دل و جانم آنجا که جان و دل است
به جانان که بی جان و دل مشکل است
غلط میکنم چند گویم ز دل
به جانان رسیدن نه کار دل است
ز مبدای فطرت برفته ست حکم
همین است و بس جان به جان مایل است
نه دنیا بمانده ست و نه دین به من
مرا از محبت همین حاصل است
گرفته نشیمن گه جان من
عقابی دلاور ولی بسمل است
نهنگی ست در قلزم آز من
و لیکن چو لنگر دو پا در گل است
بر امید یک قطره از بحر عشق
دو عالم به صد غصه بر ساحل است
ز بن گاه تقلید بربند رخت
که مقصد فراتر از آن منزل است
ندانی به خود هیچ دانا کسی ست
کر بر جمله دانندگان فاضل است
ندانست مستودع از مستقر
هر آن کو درین امتحان داخل است
نزاری ز مردان حق گو سخن
دگر هر چه گویی همه باطل است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و جستجوی حقیقت اشاره دارد. او از پیچیدگیهای دل و جان صحبت میکند و میگوید که رسیدن به معشوق تنها با دل نمیسر نیست. شاعر به این نکته میپردازد که جهان و دین برای او معنایی ندارند و تنها عشق است که حقیقت را به او میآموزد. او به تمثیلهایی مانند عقاب و نهنگ اشاره میکند تا از وضعیت عاطفی و وجودیش بگوید، و به این نتیجه میرسد که در جستجوی عشق باید از تقلید دست برداشت و به دنبال هدفی بالاتر باشد. در پایان، شاعر به محدودیتهای دانش و درک انسان اشاره میکند و تأکید میکند که گفتار مردان حقیقتگو باید بر دیگر سخنان ارجح باشد.
هوش مصنوعی: دل و جان من در جایی قرار دارد که عشق و احساس واقعی وجود دارد، و برای دوست داشتن محبوب، بیحالی و بیاحساسی کار دشواری است.
هوش مصنوعی: به اشتباه فکر میکنم که میتوانم درباره احساساتم به محبوب بگویم، زیرا رسیدن به محبوب نه تنها کار دل، بلکه فراتر از آن است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که از آغاز خلقت، سرنوشت انسان به گونهای رقم خورده که روح و جان انسان به سمت یکدیگر گرایش دارند و این تنها حقیقتی است که وجود دارد.
هوش مصنوعی: نه دنیا برای من باقی مانده و نه دیانت، تنها چیزی که دارم محبت است که به من رسیده.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به نوعی از قوی بودن و شجاعت اشاره میکند، به طوری که میگوید جان او مانند یک عقاب دلاور است، اما در عین حال به حالتی ضعیف و آسیبپذیر دچار شده است. به عبارتی، او به تواناییها و ویژگیهای برجستهاش اشاره میکند، اما همچنین از ناتوانی یا شکستش در برخی شرایط صحبت میکند.
هوش مصنوعی: نهنگ بزرگی در عمق دل من وجود دارد، اما او مانند لنگری که در گل گیر کرده باشد، به شدت تحت فشار و محدودیت است.
هوش مصنوعی: امید به کسب حتی یک ذره از عشق، باعث میشود که تمام مشکلات و غمهای زندگی در کنار آن به چشم نیایند.
هوش مصنوعی: از پایه و اساس تقلید دست بردار، زیرا هدف و مقصود تو بالاتر از این مرحله است.
هوش مصنوعی: هیچ کس به حقیقت نمیداند که چه کسی واقعا داناست، زیرا کسی که خود را دانا میداند، در واقع نادان است و تنها افراد واقعی با دانش میتوانند این حقیقت را درک کنند.
هوش مصنوعی: کسی که در این آزمایش وارد میشود، نمیداند که در کجا قرار دارد و چه چیزهایی از او انتظار میرود.
هوش مصنوعی: نزار، از سخنان مردان حق بشنو و دانستههای دیگران را کنار بگذار، چرا که هر چه آنها بگویند، نادرست و بیاساس است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلت گر به راه خطا مایل است
تو را دشمن اندر جهان خود دل است
دلت گر به راه خطا مایل است
تو را دشمن اندر جهان خود دل است
ز دشمن سپاهم شکسته دل است
کجا سرکشی بود زیر گل است
مرا نصرت ایزدی حاصل است
که رایم قوی، لشگرم یکدل است
تو گویی به چشم اندرش منزل است
وگر دیده بر هم نهی، در دل است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.