شهره ی شهر شدم در غم شهرآشوبی
وز که در دوستیِ او نگرفتم کوبی
بیدلآرامی آرام نمیگیرد دل
چه کنم بخت ندارد که ندارد خوبی
صبر بر وعده ی فردای قیامت تا چند
همچنین بر نتوان ساخت ز من ایّوبی
دامن سرو قدی را به کف آرم امروز
در چنین سایه نشینم من و اینک طوبی
از محبت اثری نیست در آن سینه که نیست
در دلش جنبش دردی ز غم محبوبی
هیچ دل سوخته را دردِ مسلمانی نیست
کیست کز دوست سوی دوست برد مکتوبی
مسند مصرِ دل ما نبود بییوسف
حزن را نیست ولیکن به سر از یعقوبی
لافِ معنی نتواند که زند هر گولی
اژدهایی نتواند که کند هر چوبی
بر نزاری چه ملامت که ز مبدای وجود
میل هر طایفه ای هست سوی مطلوبی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عذابی عمیق و غم ناشی از فقدان محبوب است. شاعر به وضعیت دردناک خود اشاره میکند که در این دنیا به خاطر عشق و دوستی دچار پریشانی شده است. او از بیعدالتی و نداشتن بخت سخن میگوید و به صبر بر وعدههای آینده اشاره میکند. همچنین، او در آرزوی لحظهای از وصال و نزدیکی به محبوب خود است و به احساسات عمیق و درد درونی خود اعتراف میکند. در کل، این شعر به غم و اندوه ناشی از عشق ناکام و تنهایی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: در میان مردم شهر به خاطر غم و اندوهی که دلم را دربرگرفته، معروف شدهام، و این در حالی است که از طرف او محبت و توجهی به من نشده است.
هوش مصنوعی: دل بیقرار است و هیچگاه آرام نمیگیرد. چه کنم که بخت من به خوبی یاری نمیکند و از خوشی بیبهرهام.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسان نمیتواند به راحتی صبر کند و به وعدهی روز قیامت امیدوار باشد، چرا که زندگی پر از چالشها و مشکلات است. گوینده به شخصیتی اشاره میکند که در برابر سختیها باید به صبر و تحمل متوسل شود، اما این کار نیز آسان نیست و تحمل فشارهای زندگی ممکن است طاقتفرسا باشد.
هوش مصنوعی: امروز دامن یک قد بلند را در دست میگیرم و در این سایه نشستهام و اکنون آرامش و خوشحالی را تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: اگر کسی در دلش برای محبوبی احساس درد و غم نداشته باشد، محبت حقیقی در سینهاش وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هیچ کسی که دلش شکسته باشد، دردی از مسلمان بودن احساس نمیکند. آیا کسی هست که از طرف دوستش نامهای به او برسد؟
هوش مصنوعی: دل ما بدون یوسف جایی برای آرامش ندارد؛ هرچند حزن وجود دارد، اما مانند یعقوب، سر بر درد میگذاریم.
هوش مصنوعی: هیچ گلی نمیتواند ادعای معانی عمیق کند و هیچ اژدهایی نمیتواند قدرت هر چوبی را به چالش بکشد.
هوش مصنوعی: نمیتوان به نزاری که از مبدا وجود به سوی آرزوهای مختلف میشتابد، ملامتی وارد کرد. او در پی خواستههای خود است و این در طبیعت هر گروهی وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.