گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

اگر هیچ آن پری رخ را دمی پروای ما بودی

سر گردون گردن کش به زیر پای ما بودی

وگر چون خضر ره دادی به آب زندگی ما را

همیشه سبزه ی خطش تماشا جای ما بودی

اگر در حسن گفتندی که ممتاز است در عالم

به هر سر نامه بر عنوان بت رعنای ما بودی

ملامت گوی کی بودی چنین افتاده در شنعت

بخاری در دماغ او گر از سودای ما بودی

دوباره کی بدی حاجت به حشر عامیان ما را

اگر روز قیامت هم شب یلدای ما بودی

خردمندان ندانستند مجنون را ز خود بینی

اگر بودی چو او مستی هم از صهبای ما بودی

ملک گر هیچ یار استی به خلوت جای ما آمد

دمی از پای ننشستی قدح پیمای ما بودی

دریغا این همه رفعت که ما را هست در رتبت

چه بودی گر قبای عشق بر بالای ما بودی

اگر بر شمع ما کردی تهتّک همچو پروانه

نزاری کی چنین در عشق نا پروای ما بودی

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رحیم غلامی در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۲ نوشته:

سلام مصراع اول دو بیت آخر کلمه "یار استی" را به یارستی" تصحیح کنید. یارستی یعنی جرات داشتی.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.