چه سودا راه زد دوشم همانا از جنون دیدم
که اندر ظلمتِ شب آفتابی ره نمون دیدم
چو خفّاش از تحیّر شد حجابِ چشمِ من نورش
مقاماتِ خود از ادراکِ عقل و حس برون دیدم
یکی را نیم شب دیدم که او را کس نمی بیند
وگر بیند نمی داند که چون گوید که چون دیدم
ز بس نورِ تجلّی شد جهان بر چشمِ من روشن
ز جان امیّد ببریدم که دل را غرقِ خون دیدم
علاماتِ قیامت ظاهرا بنمود در محشر
بحمدالله اَعلامِ ملامت سرنگون دیدم
عجب نبود که چون فرهاد در شورم که با شیرین
مکانِ خود برون زین بارگاهِ بی ستون دیدم
نه من دیدم که من دانم که دید این حالتِ مشکل
نزاری را ز بس حیرت قوی باری زبون دیدم
ز خود در غصّه می افتم که من آن راز چون گویم
ز خود خیران فروماندم که من این خواب چون دیدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بازتابی از حالاتی عمیق و معنوی است که شاعر در شب و در دل تنهایی تجربه میکند. او از جنون و تحیر خویش صحبت میکند و به نور روشنی اشاره دارد که در دل تاریکی شب به چشمش میخورد. شاعر در شرایطی خاص، فردی را میبیند که دیگران او را نمیبینند، و این تجربه برایش بغرنج و غیرقابل توصیف است.
علاوه بر این، به ظهور نشانههای قیامت و دگرگونیهای عمیق در وجودش اشاره میکند، و از شدت حيرت و تصورات عمیقش احساس ناتوانی میکند. او به یاد عاشقی همچون فرهاد و شیرین میافتد و به تنگناها و رنجهای عاطفی خود اشاره مینماید. در نهایت، شاعر در می یابد که بیان این حالتهای پیچیده و خوابهایش بسیار دشوار است و خود را در غصههای ناشی از ناگفتنیها مییابد.
هوش مصنوعی: دیروز در خواب، حالتی دیوانهوار به من دست داد و در تاریکی شب، نوری مانند آفتاب را دیدم که نشانهای از روشنایی بود.
هوش مصنوعی: من مانند خفاشی که در تاریکی حیران مانده، حجاب چشمانم را کنار زدم و نورش را دیدم؛ نوری که از درک عقل و حواس فراتر بود.
هوش مصنوعی: در نیمه شب، فردی را دیدم که هیچ کس او را نمیبیند و اگر هم ببینند، نمیدانند چه بگویند و چگونه توصیف کنند که من او را چگونه دیدم.
هوش مصنوعی: به خاطر روشنی و نورانی شدن دنیا در چشمانم، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتم. امیدم را از دست دادم، زیرا وقتی به دل خود نگاه کردم، آن را پر از درد و رنج یافتم.
هوش مصنوعی: در روز محشر، نشانههای قیامت به وضوح نمایان شد و من با کمال خوشحالی، نشانههای سرزنش و ملامت را در حال سقوط دیدم.
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد که همچون فرهاد در حالتی پرشور هستم، زیرا که شیرین را در مکانی دیدم که در این بارگاه بیستون است.
هوش مصنوعی: من نه تنها خودم این حالت دشوار و غمانگیز را دیدهام، بلکه به خاطر شدت حیرت و شگفتیام، به قدری ناتوان شدم که حتی نتوانستم به خوبی ببینم.
هوش مصنوعی: من به خاطر غم و اندوهم دچار ناراحتی میشوم، زیرا نمیدانم چگونه باید آن راز را بیان کنم. حیرتزده ماندهام که چرا و چگونه این خواب را دیدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.