شاد به روی تو ام گرچه دلم شاد نیست
شادی دل خود مرا در غم تو یاد نیست
فریاد از دست تو داد بده داد داد
وه که مرا بیش از این طاقت فریاد نیست
گر به تماشای سیل رغبتت افتد بیا
چشمه ی چشمم کم از دجله ی بغداد نیست
بود ثباتی مرا در غم تو پیش از این
عاجزم اکنون که شد صبر ز بنیاد نیست
هندوی جادوی تو زیر و زبر کرد شهر
در همه بابل دگر همچو تو استاد نیست
عشق تو ملک جهان کرد خراب و بیاب
در همه شهر ای عجب ، خانه ی آباد نیست
شاهد شیرین بسی در همه اطراف هست
عاشق صادق یکی شیوه ی فرهاد نیست
خاطرم از هست و نیست ، غیر تو بیزار شد
همچو نزاری تو را بنده ی آزاد نیست
هرچه خلاف مراد میرود از بخت ماست
بر من اگر نه ز تو هیچ به جز داد نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات درونی خود نسبت به عشق و غم صحبت میکند. او با وجود ظاهر شاد، در درون خود غمگین است و شادی دلش را در غم معشوقش فراموش کرده است. او فریاد میزند که دیگر طاقت ندارد و به شدت ابراز ناتوانی میکند. شاعر به معشوقش میگوید که اگر بخواهد تماشای او را ببیند، اشکهایش به اندازهی دجلهی بغداد جاری خواهد شد. او اشاره میکند که قبلتر در غمش ثبات داشته، اما اکنون قادر به تحمل نیست. همچنین به قدرت جادوی معشوق اشاره میکند که همه چیز را دگرگون کرده و در نهایت میگوید که در این جهان جایی برای آرامش باقی نمانده و همواره با غم و ناکامی دست و پنجه نرم میکند. شاعر همچنین به عشق و درد عمیق خود از بیمعنایی وجودش و تنهاییاش میپردازد.
هوش مصنوعی: اگرچه به خاطر تو خوشحالم، اما دل خودم شاد نیست. حتی وقتی در غم تو هستم، یادم نمیآید که شادی دل خودم را فراموش کردهام.
هوش مصنوعی: کمطاقتی من از این وضعیت به اوج رسیده است و دیگر نمیتوانم فریاد بزنم. احساس ناامیدی و فشار به حدی رسیده که از فریاد زدن هم عاجز شدهام.
هوش مصنوعی: اگر به دیدن سیل علاقهمند هستی، بیا و به چشمان من نگاه کن که کم از دجلهی بغداد ندارد.
هوش مصنوعی: من قبلاً در غم تو استواری داشتم، اما حالا که صبرم به پایان رسیده، دیگر توانایی ندارم.
هوش مصنوعی: جادوی تو مانند هندویی است که همهچیز را در شهر بر هم زده و دگر هیچ کس در بابل به مهارت تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: عشق تو باعث ویرانی همه جا شد و در این شهر عجیب، هیچ خانهای نیست که آباد باشد.
هوش مصنوعی: در هر گوشه و کناری زیبایانی وجود دارند، اما عشق واقعی و صادقانه مانند عشق فرهاد به شیرین یافت نمیشود.
هوش مصنوعی: خاطرم از وجود و عدم، به جز تو، متنفر شده است، مانند نزار که نمیتواند تو را بندهای آزاد بخواند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که برخلاف آرزوهایم پیش میرود، ناشی از بخت و اقبال من است. اگر من به جز لطف و محبت تو، هیچ چیز دیگری نداشته باشم، باز هم این شرایط را میپذیرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.