گنجور

 
حکیم نزاری

ما چو از بَدْوِ ازل باده‌پرست آمده‌ایم

پس یقین است که مستان ز الست آمده‌ایم

قول تحیون و تَموتون نه نبی فرموده‌ست

مست خواهیم شدن باز که مست آمده‌ایم

مستی ما نه ز خمرست بیا تا بینی

نیستانیم که در عالم هست آمده‌ایم

عاقبت صحبت خورشید ندارد خفاش

ما روانیم نه از بهر نشست آمده‌ایم

طاق ابروی بتان قبله‌گه اهل دل است

لاجرم از پی بت لات‌پرست آمده‌ایم

چون نزاری نزار از هوس مهرویان

ماهیانیم که در شست به شست آمده‌ایم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خواجوی کرمانی

باز هشیار برون رفته و مست آمده‌ایم

وز می لعل لبت باده پرست آمده‌ایم

تا ابد باز نیائیم بهوش از پی آنک

مست جام لبت از عهد الست آمده‌ایم

از درت بر نتوان خاست از آنروی که ما

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه