آن را که گمان شود یقینش
برخاست همه جهان به کینش
آن را که ز بود خود برون شد
بر سدره کنند آفرینش
آن امر که عقل از اوست فایض
عشق است ولی مگو چنینش
آن مهر که داشتی سلیمان
دانی که چه بود بر نگینش
تو هیچ مباش تا بباشد
محکوم تو کل آفرینش
از خویش به در نمی شود عقل
تا عشق نمی شود قرینش
جانانه ما وصال کرده ست
اما تو به چشم خود مبینش
او را نتوان به چشم شک دید
الا که به دیده یقینش
ای باد صبا ز ما فرو گوی
حرفی به دو گوش نازنینش
مردیم و ز ما نمی کند یاد
بر گوی حکایتی از اینش
چون حلقه رسد مگر به گوشش
زاری نزاری حزینش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و حقیقت است. شاعر از افرادی که به یقین رسیدند صحبت میکند و به چالشهایی که عقل در درک عشق دارد، اشاره میکند. همچنین به قدرت و مقام عظیمی که عشق دارد، اشاره میکند و میگوید که بیخبری از آن باعث میشود انسان از آفرینش بیخبر باشد. در نهایت، شاعر به دلتنگی و یادآوری اشاره میکند که چگونه انسانها از یکدیگر غافل میشوند و به یاد عشق و دلبردگی میافتند.
هوش مصنوعی: آن کسی که از او گمان میرود که به حقیقت رسیده است، تمام دنیا به خاطر حسادت و دشمنیاش علیه او برمیخیزد.
هوش مصنوعی: کسی که از وجود واقعی خود جدا شده و به مرتبهای بالاتر دست یافته، در این تجلی جدید از آفرینش مورد ستایش قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: آن چیزی که عقل به آن میرسد، ناشی از عشق است، اما نیازی نیست که به این موضوع اشاره کنی.
هوش مصنوعی: آن خورشید جذابی که از آن برخوردار بودی، آیا میدانی که در انگشترش چه چیزی نقش بسته بود؟
هوش مصنوعی: تو خودت را دست کم نگیر، چرا که وجود تو تأثیرگذار است و کل جهان تحت تأثیر تو قرار دارد.
هوش مصنوعی: عقل انسان به تنهایی نمیتواند از خود و محدودیتهایش رها شود؛ تنها زمانی که عشق در زندگی او حضور یابد و همراه عقل شود، میتواند به درکی عمیقتر و رهایی دست یابد.
هوش مصنوعی: عشق ما به هم پیوسته است، اما تو نباید آن را با چشمانت ببینی.
هوش مصنوعی: تنها با چشم یقین و باور میتوان او را مشاهده کرد، نه با چشم تردید و شک.
هوش مصنوعی: ای باد صبا، لطفاً از طرف ما پیامی به گوشهای زیبای او برسان.
هوش مصنوعی: ما از دنیا رفتیم و هیچ کس به یاد ما نیست، حتی داستانی از ما نقل نمیکند.
هوش مصنوعی: زمانی که حلقه به گوش او برسد، آیا نمیتواند نالهای غمانگیز از خود به در آورد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خاک تو توتیای بینش
روشن بهتو چشم آفرینش
ای چشم و چراغ اهل بینش
مقصود وجود آفرینش
خوبان که بدید هم نشینش
گشتند به همرهی قرینش
ای مطلع صبح آفرینش
روشن به تو چشم اهل بینش
بالغ نظران آفرینش
روشن بصران تیز بینش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.