ای دل آخر نشدی سیر ز محنت ای دل
به سرِ کویِ بلا بیش مکن سر منزل
چند گویی ز دهان و لب و چشم و خط و خال
چند گویی ز ختا و ختن و چین و چگل
می زنم سر به سر از دستِ تو با دیو و بلیس
می روم در به در از کرده ی تو خوار و خجل
منزلم بر سرِ آتش بود و از گریه
سیلِ خون می رودم در عقب از هر محمل
چشم در پیش و سر افکنده بمانم از چه
از بس انکار به هر انجمن و هر محفل
در مقاماتِ تحیّر ز پسِ استخلاص
گاه مصروعم و گه مسرع و گه مستعجل
از پیِ خونِ تو هر جا که رسیدم در حال
به گواهیِ من افعالِ تو کردند سجل
نیم جان دارم و گر نیز برآنی که ز تن
قطعِ پیوند کنی دست فرو کن بگسل
من به هر چیز که کردی بحلت کردم و رفت
آن تو دانی و نزاری که کند یا نه بحل
چند گویم ز دل و جان، من و تسلیم و گر
دولتم دست دهد پای بر آرم از گل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عذابهای عاطفی و روحی شاعر میپردازد. شاعر از درد و رنجی که ناشی از عشق و جدایی است، سخن میگوید و احساس ناامیدی و فرسایش روح را توصیف میکند. او به تکرار شکایت میکند از اینکه علیرغم تمام محنتها، همچنان در جستجوی محبوب باقی مانده است. شاعر در وضعیت بلاتکلیفی قرار دارد و از فشار احساسات و یادآوریهای تلخ رنج میبرد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که با هر اقدامی که از محبوبش ناشی میشود، نباید از عشق و علاقهاش کاسته شود.
هوش مصنوعی: ای دل، چرا هنوز از غم و رنج خسته نشدهای؟ در این راه پر از درد، بیشتر از این در توقف نکن.
هوش مصنوعی: چقدر درباره ویژگیها و جوانب ظاهری انسان صحبت کنی، همچون دهان، لب، چشم و نشانههای روی صورت، یا کشورهای مختلف مانند ختا، ختن، چین و چگل، باز هم کافی نیست.
هوش مصنوعی: من به خاطر محبت و اثر تو، با تمام بدیها و شیطانها درگیر میشوم و در پی تو، در حال سرگردانی و شرمندگی هستم.
هوش مصنوعی: در خانهام آتش بود و من به شدت گریه میکردم، به طوری که خون از چشمانم سرازیر میشد و هر جا که میرفتم، این حالتم مرا دنبال میکرد.
هوش مصنوعی: با نگاهی به جلو و سر پایین انداخته، برای چه بمانم؟ چرا که به خاطر انکارهای مکرر در هر جمع و محفل، در این وضعیت هستم.
هوش مصنوعی: در مواقعی که در حال تصمیمگیری یا گیجی هستم، میتوانم گاهی آرام و بیخیال باشم و گاهی هم سریع و با شتاب عمل کنم.
هوش مصنوعی: هر جا که به دنبال تو رفتم، اعمال و کارهای تو گواهی بر حقانیت من شدند.
هوش مصنوعی: من در حالتی هستم که نیمه جان دارم و حتی اگر تو بخواهی که از جسم من جدا شوی و این پیوند را قطع کنی، باز هم دست از این کار بر نمیدارم.
هوش مصنوعی: من به هر چیزی که تو کردی؛ من هم آن را پذیرفتم و به راه خود ادامه دادم. حالا تو خود میدانی که آیا این کار خوب است یا نه.
هوش مصنوعی: بسیار سخن بگویم درباره دل و جانم و تسلیم شدنم، اگر روزی تواناییای به دست آورم، از خاک بر میخیزم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بهنگام سخا ابر کف و دریا دل
مشتری خوار ز دیدار تو و ماه خجل
بر نوشته است بعمر ابدی ملک ترا
در ازل ایزد و در دست جهان داده سجل
ز سواران چگل خوار و خجل خیل عجم
[...]
ای نگاری که به حسن از تو زند حور مثل
ای غزالی که سزاوار سرودی و غزل
بر عرب هست ز بهر تو عجم را تفضیل
که عجم وصف تو گفته است و عرب وصف طلل
سرو زیر حُلّل و ماه بود زیر حلی
[...]
جرم خورشید چو از حوت درآید به حمل
اشهب روز کند ادهم شب را ارجل
کوه را از مدت سایهٔ ابر و نم شب
پر طرایف شود اطراف چه هامون و چه تل
سبزه چون دست به هم درزند اندر صحرا
[...]
ماجرایی که میان من و گردون رفتست
دوش بشنو که ترا شرح دهم از اوّل
تا سحر گه من و او دیده بهم بر نزدیم
بس که گفتیم و شنیدیم ز هرگونه جدل
در میان گفتمش ای از تو واز گردش تو
[...]
شتران مست شدستند، ببین رقص جمل
زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل
علم ما دادهی او و ره ما جادهی او
گرمی ما دم گرمش، نه ز خورشیدِ حمل
دم او جان دهدت روز نَفَخْتُ بپذیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.