چه محنت است که در عاشقی به ما نرسد
کجا رویم که صد فتنه در قفا نرسد
به رویِ ما همه رنجی رسید درغمِ دوست
مگر که راحتِ رویش به رویِ ما نرسد
فراغِ دل من از آن داشتم که یک چندی
که عشقِ او به سر و جانِ مبتلا نرسد
طمع به وصلِ چو اویی حماقتی ست عظیم
که پادشاهیِ عالم به هر گدا نرسد
اگر ز عشق ملامت به ما رسد چه عجب
بلا و سرزنشِ عاشقی کجا نرسد
ز هجر و وصل چه نقصان کمالِ مجنون را
اگر به خلوتِ لیلی رسد یا نرسد
نزاریا چو تو رفتند رهروان بسیار
که یک رونده در این ره به منتها نرسد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره دردها و رنجهای عاشقی است و بهخصوص اشاره به این دارد که عشق و وصال معشوق به راحتی دست نمییابد. شاعر از محنتهایی که در راه عشق خود متحمل شده صحبت میکند و بیان میکند که هرچند او به عشق و محبت معشوق امیدوار بوده، اما در نهایت این امید به وصال، هدر رفته است. احساس ناامیدی و وجود فتنهها و مشکلات در مسیر عشق، موضوعات اصلی این غزل هستند و نشان میدهد که عشق واقعی با چالشهای زیادی همراه است.
هوش مصنوعی: عشق چه سختیهایی برای ما دارد، کجا برویم که همیشه مشکلات و دردسرها دنبال ما نباشند؟
هوش مصنوعی: ما همه دچار رنج و غم شدیم به خاطر دوست، اما آیا آرامش و خوشحالی او به ما هم میرسد؟
هوش مصنوعی: دل من آرام میگیرد از این که مدتی عشق او به من آسیب نرساند و به روح و جانم فشار نیاورد.
هوش مصنوعی: امید به داشتن کسی مثل او یک نوع حماقت بزرگ است، زیرا سلطنت و قدرت دنیا به هر کسی نمیرسد.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر عشق ما را سرزنش کنند، تعجبی ندارد. بلا و سرزنش عاشقانه همیشه وجود دارد و به هر حال به همه میرسد.
هوش مصنوعی: اگر مجنون به خلوت لیلی برسد یا نرسد، باز هم از کمال او چیزی کم نمیشود، زیرا جدایی و وصال هیچکدام تاثیری بر روی او ندارند.
هوش مصنوعی: بسیاری از مسافران در راه تو رفتهاند، اما یک نفر هم در این مسیر به مقصد نخواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شراب لعل به آن لعل جانفزا نرسد
که آب تلخ به سرچشمه بقا نرسد
اثر ز گرمروان بر زمین نمی ماند
به گرد آتش این کاروان صبا نرسد
کجا رسد دل بی دست و پای ما ز تلاش
[...]
خدای داده ولی بنده سد راه شده
که آنچه داده خداوند ما به ما نرسد
زمانه ای است که کس دادرس به کس نبود
به دادما نرسد کس اگر خدا نرسد
شهید عشق تو کارش بدست و پا نرسد
بداد آنکه تو راندی ز خود خدا نرسد
رسید عمر بپایان گذشت جان ز لبم
رسید بر لب جانان ولی بجا نرسد
هوای سایه بالای آن کسم بسر است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.