گر به گوشت برسد درد من و زاری من
زحمت آید مگرت بر شب بیداری من
به تو ام ره ندهد بی تو نمی یارم بود
از گران جانی بخت است سبک ساری من
من ترا دارم و بی تو نتوان داشت مرا
جاودانیست در این قید گرفتاری من
صفت لیلی و مجنون که شنیدی بنگر
تا بدان حسن کسی هست و بدین زاری من
من از آن جام نخوردم که به خود بازآیم
عقل ازین پس نبرد راه به هشیاری من
تو نه آنی که من از تو طمع این دارم
که قدم رنجه کنی از پی دلداری من
می کنم صبر و جفا می کشم و می گویم
یادت آید مگر از دوستی و یاری من
روزگار دل بی خویشتنم بر هم زد
تا چه می خواست فراقت ز دل آزاری من
خود نگویی که نزاری چو ز حد در گذرد
بر در شاه بنالد ز ستمگاری من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بهطور کلی درباره درد و رنج ناشی از جدایی و عشق ناکام است. شاعر از احساسات عمیق خود و زاریاش میگوید و به طرف مقابل اعلام میکند که بدون او نمیتواند زندگی کند. او به خطراتی که این جدایی برایش به همراه دارد اشاره کرده و در ادامه به بروز جنون و افسردگی ناشی از عشق میپردازد. شاعر همچنین از تلاشهایش برای صبوری و تحمل جفاها صحبت میکند، و در نهایت به این نتیجه میرسد که با وجود تمام سختیها، یاد طرف مقابل همیشه در فکرش خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر درد و اضطراب من به گوش تو برسد، تنها در صورتی برایت زحمت ایجاد میکند که شبها بیخواب بمانی.
هوش مصنوعی: بی تو راهی پیش پایم نیست و بدون تو نمیتوانم ادامه دهم. این بار سنگین و دشوار بر دوش من است، اما بخت من به گونهای است که جای خود را مییابد و کمتر احساس سنگینی میکنم.
هوش مصنوعی: من تو را دارم و بدون تو نمیتوانم چیزی داشته باشم. این وابستگی من به تو برایم ابدی است و در این سرنوشت در چنگال گرفتاری فرورفتهام.
هوش مصنوعی: حالا که از ویژگیهای لیلی و مجنون شنیدی، نگاهی به من بینداز تا بفهمی چه زیبایی در وجود کسی هست و من چگونه در این حالت نزار و پریشان به سر میبرم.
هوش مصنوعی: من آنقدر تحت تاثیر تاثیرات هستم که نمیتوانم به حالتی باز گردم که به خودم برسم. از این پس عقل و درک من دیگر به هشیاری نمیرسد.
هوش مصنوعی: تو آنقدر ارزشمند هستی که من انتظار ندارم برای دلجویی من زحمت بکشی.
هوش مصنوعی: من صبر میکنم و سختی را تحمل میکنم و به تو میگویم که آیا یاد خاطرات دوستی و کمکم میافتی؟
هوش مصنوعی: روزگار به قلب بیقرار من آسیب زد و حالا باید ببینم جداییات چه تاثیری بر رنجش درونم دارد.
هوش مصنوعی: خودت را فریب نده که اگر نزاری از حد خود عبور کند، باید به دربار پادشاه برود و از ظلم و ستمی که به او شده شکایت کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می شود شاد دل او بدل آزاری من
هیچگه رحم ندارد بگرفتاری من
چون نخواهی نفسی کرد نگهداری من
چیست سعی اینقدر از بهر گرفتاری من
کردهام خوی بدردت چه کشم ناز طبیب
صحتی گو نبرد از پی بیماری من
نالهام از غم محرومی رهزن باشد
[...]
هست آیا زشما کس که کند یاری من
یا نخواهد ز پس عزت من خواری من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.