گنجور

 
حکیم نزاری

کس نداند که مرا با که سر وکار افتاد

گر چه در عشق چنین واقعه بسیار افتاد

غرّه بودم به شکیبایی و خود بینی عقل

برق عشق آمد و در خرمن پندار افتاد

شوق غالب شد و وجدم به خرابات کشید

لاجرم ولوله در خلق به یک بار افتاد

حسن در مکتب عشق آمد و بر لیلی تافت

سوز در سینه مجنون گرفتار افتاد

پرتو شمع جمالش چو برو تافت بسوخت

هم چو پروانه و افسرده در انکار افتاد

یار سرمست به بازار برآمد روزی

راز سر بسته ما بر سر بازار افتاد

مکن ای یار ملامت که چو من بسیاری

از عبادتکده ناگاه به خمّار افتاد

طعنه خلق و جفای فلک و جور رقیب

همه سهل است اگر یار وفادار افتاد

به قضا تن ده و بی فایده مخروش ای دل

همه تدبیر بود بیهده چون کار افتاد

کعبه آسان ندهد دست زیارت کردن

سیر پا آبله در بادیه دشوار افتاد

سر ازین ورطه نزاری نبری تن در ده

چاره ای نیست که این حادثه ناچار افتاد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
هلالی جغتایی

کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد

فکر دل کن، که مرا دست و دل از کار افتاد

بهتر آنست که چون گل نشوی همدم خار

چند روزی که گل حسن تو بی خار افتاد

میرود خون دل از دیده، ولی دل چه کند؟

[...]

صائب تبریزی

دل سودازده در طره دلدار افتاد

گل بچینید که دیوانه به بازار افتاد

همچو مفلس که فتد راه به گنجش ناگاه

بوسه را راه به کنج دهن یار افتاد

هر تنک حوصله ره یافت در آن خلوت خاص

[...]

نشاط اصفهانی

راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد

پرده بگشا ز در خانه که دیوار افتاد

یار در خلوت ما بود بسد پرده نهان

پرده برداشت چواز خانه ببازار افتاد

آن خرامیدن دلجوی نگر بر لب جوی

[...]

نیر تبریزی

آن نه مست است که می خورد و ببازار افتاد

مست آن بود که در خانه خمار افتاد

دل چُو فانوسِ خیال ، از اثرِ شعله ی شمع،

بسکه بر دور تو گردید زرفتار افتاد

شاهد حسن تو در پرده نهان بود هنوز

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نیر تبریزی
ادیب الممالک

ناگهان صاعقه ای در صف گلزار افتاد

کز درخشنده آن لرزه به دیوار افتاد

آب جوی از جریان باد ز رفتار افتاد

شاخ سرو از حرکت مرغ ز گفتار افتاد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه