اگر فراق نباشد چه دوزخ و چه بهشت
چو اصل صورت معنی بود چه خوب و چه زشت
اگر نه بی تو بمانم چه ترسم از دوزخ
وگر نه روی تو بینم چه می کنم ز بهشت
نه واقفم متقبل نه جاهلم منکر
نه اهل مسجد و محراب و کعبه و نه کنشت
کنشت و کعبه تعلق به وجه صدق کند
رواست از همه جانب نیاز پاک سرشت
کجاست خواجه مجال تصرف اندر غیب
که داند آن که قضا بر سر من و تو نوشت
به آن که آمده ای رغبتت بر آن دارد
به جهد تو نشود مهره ی بلور انگشت
طمع مکن که به کوشش درست باز آید
به جای خویش چو از کالبد برون شد خشت
ولی شرایط ما نیست نا امید شدن
که هیچ بنده به یک بار نا امید نگشت
نزاریا به نفس تازه دار جان امید
که صد هزار درود و یکی ز جمله نکشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به موضوع فراق و جدایی از معشوق میپردازد. او بیان میکند که اگر فراق وجود نداشته باشد، نه بهشت و نه دوزخ معنا ندارند. برای او، دیدن چهره معشوق از هر چیزی ارزشمندتر است و در این شرایط نه از عذاب دوزخ میترسد و نه بهشت برایش جذاب است.
شاعر به حالتهای خودپسندانه و سنن دینی اشاره کرده و بیان میکند که نه به اعمال دینی اهمیت میدهد و نه از آنها نا امید است. او به این نکته میرسد که عشق واقعی و تلاشی که برای آن میکند، مهمتر از هر چیز دیگر است. در نهایت، شاعر امیدوار است که هیچ بندهای به خاطر یک شکست نا امید نشود و از امید خود دست برندارد.
هوش مصنوعی: اگر جدایی و دوری وجود نداشته باشد، نه بهشتی وجود دارد و نه دوزخی. چون وقتی اصل و ماهیت چیزها مشخص میشود، زیبایی و زشتی هر چیز معنا پیدا میکند.
هوش مصنوعی: اگر بدون تو بمانم، از آتش دوزخ نمیترسم و اگر روی تو را نبینم، بهشت هم برایم معنایی ندارد.
هوش مصنوعی: من نه به خوبی میدانم و نه کاملاً بیخبرم، نه اهل عبادت و نماز هستم و نه ارتباطی با مکانهای مقدس دارم.
هوش مصنوعی: محل عبادت و کعبه برای کسانی است که با صداقت و به دور از نیازهای دنیوی به خدا روی میآورند. این افراد از هر طرف به خاطر طبع پاک خود به این مکانها نیاز دارند و این موضوع بر آنها اطلاق میشود.
هوش مصنوعی: کجاست آن کسی که بتواند در امور پنهان نفوذ کند؟ چه کسی میداند که سرنوشت ما چه را برای ما رقم زده است؟
هوش مصنوعی: کسی که به تو علاقهمند است، تلاش نمیکند تا تو را به عنوان یک چیز شکستنی و ظریف در نظر بگیرد.
هوش مصنوعی: انتظار نداشته باش که با تلاش و کوشش بتوانی چیزی را که از دست رفته به حالت اول برگردانی، زیرا وقتی چیزی از میان برود، بازگشت آن هم ممکن نیست.
هوش مصنوعی: ولی وضعیت ما طوری نیست که ناامید شویم، چون هیچ انسانی هرگز به یک بار ناامیدی دچار نشده است.
هوش مصنوعی: به خودت امید داشته باش و نفس را تازه کن، زیرا ممکن است سلامهای زیادی به تو برسد و یکی از آنها جان تو را نجات دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همه نعیم سمرقند سربهسر دیدم
نظاره کردم در باغ و راغ و وادی و دشت
چو بود کیسه و جیب من از درم خالی
دلم ز صحن امل فرش خرمی بنَوَشت
بسی ز اهل هنر بارها به هر شهری
[...]
جهان ز رفتن مودود شه موئید دین
به ما نمود مزاج و به ما نمود سرشت
جریدهایست نهاد سیه سپید جهان
که روزگار درو جز قضای بد ننوشت
چه سود از آنکه از این پیش خسروان کردند
[...]
چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت
سواره بر من مسکین ناتوان بگذشت
سلام کردم و پرسید کای فلان چونی
همین بگفت و به شبدیز بر ، روان بگذاشت
چه گویمت ز سخن گفتنش که شیرینی
[...]
نسیم باد بهارست یا هوای بهشت
بهشت چیست وصال نگار حورسرشت
نوای بلبل و آواز چنگ و نغمه ی عود
خوش است و خوش بود آبی روانه بر لب کشت
بهشت روی تو ما را مدام می باید
[...]
کنون که میدمد از بوستان نسیمِ بهشت
من و شرابِ فرح بخش و یارِ حورسرشت
گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز؟
که خیمه سایهٔ ابر است و بزمگه لبِ کِشت
چمن حکایتِ اردیبهشت میگوید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.