گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

اگر دوست با ما بود باک نیست

طریق محبت خطرناک نیست

سرا پای عاشق به خون است غرق

ولیکن به خونی که ناپاک نیست

گریز از ثعابین عشق ای پسر

که این زهر را هیچ تریاک نیست

بپالود مغزم ز سودای دوست

سویدای من مار ضحاک نیست

چو زر باد در خاک تیره سری

که زر پیش چشمش کم از خاک نست

سخی باش زیرا که در آدمی

نکوهیده عیبی چو امساک نیست

گران مایه نقدی است در آدمی

که در کان و ارکان و افلاک نیست

ظهورش بود در زمان و مکان

ولیکن در اقسام ادراک نیست

زلال خضر از سکندر مخواه

چه می جویی ای ابله آنجا ک نیست

حبیب خدا راست این مرتبه

ابو جهل در خورد لولاک نیست

چو دیدی نزاری به عین الیقین

پس آنجا مجال شک و شاک نیست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.