خروس بانگ برآورد و صبح کرد طلوع
صبوح لازم حال است در اصول و فروع
گزیر نیست ز شرب مدام و مادامم
که اهل راز درین شیوه کرده اند شروع
حکیم نیست که گوید نمی خورم باده
به نزد عقل روا نیست عذر نا مسموع
چو بوی می به دماغم رسد دلِ مستم
شود کف افکن از اضطراب چون مصروع
غلام همت آن نیک نفس خوش نفسم
که خاطری متفرق همی کند مجموع
ز درد پا نتوانم ز پای خم برخاست
شدم به حکم حرج فارغ از سجود و رکوع
بیاورید و به پیکار در کشید مرا
که من ز نسخه دیوان فطرتم موضوع
چو مست آمدم از خنب خانه مبدا
مکن ملامتم این جا مگوی نا مشروع
در اعتقاد نزاری خلاف جایز نیست
که گفته اند که با اصل خود کنند رجوع
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به صبح عاشقانه و لذت از شراب اشاره میکند. او میگوید که کسانی که رازها را درک کردهاند، از شرب شراب دست نمیکشند و این کار را به عنوان یک اصل میدانند. شاعر به انتقاد از کسانی میپردازد که ادعا میکنند از شراب نمینوشند و میگوید که بوی شراب او را hypnotize میکند و باعث مستیاش میشود. او همچنین به خودآگاهیاش از درد پا و ناچاریاش از ترک سجود اشاره میکند و از دیگران میخواهد که او را در این حالت مورد قضاوت قرار ندهند. در پایان، شاعر به اعتقاد به بازگشت به ذات اصلیاش اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که این عقیده قابل قبول است.
هوش مصنوعی: خروس صدا زد و صبح شد. در اصول و فروع، بیدار شدن صبح الزامی است.
هوش مصنوعی: فرار از نوشیدن مداوم و همیشگی ممکن نیست، زیرا اهل معرفت و راز، این روش را از قدیم آغاز کردهاند.
هوش مصنوعی: هیچ خردمندی نمیگوید که من شراب نمیخورم، چرا که عقل اجازه نمیدهد بهانهای برای این کار نپذیرد.
هوش مصنوعی: وقتی بوی شراب به مشامم میرسد، دل شادابم از شدت خوشحالی و هیجان به تکاپو میافتد و به صورت ناخواسته از خود بیخود میشود.
هوش مصنوعی: من وفادار به آن انسان نیکوکار و خوب نفس هستم که میتواند ذهن پراکنده مرا به آرامی متمرکز کند.
هوش مصنوعی: به خاطر درد پا نمیتوانم از جا بلند شوم و به همین دلیل، بیتوجه به نماز و عبادت، از زمین بلند میشوم.
هوش مصنوعی: مرا به میدان جنگ آوردید، در حالی که من از الناحه طبیعی و سرشت خود دور شدهام.
هوش مصنوعی: وقتی مست و شاداب از میخانه بیرون آمدهام، تو نباید من را سرزنش کنی و در اینجا از کارهای ناپسند حرف بزنی.
هوش مصنوعی: در دیدگاه نزاریها، امکان ندارد که در اصول اعتقادی خودشان به چیزی دیگر بازگردند یا خلافی مرتکب شوند، زیرا آنها معتقدند که باید به اصول اولیه خود وفادار بمانند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیا که می کند از مشرق آفتاب طلوع
بیار باده و بگذار عذر نا مسموع
حرام نیست به دینِ حکیم خمر بیار
حکیم خود نکند هیچ کار نا مشروع
که را رسد که کند فرق در حلال و حرام
[...]
چو مهر می کند از مشرق پیاله طلوع
شود منور از انوار او جهان مجموع
جهان پیر چو روشن شد از فروغ قدح
چه باک، اگر نکند آفتاب چرخ طلوع؟
جماعتی که به تقوی و شرع می کوشند
[...]
فریب دختر رز خواهشیست نامسموع
به شرع غیرت ما، در طلاق نیست رجوع
اگر به شیشه شود می پری نمی ارزد
به نازهای خمارش کرشمه های طلوع
گل از کرشمه دمی از فساد بازآید
[...]
هلال غرّه شعبان ز چرخ کرد طلوع
به پیش جام و صراحی برد سجود و رکوع
قعود یار پری رو قیام شاهد مست
به اهل حال فزاید فزون خضوع و خشوع
ز خاک میکده گو تا برد حیات ابد
[...]
چه ماه بود که از خانه کرد طلوع
که کرد از پی تعظیمش آفتاب رکوع
به چشم صورت و معنی توان مشاهده کرد
کمال قدرت صانع در اینچنین مصنوع
مرا ز هرچه در آفاق طبع مستغنی است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.