گنجور

 
حکیم نزاری

خیز و به یرغو بده زود ایاغِ نبید

هین که ز اردویِ باغ ایل چیِ گل رسید

سبزه به اشجار بر حلّۀ اخضر فکند

لاله به کُهسار در چادرِ اطلس کشید

خاک مثالِ هوا غالیه فرسای گشت

باد گریبانِ گل تا بُنِ دامن درید

کلبۀ عطّار شد ساحتِ گیتی ز بس

بویِ ریاحین که باز وقتِ سحر در دمید

چارصفت کرده ام وقتِ بهار اختیار

شاهد و دیدارِ گل سایۀ بید و نبید

آن که ثباتیش هست در قدمِ ما برفت

و آن که حیاتیش هست شیوۀ ما برگزید

فرقتِ احباب عیش می برد از طبعِ ما

ورنه که کرده ست فوت صحبتِ عیشِ رغید

آن که ز غفلت نداشت دامنِ عیش استوار

بس که ز جورِ فراق دست به دندان گزید

رنجِ شبِ گور برد آن که شبی روز کرد

وان که به شب برد باز روزِ قیامت گُزید

بویِ سلامی نداد بادِ قهستانِ ما

ورنه ز ما نامه برد مرغ کزان سو پرید

پیشِ حبیب ای صبا حالِ نزاری بگو

غم که به رویش رسید خون که ز زخمش دوید

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
کسایی

زاغ بیابان گزید خود به بیابان سزید

باد به گل بر بَزید گل به گل اندر غژید

یاسمن لعل پوش سوسن گوهر فروش

بر زنخ پیلگوش نقطه زد و بشکلید

دی به دریغ اندرون ماه به میغ اندرون

[...]

مسعود سعد سلمان

روزه ز ما تافت روی راه سفر برگزید

رفت به سوی سفر و ز ما صحبت برید

عید برو دست یافت تیغ ظفر برکشید

چون سیه منهزم روزه ازو در رمید

سنایی

تا رقم عاشقی در دلم آمد پدید

عاشقی از جان من نبست آدم برید

در صفت عاشقی لفظ و عبارت بسوخت

حرف و بیان شد نهان نام و نشان شد پدید

قافله اندر گذشت راه ز ما شد نهان

[...]

عطار

واقعهٔ عشق را نیست نشانی پدید

واقعه‌ای مشکل است بسته دری بی کلید

تا تو تویی عاشقی از تو نیاید درست

خویش بباید فروخت عشق بباید خرید

پی نبری ذره‌ای زانچه طلب می‌کنی

[...]

مولانا

روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید

ای خنک آن را که او روی شما را ندید

من شده مهمان تو در چمن جان تو

پای پر از خار شد دست یکی گل نچید

ای مثل خارپشت گرد تو خار درشت

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه