نوشته یافتم رمزی به خطِّ خوب بر جایی
که صاحبدیده را خاطر فرو ناید به هر جایی
بجز وجهاللهش نبود نظرگاهی و خود نبود
نه مقصود دگر وقتی نه محبوب دگر جایی
مترس از کثرتِ باطل به عونِ واحدِ مطلق
که باطل را وجودی نیست در کویی و در جایی
فتاد از تابِ این نکته دلم چون پنبه بر آتش
ندانستم که هم روزی کند این رشته سر جایی
نزول عشق و کنجِ جان من هیهات ازین خجلت
که سلطان چون فرود آید چنین در مختصر جایی
ز چشم مستِ او هستم چنان بیخویشتن زآن شب
که از اعضایِ شخص من نیاید با خبر جایی
چو گل بر خار میخفتم چو بلبل زار مینالم
ازآن شب باز کاوازش شنودم بر گذر جایی
عجب دارم که مجموعی پریشانتر ز من باشد
تنم جایی زبان جایی دلم جایی نظر جایی
وگر مردم بهشت از آفرینش دوست میدارند
نزاری ز آستانِ او ندارد دوستتر جایی
ملک را آرزو باشد که بپذیرد به مملوکش
پناهِ جان جُزین حضرت نیابی ای پسر جایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره جستجوی حقیقت و عشق الهی است. شاعر میگوید که در هیچ جای دیگر نمیتوان دیدی چون دیدن وجه الله پیدا کرد. او به زیبایی عشق اشاره میکند و ناراحتی خود را از گسستگی و عدم قرار در وضعیتی که به آن علاقهمند است، بیان میکند. شاعر با تصویری از خود به عنوان یک عاشق دچار آشفتگی و بیخود شدن، میگوید که در عشق الهی احساس خجلت دارد و از این امر رنج میبرد. او نیز به این نکته اشاره میکند که حتی در اوج بلاتکلیفی، عشق و ارتباط با خداوند، بهترین پناه برای اوست. در نهایت، احساس دلتنگی و اشتیاق او به عشق خدا را به تصویر میکشد و بیان میکند که زندگی هر فرد باید به جستجوی خداوند و عشق او معطوف باشد.
هوش مصنوعی: یک نوشتهای پیدا کردم که به زیبایی نوشته شده بود، و در جایی قرار داشت که صاحب آن به سادگی نمیتواند به آن دسترسی پیدا کند.
هوش مصنوعی: جز نگاه به خداوند، هیچ نظری نیست و او خود، نه هدف دیگری است و نه محبوب دیگری در جایی وجود دارد.
هوش مصنوعی: نگران زیاد بودن باطل نباش، چرا که یاری کنندهای وجود دارد که محض و بینهایت است. باطل در هیچ مکانی واقعیت ندارد و وجودش چیزی نیست.
هوش مصنوعی: دل من از شدت تأثیر این نکته به حالتی مانند پنبهای افتاد که به آتش نزدیک شده است. نمیدانستم که روزی، این ارتباط به جایی خواهد رسید.
هوش مصنوعی: عشق به من نازل شده و در عمق وجودم قرار دارد. اما از خجالت نمیتوانم این احساس را نشان دهم، چرا که وقتی سلطان عشق به سراغم میآید، نمیتوانم در جایی کوچک و محدود جا بگیرم.
هوش مصنوعی: از نگاه معصوم او به قدری مجذوب و بیخود شدهام که از آن شب به بعد، احساسات و وجودم برای من ناشناخته شده است و نمیدانم چه بر من گذشته است.
هوش مصنوعی: چنانکه گل بر روی خاری پنهان هستم و مانند بلبل ناله میزنم. از آن شب که صدای آوازش را در جایی شنیدم.
هوش مصنوعی: عجیب است که من اینقدر در هم و برهم هستم؛ بدنم در یک جا، زبانم در جایی دیگر، دلم که جایی دیگر است و توجهام هم به سمت دیگری میرود.
هوش مصنوعی: اگر ساکنان بهشت از خلق دوست لذت میبرند، نزار هیچ مکان دوستداشتنیتری از درگاه او ندارد.
هوش مصنوعی: سلطان آرزو دارد که به درگاهش پناه بیاورد، ولی پناه جان او فقط جایی است که تو بتوانی پیدا کنی، ای پسر.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.