مرا دلی ست ز تیمار بی دلی در وا
معلق است به مویی چو ذره ای ز هوا
چو ذره مضطربم در هوای خورشیدی
که زیر سایة زلفش خرد کند مأوا
هلاک می شوم از دست و پای مال فراق
دریغ اگر بتوانست گفتمی سر وا
به لب نمونة آیات انگبین و شراب
به رخ خلاصة اولاد آدم و حوا
از آن نیافت سکندر که بود روزی ما
لبی که درد سکندر جز آن نداشت دوا
خراب کردة چشمانت ای نگارینم
که می کشند و به سر می برند با دو گوا
گرت به خواب بدیدی شبی عظیم و الروم
ز شمع روی تو پروانه وار ناپروا
سپاه شب نکشد از عدم دگر به وجود
به دست حسن تو گر برکشد زمانه لوا
ز حال من نظر لطف خویش باز مگیر
که بی تو از سر و کارم برفت نور و نوا
مریز خون نزاری چو در جوار توام
که نیست در حرم کعبه قتل صید روا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات عمیق خود درباره عشق و فراق صحبت میکند. او به حالتی بحرانی و مضطرب دچار است، مانند ذرهای که در هوا معلق است و به شدت تحت تأثیر زیبایی معشوقش قرار دارد. در این حالت، تحمل دوری معشوق برای او مشکل شده و او از فراق به هلاکت نزدیک میشود. شاعر به عشقهای گذشتگان اشاره میکند و به احساساتی چون شوق و درد عشق میپردازد. او به شمعی که در برابر زیبایی معشوقش میسوزد و شب را به روز تبدیل میکند، اشاره نموده و از او میخواهد که نظر لطف خود را از او دریغ نکند، زیرا بدون عشق او زندگیاش بینور و سرشار از رنج است. در نهایت، او بر این باور است که عشق واقعی نمیتواند در جایی غیر از محبت معشوقش وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر بیحالی و غم، در وضعیتی نامتعادل و بیقرار قرار دارد. این حالت، به قدری شکننده و ظریف است که مانند ذرهای در هوا به یک موی نازک بند است.
هوش مصنوعی: مانند ذرهای ناآرام هستم در هوای نور خورشیدی که در سایهی زلف او، پناهگاه را خرد میکند.
هوش مصنوعی: من از درد و رنج فراق به شدت در عذاب هستم و اگر امکانش بود، حرف دلم را راحت بیان میکردم.
هوش مصنوعی: به لبهایش نمونههایی از عسل و شراب مشاهده میشود، مانند چهرهای که نشانههای زیبایی فرزندان آدم و حوا را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: سکندر، که یک شخصیت بزرگ و موفق در تاریخ است، به مرگ و زوالی دچار شد که هیچ درمانی برای دردش وجود نداشت. او در زندگیاش به دنبال چیزهایی بود که هیچگاه نتوانست به دست آورد، همانطور که دردش درمانی نداشت. به عبارت دیگر، در روزهای سخت و مصیبت، تنها چیزی که میتواند به کمک بیاید، اگر وجود داشته باشد، متصل به حقیقت و عمق وجود انسان است.
هوش مصنوعی: چشمان زیبایت، ای نگار من، باعث شدهاند که دل مرا به درد بیاورند و مرا به سمت نابودی ببرند.
هوش مصنوعی: اگر شبی خواب عجیبی را ببینی و در آن خواب پروانهای نگران از شمعی که نشانهای از زیبایی توست، بگردد و به دور آن بچرخد.
هوش مصنوعی: شب با تمام تاریکی و جنگی که به همراه دارد، نمیتواند از عدم به وجود بیاید، مگر اینکه زیبایی و حسن تو در آن ظهور کند و زمانه پرچم بزرگی را برافرازد.
هوش مصنوعی: از حال من کم نکن توجه و محبتت را، چرا که بدون تو زندگیام بینور و بیسر و صدا شده است.
هوش مصنوعی: خونم را بیجهت نریز چون در کنار تو هستم، زیرا در حرم کعبه، کشتن شکار مجاز نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پرنس زاده شاه است و پادشاه روا
چو لیر بربط و ویل است شهر و شهرموا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.