گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

آه و واویلا کم برگ شکیبایی نیست

هیچ مشکل بتر از محنت تنهایی نیست

پشتم از بار فراق تو دو تا شد چه عجب

که ز بی قوّتی ام قوت یکتایی نیست

من و سودای تو من بعد که جاهل باشد

هر خردمند که عاشق شد و سودایی نیست

شاهد لاله رخ و یار صنوبر بالا

همه جا هست و مرا خاطر هر جایی نیست

سپر تیر ملامت شده ام چتوان کرد

با کمانی که به بازوی توانایی نیست

عشق دردیست که در تربیت درمانش

مرهمی نیست وگر هست به خودرایی نیست

عاقلان بار خدایا همه عاشق گردند

تا بدانند که این کار به دانایی نیست

شیب و بالا و نظر نقش خیالت چه شود

یوسفم را چو غم سوز زلیخایی نیست

از چنان روی به آوازه ی خوبی خرسند

گر کسی هست نزاری به شکیبایی نیست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.