کُشتی از بس انتظارم آه دوست
بیش از این طاقت ندارم آه دوست
با تو می دانی که چون خو کرده ام
بی تو پس چون طاقت آرم آه دوست
تا تو رفتی از کنارم بود و هست
پر سرشکِ خون کنارم آه دوست
چشمِ بد ناگاه بر هم زد چنین
همچو زلفت روزگارم آه دوست
چون شوی پیوند جان از ما مبُر
آخرت دیرینه یارم آه دوست
بر من از آشفتگی ها عیب نیست
چون کنم بی اختیارم آه دوست
از نزاری زاری ای مانده ست و بس
هم چنین تا چند زارم آه دوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شدت احساسات و دلتنگیهایش برای معشوق سخن میگوید. او از بیتابی و انتظار طولانیاش میگوید و اینکه بدون معشوقش نمیتواند تحمل کند. سفری که معشوق او را ترک کرده، باعث درد و رنج او شده و چشمانش پر از اشک و غم است. شاعر از عمق پیوندش با معشوق سخن میگوید و خواهان حفظ این پیوند است. او به آشفتگی روح خود اشاره میکند و در نهایت به ناامیدی و زار بودنش در غیاب معشوقش میپردازد.
هوش مصنوعی: فکر میکنم به شدت در انتظار کسی هستم و تحملم به پایان رسیده است. دوست عزیز، دیگر نمیتوانم بیشتر از این صبر کنم.
هوش مصنوعی: با تو که هستی، میدانم چقدر به نبودنت عادت کردهام. حالا چگونه میتوانم بیتو تحمل کنم و آه بکشم؟
هوش مصنوعی: زمانی که تو از کنارم رفتی، غم و اندوه مانند ســرخی خون در کنارم باقی مانده و حضور دارد. ای دوستان!
هوش مصنوعی: ناگهان نگاهِ بدی به من برخورد کرد و روزگارم را همچون زلفت تیره و تار کرد، آه، ای دوست!
هوش مصنوعی: وقتی که ارتباط روح تو با ما قطع شود، دیگر نتوانی به دیدارم در آن دنیا بیایی. آه، دوست من!
هوش مصنوعی: من در مواجهه با مشکلات و سردرگمیها عیبی نمیبینم، زیرا نمیتوانم کنترل کنم که چقدر دلم برای دوستم تنگ میشود.
هوش مصنوعی: از نزار فقط زاری و اندوهی باقی مانده است، تا کی باید به خاطر دوست ناله و فریاد کنم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.