من که باشم که مرا چون و چرایی باشد
یا چه مرغم که مرا با تو هوایی باشد
شدم از دست خیال تو چو سوزن باریک
سر آن رشته هم القصه ز جایی باشد
گرنه سر در سر کار تو کنم پس دیگر
چه به تدبیر چو من بی سروپایی باشد
می نمایند به یکدیگرم از دور عوام
هرکه عاشق شود انگشت نمایی باشد
چون زبان در دهن خلق فتادم آری
برود بر سر هرکس که قضایی باشد
نشود هیچ خردمند از این سان که منم
سخرهء عشق مگر شیفته رایی باشد
همه تشنیع کسان بر سر می خوردن ماست
پیش ما خوردن می سهل خطایی باشد
ببرم زنگ کدورت به می از طبع فقیه
گر میان من او هیچ صفایی باشد
سر سودا زدهای را چو نزاری جز می
نیست ممکن که دگر هیچ دوایی باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی احساسات و چالشهای عاشقانه میپردازد. گوینده در ابتدا از بیمعنایی وجود خود سخن میگوید و نشان میدهد که در عشق گرفتار شده و به سوزن باریکی تبدیل شده که به طرز نامشخصی به خیال معشوقش وابسته است. او با انتقاد از اینکه دیگران همواره نگران عشق او هستند، به تنهایی و بیسر و سامانی خود اشاره میکند. همچنین، شاعر به رفتارهای مردم و قضاوتهای نادرستی که نسبت به عاشقان دارند، پرداخته و میگوید که عشق او باعث میشود تا به سخره گرفته شود. در نهایت، او از مشروبات الکلی به عنوان یک راه فرار برای تسکین دردهای عشق یاد میکند و بر این باور است که جز می، هیچ درمان دیگری برای جنون عشق وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من کیستم که بخواهم برای خودم اهمیت یا پرسشی داشته باشم، یا مانند پرندهای که با تو ارتباطی داشته باشد؟
هوش مصنوعی: من از فکر و خیال تو مانند سوزنی باریک از رشتهای جدا شدم، اما در نهایت این خطی که بر آن هستم، نشانهای از یکجا بودن ماست.
هوش مصنوعی: اگر در کار تو فکر نکنم، دیگر چه اهمیتی دارد که کسی مثل من که هیچ مقام و موقعیتی ندارد، درباره تدبیر و تدبیراندیشی سخن بگوید؟
هوش مصنوعی: عوام مردم از دور به یکدیگر نشان میدهند که هر کسی عاشق شود، به نوعی متوجه او میشوند و ممکن است او را به سخره بگیرند یا به عیبجویی بپردازند.
هوش مصنوعی: وقتی زبانم به دهان مردم میرسد، به سمت هر کسی که هر اتفاقی برایش بیفتد، میرود.
هوش مصنوعی: هیچ خردمندی مانند من که دچار عشق شده است، نباید به مسخرهگویی بپردازد، مگر اینکه عاشق نظر و عقیدهای باشد.
هوش مصنوعی: همه کسانی که ما را سرزنش میکنند، در واقع به خاطر نوشیدن شراب ماست. اما نوشیدن آن برای ما راحت است و ممکن است خطایی باشد.
هوش مصنوعی: اگر من بتوانم از می خوشگوار به سراغ زنگارهای کدورت بروم، باید بدانم که اگر در درون من ذرهای پاکی باشد، این امکان وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به شدت عاشق شده باشد و در عالم جنون گرفتار شده باشد، تنها نوشیدن شراب میتواند تسکینش دهد و هیچ درمان دیگری برای او مؤثر نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل همان به که گرفتار هوائی باشد
سر همان به که نثار کف پائی باشد
هجر خوش باشد اگر چشم توان داشت وصال
درد سهلست اگر امید دوائی باشد
دامن یار به دست آر و ره میکده گیر
[...]
گفتم ای دل مگرش مهر و وفایی باشد
یا به درد من دلخسته دوایی باشد
دل ببرد از من بیچاره و در پای افکند
بیشتر زین به جهان جور و جفایی باشد
به در خلوت وصلش شدم از غایت شوق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.