گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

تو را عشق اگر رهنمایی کند

ز پیوند عقلت جدایی کند

همه استحالت صلاحی دهد

همه استفادت خدایی کند

ز عقل درونت خلاصی دهد

که او حکم های ریایی کند

بیاموزدت پس بیاندازدت

فریبت دهد خودنمایی کند

وگر قول کردی و یابد قبول

به تدبیر در سست رایی کند

وگر اندک اندک ز تو زلتی

تولد کند حق ستایی کند

چو ره بازیابد به حل و به عقل

جهانگیری و کدخدایی کند

چو درماند از جمله تدبیر و رای

حریصت چو سگ بر گدایی کند

از او آشنایی چنان کن قیاس

که بیگانه را آشنایی کند

اگر نه نزاری شوریده را

چرا هر زمان پیشوایی کند

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.