گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

مرا در سینه سودای تو باشد

سواد دیده در پای تو باشد

چه می خواهی بیا بنشین زمانی

خوشا آن دل که یغمای تو باشد

اگر باشد درین عالم بهشتی

جمال عالم آرای تو باشد

چه در گنجد دگر در آشیانی

که در وی مرغ سودای تو باشد

محبت می کند یارا وگر نی

که را حدِ توانای تو باشد

نزول پادشاه و کنج درویش

چه گویی بنده را جای تو باشد

مراعاتِ دل شوریده بختی

توانی کرد اگر رایِ تو باشد

چراغ خانه جانِ نزاری

رخ آیینه سیمای تو باشد

تمنایی ست هرکس را به محشر

مراد من تماشای تو باشد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.