نیسان فکند باز عرق بر عذارِگل
لؤلویِ آب دار نگر در کنار گل
درّاج و سار و فاخته و بلبل و تذرو
جمع آمدند بارِ دگر روزِ بارِ گل
دیوار و در گرفته و با چوب هایِ خار
چندین نگاه بان ز یمیمن و یسارِ گل
بی چاره عندلیب که روزی هزار بار
جانش به لب برآمده در انتظارِ گل
با این همه رقیب که بر گل گماشتند
یک دم نبود ایمن و فارغ ز کارِ گل
بلبل سر از خروش تهی کرده وز بخور
پر عطر کرده مغز گلابی بخارِ گل
گه باد بر چمن کند اوراقِ گل نثار
گه می کند سحاب لآلی نثارِ گل
چون روزگارِ ما که وفا با کسی نکرد
با عندلیب هم نکند روزگار گل
با ما زمانه در جدل از عمرِ بی ثبات
او نیز هم ز مدّتِ ناپایدارِ گل
از گل به یادگار تو ماندی نزاریا
آری همیشه خار بود یادگارِ گل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و زوال گلها پرداخته و در عین حال به مضائب و چالشهایی که در زندگی وجود دارد، اشاره میکند. شاعر به زیبایی گلها و تجمع پرندگان در کنار آنها میپردازد، اما در عین حال به ناامیدی پرندهای مانند عندلیب که همیشه در انتظار گل است، اشاره میکند. زندگی و زیبایی مانند گل، از دوام و ثبات برخوردار نیست و زمانه بیوفایی را نشان میدهد. در نهایت، یادگار گل همواره با خاری همراه است که نشاندهندهی درد و رنجی است که در کنار زیبایی وجود دارد.
هوش مصنوعی: نسیم به آرامی عرق به چهره گل لؤلویی میزند، نگاهی به کنار گل بینداز.
هوش مصنوعی: پرندههای زیبا و رنگارنگ، همچون درّاج، سار، فاخته و بلبل، دوباره جمع شدهاند تا روز زیبای گلکاری را جشن بگیرند.
هوش مصنوعی: دیوار و در محصور شده و با چوبهای خاردار احاطه شده است، و بسیاری از نگاهها به سمت راست و چپ گل معطوف شده است.
هوش مصنوعی: عندلیبی بدبخت که هر روز هزار بار جانش به لب میآید، در انتظار شکوفایی گل است.
هوش مصنوعی: با وجود این همه رقیبی که برای نگهداری از گل تعیین شدهاند، هیچ وقت نمیتوان به راحتی و بدون نگرانی از وضعیت گل آرامش داشت.
هوش مصنوعی: پرندهای که دیگر نغمهای نمیخواند، از عطر گلها سرمست شده و در حال استشمام بوی خوش گلابی میباشد.
هوش مصنوعی: گاهی باد، گلبرگهای گل را بر زمین میپاشد و گاهی باران، مرواریدهایی از گل را پراکنده میکند.
هوش مصنوعی: روزگار به هیچ کس وفا نمیکند، حتی با پرندهای که در میان گلها زندگی میکند هم رحم نمیکند.
هوش مصنوعی: زمانه در حال جدل با ماست و عمر خودش نیز همانند عمر ناپایدار گل، بی ثبات و گذراست.
هوش مصنوعی: تو مانند گلی هستی که با خود یادگاری از آن به جا گذاشتهای، اما آن یادگار تنها خارهایش را نمایان میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در بزم پادشا نگر این کاروبار گل
وین باده بین شده به طرب دستیار گل
گل چند ماه منتظر بزم شاه بود
وز بهر آن دراز کشید انتظار گل
دیدار گل شده ست همه اختیار خلق
[...]
رونق گرفت کار می از روزگار گل
خوبی و دلبری است همه کار و بار گل
لطف رحیق یافت مزاج می لطیف
آب عقیق برد رخ آبدار گل
هر در که ریخت دیده من در فراق یار
[...]
گیتی بهشت وار شد از روزگارِ گل
در باغ بشکفید رخِ چون نگارِ گل
شد زاغ چون عطارد در باغ سوخته
تا شد پدید چهرۀ خورشیدوارِ گل
گل جامه چاک زد چو بشد نرگس از چمن
[...]
دامن کشان رسید سوی جویبار گل
ای ترک گلعذار به دامن بیار گل
راز نهفته دل بلبل شد آشکار
برطرف جویبار چو شد آشکار گل
دادند بارعام که از بزمگاه خاص
[...]
ای پیش ارغوان تو کمتر ز خار گل
قدیک چمن صنو برو رخ یک بهار گل
جز سرو قامت و گل روی تو تاکنون
سروی بباغ دهر نیاورده بار گل
گر بگذری بدین گل رخسار در چمن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.