چو ماه از گنبد خضرا برآمد
به عذرا از درم عذرا برآمد
عرق بر خرمن ماهش نشسته
چو شبنم برکنار کوثر آمد
فرو هشته دو گیسوی مسلسل
که هر یک زان کمند دیگر آمد
در آن گرمی ز تنگی دهانش
نفس پیچیده از حلقش برآمد
گرفتم برکنارش تنگ اگرچه
میانش در کنارم لاغر آمد
ببوسیدم بنا گوش چو سیمش
عجب کز سیم بویِ عنبر آمد
بدو گفتم عجب می دارم الحق
که یادت از من غم پرور آمد
به من گفت ای فلان از فرط مستی
جهان گویی مگر بر تو سرآمد
بحمدالله فراغت داری از من
که یک جامت به صد جان خوش تر آمد
به سر در پاش افتادم که زنهار
سر شوریده از خوابم برآمد
نزاری هم مگر بینی به خوابش
به بیداری که را کی باور آمد
محال عقل باری نیست مارا
که کس را نیم شب در بر خور آمد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و دلکش بودن معشوقهاش اشاره میکند. او شبی همچون مهتاب را توصیف میکند که در آن، معشوقهاش با گیسوانی درهم و با طراوت ظاهر میشود. شاعر احساساتی عمیق نسبت به او دارد و در عین حال، به کشمکشهای درونی خودش نیز اشاره میکند. او از عشق و شوق خود میگوید و همچنین نسبت به غم و دلتنگیاش نگرانیهایی دارد. در نهایت، شاعر با تمثیل به شب و بیداری، به نوعی از خود میپرسد که آیا این عشق واقعی است یا خواب و خیال است. این شعر حسی از عشق، زیبایی و گشادهگی را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: وقتی که ماه از دل آسمان آبی خارج شد، زیبایی و روشنیاش از در خانهاش نمایان شد.
هوش مصنوعی: عرق بر خرمن ماه او نشسته، مانند شبنمی که بر لبهی کوثر قرار دارد.
هوش مصنوعی: موهای بافته شدهای که به هم پیچیدهاند، به گونهای که هر یک از آنها مانند کمندی است که دیگری را به خود میکشاند.
هوش مصنوعی: در آن گرمی، به خاطر تنگ بودن دهانش، نفسش به سختی از گلو خارج میشود.
هوش مصنوعی: من او را در آغوش گرفتم، هرچند که قلبم در کنار او احساس کمبود میکند.
هوش مصنوعی: در گوشش بوسهای زدم و جالب اینجا بود که از آن بوسه بویی شبیه به عطر خوش عنبر به مشامم رسید.
هوش مصنوعی: به او گفتم باور نکردنی است که واقعاً یاد تو باعث شده است من غمگین شوم.
هوش مصنوعی: به من گفتند ای فلانی، از شدت شوق و شوری که داری، انگار زمان بر تو تمام شده است.
هوش مصنوعی: خوشحالم که از من بینیازی و یک جرعه از تو برای من هزاران زندگی بهتر است.
هوش مصنوعی: به پای او افتادهام که نکند سرم پر از افکار پریشان از خواب بیدار شود.
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان به خواب کسی در بیداریاش اعتماد کرد، چون نمیدانیم که آیا واقعاً باورش میکنیم یا نه.
هوش مصنوعی: عقل خداوندی برای ما محال نیست، چراکه کسی نمیتواند در نیمه شب به ما نزدیک شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو او را پایه زیشان برتر آمد
تمامی را جهانی دیگر آمد
کسی کافکند خود را، بر سر آمد
خودافکن با همه عالم برآمد
به پیش خویش خواندش چون در آمد
سلامش گفت وحالی در سر آمد
نباتت بر لب شکّر برآمد
زمرد گرد یاقوتت درآمد
ز گلبرگ تو سنبل سر برآورد
زهی سنبل که از گل بر سر آمد
رخت منشور خوبی داشت بی خط
[...]
چنان قطبی چو در مغرب سرامد
ز مشرق چتر شمسالدین برآمد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.