گنجور

 
حکیم نزاری

اگر فراق نباشد چه دوزخ و چه بهشت

چو اصل صورت معنی بود چه خوب و چه زشت

اگر نه بی تو بمانم چه ترسم از دوزخ

وگر نه روی تو بینم چه می کنم ز بهشت

نه واقفم متقبل نه جاهلم منکر

نه اهل مسجد و محراب و کعبه و نه کنشت

کنشت و کعبه تعلق به وجه صدق کند

رواست از همه جانب نیاز پاک سرشت

کجاست خواجه مجال تصرف اندر غیب

که داند آن که قضا بر سر من و تو نوشت

به آن که آمده ای رغبتت بر آن دارد

به جهد تو نشود مهره ی بلور انگشت

طمع مکن که به کوشش درست باز آید

به جای خویش چو از کالبد برون شد خشت

ولی شرایط ما نیست نا امید شدن

که هیچ بنده به یک بار نا امید نگشت

نزاریا به نفس تازه دار جان امید

که صد هزار درود و یکی ز جمله نکشت

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

همه نعیم سمرقند سربه‌سر دیدم

نظاره کردم در باغ و راغ و وادی و دشت

چو بود کیسه و جیب من از درم خالی

دلم ز صحن امل فرش خرمی بنَوَشت

بسی ز اهل هنر بارها به هر شهری

[...]

انوری

جهان ز رفتن مودود شه موئید دین

به ما نمود مزاج و به ما نمود سرشت

جریده‌ایست نهاد سیه سپید جهان

که روزگار درو جز قضای بد ننوشت

چه سود از آنکه از این پیش خسروان کردند

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
حکیم نزاری

چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت

سواره بر من مسکین ناتوان بگذشت

سلام کردم و پرسید کای فلان چونی

همین بگفت و به شبدیز بر ، روان بگذاشت

چه گویمت ز سخن گفتنش که شیرینی

[...]

جهان ملک خاتون

نسیم باد بهارست یا هوای بهشت

بهشت چیست وصال نگار حورسرشت

نوای بلبل و آواز چنگ و نغمه ی عود

خوش است و خوش بود آبی روانه بر لب کشت

بهشت روی تو ما را مدام می باید

[...]

حافظ

کنون که می‌دمد از بوستان نسیمِ بهشت

من و شرابِ فرح بخش و یارِ حورسرشت

گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز؟

که خیمه سایهٔ ابر است و بزمگه لبِ کِشت

چمن حکایتِ اردیبهشت می‌گوید

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه