باز آمده ای سری در آشفته
ترک همه نام و ننگ خود گفته
بر هر سر کوچه ی گلی دارم
بر خاک ز خون دیده بشکفته
از بس که به فکر دوست مشغولم
از خویشتنم ملال بگرفته
گر باز نظر کند به باغستان
من مست چو بلبلان آشفته
در شورم و غصه های دیرینه
آغاز کنم به نکته ای سفته
او گوش نهاده بر سماع من
من خویشتن از رقیب بنهفته
هیهات اگر رقیب را بینم
آویخته هم چو خوشه از چفته
تا کی کوشد نزاری مسکین
جانی به لب آمده، دلی رفته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تأمل در عشق و دلتنگی میپردازد. شاعر از حال آشفتهاش و ترک نام و ننگ خود میگوید و به بستری از غم و زیبایی اشاره میکند. او به فکر دوستش مشغول است و از این رو، از خود بیخبر است. تصویر باغ و بلبلان مست به عشق یادآور شور و شوق اوست، در حالی که غصههای دیرینهاش او را آزار میدهد. شاعر در نهایت به احساس ناتوانی و رنج ناشی از وجود رقیب اشاره میکند و از ناامیدی خود خبر میدهد. این شعر بیانگر عمق درد و عشق و تلاش برای نجات از این وضعیت است.
هوش مصنوعی: تو دوباره به سوی ما بازگشتهای و با دلیرانهای، همه نام و ننگهای خود را کنار گذاشتهای.
هوش مصنوعی: در هر گوشهای از کوچه، گلهایی دارم که بر روی خاکی که از اشکهایم خیس شده، شکفتهاند.
هوش مصنوعی: به قدری در فکر و ذکر دوستم غرق هستم که دیگر از خودم ناراحت و دلگیر شدم.
هوش مصنوعی: اگر دوباره به باغ من نگاه کند، مثل بلبلان مست و شگفت زده خواهد شد.
هوش مصنوعی: در حالتی از شور و اندوهی که سالها به دل داشتهام، تصمیم میگیرم به نکتهای جالب و جدید اشاره کنم.
هوش مصنوعی: او به صدای من توجه کرده و من خودم را از رقیب پنهان کردهام.
هوش مصنوعی: هرگز اگر رقیبم را ببینم که مانند خوشهای از انگور آویزان است، نمیتوانم این را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: تا کی یک انسان ضعیف مثل نزا، که جانش به لبش رسیده و دلش خالی شده، تلاش کند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.