هزار شکر که خود را امیدوار بدیدم
شراب در سر و سر در کنارِ یار بدیدم
میانِ مجمعِ یاران به کامِ دل بنشستم
بهشتِ نقد به دنیا در آشکار بدیدم
شرابِ وصل بنوشم چو جامِ هجر چشیدم
به دیده باز نهم گل چو زخمِ خار بدیدم
یه یک دو مه که سفر کردم آن مشقّت و محنت
به من رسید که دوزخ هزار بار بدیدم
به هر نفس که زدم در فراقِ دوست به غربت
قیامتی دگر از جورِ روزگار بدیدم
گرم قضا بگذارد دگر به چشمِ تفرّج
نظر به کس نکنم آنچ از انتظار بدیدم
چو کویِ دوست ندیدم به هیچ ملک مقامی
به هر بلاد بگشتم به هر دیار بدیدم
بتا به شکر سزد گر ز سجده بر نکنم سر
که بارِ دیگرت از فضلِ کردگار بدیدم
به حسن غرّه مشو کاین دو هفته بیش نباشد
بدین قدر که رسیدم چنین هزار بدیدم
ز نوش دارویِ لب کن علاقِ جانِ نزاری
همین دواست که نبض ش به اختیار بدیدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر از احساسات و تجربیات عمیق خود در عشق و فراق صحبت میکند. او از شراب وصل و لحظات شادی در کنار یاران میگوید و به بهشت دنیا اشاره میکند. او همچنین به سختیها و مشقتهایی که در دو هفته گذشته کشیده، و مرارتهای فراق دوست اشاره میکند و بیان میکند که با هر نفسش در غم جدایی، دنیایی از رنج را تجربه کرده است. شاعر به زیبایی دوستش و نعمات الهی که دریافت کرده، اشاره میکند و نتیجه میگیرد که این لحظات کوتاه زیبایی و شکرگزاری را باید ارج نهاد. در نهایت، او از نوش دارویی صحبت میکند که باعث آرامش و بهبود حالش میشود.
هوش مصنوعی: هر هزار بار سپاس که خودم را امیدوار دیدم، چرا که در دل، شوق نوشیدن شراب و در کنار یار را احساس کردم.
هوش مصنوعی: در جمع دوستانم با کمال رضایت نشستم و به وضوح خوشیهای واقعی دنیا را دیدم که مانند بهشتی در دسترس است.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی از عشق و آسیبهای ناشی از فراق است. شاعر میگوید که اکنون که طعم جدایی را چشیده، میخواهد از عشق و وصال بنوشد. او با چشمانی باز، میخواهد زیباییها را نظاره کند، حتی اگر زخمها و دردها را هم تجربه کرده باشد. این ابیات نمادی از تلاقی عشق و درد است که در زندگی عاشقانه وجود دارد.
هوش مصنوعی: در یکی از سفرهایم با مشکلات و سختیهایی روبهرو شدم که به قدری طاقتفرسا بود که تصور میکنم اگر هزار بار هم دوزخ را میدیدم، همان احساس را میداشتم.
هوش مصنوعی: هر باری که برای دوری دوست نفس کشیدم، به نوعی دیگر از مصائب و سختیهای زندگی در تنهایی گرفتار شدم.
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت به من اجازه دهد که دیگر به تماشای دیگران نپردازم، آنچه را که از انتظار دیدم فراموش خواهم کرد.
هوش مصنوعی: من به هیچکجای دنیا، جایی که دوست را ببینم نیافتم، در همه جاهای مختلف سفر کردم و به هر دیاری سر زدم، اما نتوانستم کوی دوست را پیدا کنم.
هوش مصنوعی: ای معشوقه، شایسته است که اگر سرم را از سجده بر ندارم، زیرا من به لطف و بخشش پروردگار بار سنگین عشق تو را دیدم و احساس کردم.
هوش مصنوعی: به زیبا رویی خود مغرور نشو، زیرا این زیبایی تنها دو هفته بیشتر دوام نخواهد داشت. من در این مدت به اندازه کافی زیباییها و نازیباییها را دیدهام.
هوش مصنوعی: با نوش داروی لب، دلم به عشق نزاری گره خورده است؛ همین داروست که نبض عشقش را در دست خودم قرار دادهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.