گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

بس که خوردیم تازیانۀ دور

پا کشیدیم بر کرانۀ دور

قندِ شیرین و زهرِ تلخ به هم

هر دو دیدیم در خزانۀ دور

گه‌گهی شوقِ عشقِ پوشیده

جلوه می‌کرد در میانۀ دور

عاقبت آمد از کمانِ مراد

تیرِ امّید بر نشانۀ دور

تا گوارنده خنبکی باقی

مانده بود از شراب‌خانۀ دور

تا به اکنون به کوزه می‌پیمود

بیش و کم قابض زمانۀ دور

هین که زین پس رسید کوزه به دُرد

شد تهی خنبِ باقیانۀ دور

منقطع شد بهانۀ ساقی

ختم شد مقطعِ فسانۀ دور

حالیا لامحاله زود نه دیر

متبدّل کند یگانۀ دور

خود نزاری چو مرغ تسلیم است

بود فارغ ز دام و دانۀ دور

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.