طاقت بار ملامت نبود گردون را
وین شرف شیفتگان راست نه هر مادون را
من دل سوخته با این همه خامان چه کنم
نافه را بوی بود نی جگر پر خون را
ماه تا روی مبارک به کسی بنماید
بخت مسعود بباید نظر میمون را
هر که دیده ست ملامت نکند بر چو منی
بنده بودن حرکت های چنان موزون را
دانه ی اشک مرا بر سر کویش چه محل
پیش او قدر نباشد گهر مکنون را
ای که بیگانه ای از عشق مکن گستاخی
آشنا ناشده چون عبره کنی جیحون را
دل مجنون مرا هیچ مداوا نکند
گر خدا بار دگر جان دهد افلاطون را
من ندانم که رقیب از چه معذّب دارد
عاشق خسته دل از شهر شده بیرون را
زاهدی عیب نزاری به تعصب می کرد
که بباید چو سگان سوختن آن ملعون را
عاشقی گفت چه می خواهی از آن بیچاره
او خود آهنگ سفر کرده بود اکنون را
عاقلان این سخن آخر نشنودند هنوز
که خردمند نصیحت نکند مجنون را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از رنج و ناکامیهای عشق سخن میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به محبوب و درد جدایی ابراز میکند. او به ملامتی که از طرف دیگران متحمل میشود، اشاره کرده و میگوید که هیچکس نمیتواند جای او را درک کند. عشق او چنان عمیق و سوزان است که حتی مداوای آن نیز ممکن نیست. شاعر به نقد افرادی میپردازد که به عشق و عاشقان بیتوجهند و از زاهدانی حرف میزند که به خاطر تعصبات خود عیوب را نمیبینند. در نهایت، او بر این باور است که درک عشق عمیق و جنونی که دارد، فراتر از فهم عاقلان است.
هوش مصنوعی: دنیا طاقت تحمل سرزنش و ملامت را ندارد و این شرافت و افتخار متعلق به عاشقان است، نه به هر کسی که در جایگاه پایینتری قرار دارد.
هوش مصنوعی: من با این همه افرادی که بیاحساس و بیدرد هستند، چه کنم در حالی که دل من سوخته است؟ بویی که به من میرسد شبیه بوی خوش گیاهان نیست و جگر من پر از خون است.
هوش مصنوعی: تا وقتی که ماه زیباییاش را به کسی نشان دهد، بخت خوش و موفقیت نصیب کسی میشود که برای آن شایسته باشد.
هوش مصنوعی: هرکسی که تجربه کرده باشد، نباید دیگری را به خاطر بندگی و حرکات هماهنگش سرزنش کند.
هوش مصنوعی: دانه اشک من هنگام حضور در برابر محبوب هیچ ارزشی ندارد، حتی اگر این اشکها گوهری گرانبها باشند.
هوش مصنوعی: ای کسی که از عشق بیخبر هستی، جسارت نکن. وقتی هنوز آشنا نشدهای مانند این است که میخواهی با یک قطره، جیحون را پر کنی.
هوش مصنوعی: دل دیوانهام هیچ درمانی نمییابد، حتی اگر خدا دوباره جان افلاطون را به او عطا کند.
هوش مصنوعی: من نمیدانم رقیب به چه دلیلی محبوب را اذیت میکند، در حالی که عاشق دلشکسته از شهر بیرون رفته است.
هوش مصنوعی: یک فرد زاهد و متعصب درباره عیوب دیگری قضاوت میکرد و میگفت که باید مانند سگان، آن موجود ملعون را مجازات کرد.
هوش مصنوعی: عاشق از معشوق پرسید که چه چیزی از آن شخص بیچاره میخواهی، در حالی که خود او در حال آماده شدن برای سفر بود و به فکر آیندهاش بود.
هوش مصنوعی: عاقلان هنوز به این نتیجه نرسیدهاند که فردی عاقل به دیوانه نصیحت نمیکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مالک المک شوم چون ز جنون هامون را
در روش غاشیه بردوش نهم مجنون را
گر نه آیینهٔ روی تو برابر باشد
آه من تیره کند آینهٔ گردون را
گر تصرف نکند عشوهٔ خوبان در دل
[...]
شد ز زنجیر فزون شور جنون مجنون را
موج بال و پر رفتار شود جیحون را
گل ابری چه قدر آب ز دریا گیرد؟
نکند دیده سبکبار دل پر خون را
گوشه عافیتی صافدلان را کافی است
[...]
گر کشم بر رخ دریا مژة پرخون را
غوطهها در عرق شرم دهم جیحون را
عجب از جاذبة عشق که از یکرنگی
طوق لیلی نکند سلسلة مجنون را
رتبة کوهکن این بس که کشیدست بدوش
[...]
خبر از حی مگر آورده کسی مجنون را
که گشوده بره قافله جوی خون را
از پی پرسش دل سلسله موئی آمد
تا که زنجیر فرستاد دگر مجنون را
گریه از کشته شدن نیست از آن میگریم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.