوعی: اگر دشمنانم به من انتقاد میکنند، سختتر است زمانی که دوستانم هم اعتراضی داشته باشند.
هوش مصنوعی: رقص او شگفتانگیز و حركاتش نرم و زیباست، تا جایی که به خاطر زیباییاش به سروهای کاشمر احسنت میگویند.
هوش مصنوعی: بوسهای از لب شیرین و دلربا او، بسیار لذتبخش و دارای ارزش و زیبایی است.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم تحمل کنم که یک نگاه به او بیندازم، چون چشم من مثل خفاش است و چهره او مانند آفتاب میدرخشد.
هوش مصنوعی: به دانهٔ سیاه خال او نگاه کن که چقدر زیبا و با وقار کنار کوثر نشسته است.
هوش مصنوعی: هر کس که او را ببیند، میگوید حتماً او در مقام و مرتبهای بالا مانند خضر هندوست.
هوش مصنوعی: بنابراین، نزاری هم از این جهت به دوستش نسبت میدهد که او به اندازهای کوچک و ناچیز است مانند ذرهای در برابر آفتاب شرق.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وز بر خوشبوی نیلوفر نشست
چون گهِ رفتن فراز آمد، نَجَست
هر که چون خر فتنهٔ خواب و خور است
گرچه مردمصورت است آن هم خر است
ای شکم پر نعمت و جانت تهی
چون کنی بیداد؟ کایزد داور است
گر تو را جز بتپرستی کار نیست
[...]
بنده گر خوبست گر زشت آن تست
عاشق ار دانا و گر نادان تراست
ساقیا در جام من ریز آب رز
زان بضاعت ده که عشرت سود اوست
در جهان چون آب رز معلوم نیست
آتشی کز زلف ساقی دود است
عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزهٔ دردی به دست
سر به بازار قلندر برنهم
پس به یک ساعت ببازم هرچه هست
تا کی از تزویر باشم رهنمای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.