همه را شادی و مارا غم جانانه خویش
همه با همدم و ما با دل دیوانه خویش
مبتلای غم و محنت زده هجرانیم
آشنا ناشده با دلبر بیگانه خویش
بر سر آتش و آبیم ز چشم و دل خود
چند سوزیم در این تنگ قفس خانه خویش
هر دم این سوخته پروانه ما یعنی دل
جان به کف بر نهد از همت مردانه ی خویش
راست چون جغد گرفتم به خرابی مسکن
نه که چون گنج نهانیم به ویرانه خویش
گر زمانی ز پس پرده برون آید دوست
پیش آن شمع بسوزیم ز پروانه خویش
مرد اگر معتکف خاک در دوست بود
به که بر مسند تعظیم به کاشانه خویش
سال ها شد که به دریای عدم غواصیم
تا وجودی به کف آریم ز دردانه خویش
هان نزاری مطلب صاف ز خم خانه دهر
چونکه در دُرد زدیم اول پیمانه ی خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تضاد میان شادی دیگران و غم عمیق خود شاعر میپردازد. شاعر خود را مبتلا به غم و دوری از معشوق میبیند و بر تنگنای عاطفی و روحیاش تأکید میکند. او در سرزمینی پر از سوز و گداز، مانند پروانهای در جستجوی نور، از وجود معشوق یاد میکند. همچنین به بیان تجربیات زندگی و احساس تنهایی و منهدم شدن در عشق میپردازد و در نهایت به جستجو و تلاش برای رسیدن به وجودی فراتر از درد و رنج اشاره میکند. شعر به غم عمیق و دلتنگی شاعر و میل به وصال معشوق میپردازد و در عین حال از زیباییها و تجربیات عشق در زندگی سخن میگوید.
هوش مصنوعی: همه در شادی و خوشحالی به سر میبرند، اما ما به خاطر غم عمیق خودمان تنها هستیم. دیگران در کنار دوستان و همراهانشان هستند، اما ما فقط با دل و احساسات آشفتهمان زندگی میکنیم.
هوش مصنوعی: ما در جوانب غم و رنج ناشی از دوری درگیر هستیم و هنوز از محبوب خود که برای ما ناآشناست، شناختی پیدا نکردهایم.
هوش مصنوعی: ما در میانه آتش و آب قرار داریم و از چشمی که میبارد و دلی که میسوزد، در این قفس کوچک خانهمان چه اندازه رنج میکشیم.
هوش مصنوعی: هر لحظه، این پروانه سوخته ما، یعنی دل و جان، به خاطر تلاش و ارادهاش، خود را به خطر میاندازد.
هوش مصنوعی: به خاطر ویرانی و نابسامانی زندگیام، با صداقت و بیپروایی به این وضعیت نگاه میکنم، نه اینکه مانند گنجی پنهان در میان خرابهها، سعی کنم به آرامی و دور از چشم دیگران زندگی کنم.
هوش مصنوعی: اگر روزی دوست از پشت پرده بیرون بیاید، ما به خاطر او مانند پروانهای که به دور شمع میچرخد، مشتاقانه خواهیم سوخت و جان خود را فدای او خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: مردی که در عشق دوستانش به خاک افتاده و رنج میبرد، بهتر از کسی است که در جایگاه احترام و مقام بلند نشسته اما دلش از محبت تهی است.
هوش مصنوعی: سالیان درازی است که در تلاشیم به عمق ناچیز بودن خود برویم و از درون خود، چیزی ارزشمند و با ارزش به دست آوریم.
هوش مصنوعی: ای نزار، به وضوح بگو که چگونه در دنیای پیچیده و پرچالش، وقتی اولین جام شراب را نوشیدیم، همه چیز روشن شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این منم یافته مقصود و مراد دل خویش
از حوادث شده بیگانه و با دولت، خویش؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.