به دردِ عشق شدم مبتلا دوا ز که جویم
به هیچ کس نتوانم که این حدیث گویم
ز بهرِآن که نیارم به دوست گفت و به دشمن
خوش است سرزنشِ دوست و دشمن از همه سویم
زبان دراز کنم هم چو شمع سر ببریدم
ز گفتوگوی همان به بود که دست بشویم
ز بیمِ سر نکنم نیز احتیاط و لیکن
خلافِرای کسی چون کنم که عاشقِاویم
هزار توبه بکردم ز عشق و سنگِملامت
چو باد میشکند باز توبهی چو سبویم
خیال بود مرا پیش ازین که در طلبِ وصل
به قدر وسع بکوشم به پایِ جهد بپویم
صواب نیست جز اینم کنون که خوش بنشینم
چو دور نیست چه پویم چو با من است چه چویم
به شخص ساکن کنجم به دل ملازمِ یارم
به دیده بر لب بامم به گوش بر سرِ کویم
چه حاجت است به گفتن غمِ نهانِ نزاری
بیا مطالعه کن رازِ دل ز صفحهی رویم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عمق درد و غم عشق اشاره دارد. شاعر در تلاش است تا از کسی درمانی برای دردش پیدا کند، اما از بیان احساساتش به دیگران عاجز است. او بیان میکند که دوست را سرزنش کردن بهتر از دشمنی است، و بر همین اساس از راحتی در ارتباط با عشقش پرهیز میکند. شاعر مصمم است که به عشق خود ادامه دهد، هرچند که بارها از آن بازگشته و توبه کرده است. در نهایت، او اعلام میکند که باید حالش را با عشقش مرور کند و نیازی به بیان غمهایش نیست، بلکه راز دلش را میتوان از چهرهاش خواند.
هوش مصنوعی: به درد عشق دچار شدم، نمیدانم از چه کسی درمانش را بخواهم، چون نمیتوانم این داستان را برای هیچکس بگویم.
هوش مصنوعی: به خاطر این که نتوانم به دوستم توجه کنم، سرزنش او برایم خوشایند است، و انتقاد از هر دو طرف، یعنی دوست و دشمن، مرا احاطه کرده است.
هوش مصنوعی: اگر زبانم را دراز کنم و مانند شمع بخواهم خود را بسوزانم، بهتر این است که از گفتوگو دست بکشم و سکوت کنم.
هوش مصنوعی: از ترس اینکه به مشکل نیفتم، احتیاط میکنم، اما چطور میتوانم مخالف نظر کسی عمل کنم که عاشق او هستم؟
هوش مصنوعی: هر بار که از عشق توبه کردهام و تصمیم به ترک آن گرفتهام، با هر بار سرزنش و انتقاد، مانند شیشهای که در معرض باد قرار میگیرد، دوباره به آن عشق برمیگردم.
هوش مصنوعی: قبل از این که به دنبال وصال بگردم، در ذهنم فقط یک خیال بود. حالا تصمیم دارم به اندازه توانم تلاش کنم و با تمام وجود تلاش کنم.
هوش مصنوعی: تنها کاری که در حال حاضر درست است این است که خوش باشم و آرام بنشینم، چرا که اگر دور نیستم، پس چه تلاشی بکنم وقتی که همه چیز در کنار من است.
هوش مصنوعی: در دل خود همیشه به یاد محبوبم هستم، در حال حاضر در کنج خانهام زندگی میکنم. در حالی که به آسمان نگاه میکنم، گوشم به صداهای کوچه و خیابان است.
هوش مصنوعی: نیازی به گفتن غمهای پنهانی نیست؛ بیا و راز دل را از چهرهام بخوان.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم ز دست تو خون شد، ندانم این به که گویم؟
علاج خود ز که سازم، دوای دل ز که جویم؟
بریخت اشک من آن را که پاره گشت دروغم
برفت آب من آن را که رخنه گشت سبویم
از این دو دیده پر آب من که ریخته بادا
[...]
نریخت ساقی چشم تو ساغری به گلویم
جز آنکه خون شد و از جام دیده ریخت به رویم
تو شاد از آنکه به جورم زپافکندی و من خوش
بدین که قوت رفتن نماند از آن سر کویم
رقیب گفت سگت گفته تا برنجم و من خوش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.