مرا مادر به شیرِ عشق پرورد
پدر تعلیم در دیوانگی کرد
ز تن با جان برون آید چنین شیر
ولیکن تا که را دادند و که خورد
گر آبا واسطه گرامّهات اند
ز فطرت هر کس آورد آن چه آورد
چه می خواهد ز رندان مصلحت جوی
برو گو هم به گِردِ صالحان گَرد
دماغِ هرکه برد از خاکِ ما بوی
بر آرد عشق از مغزِ سرش گرد
زنان را فرق باشد بر فسرده
اگر عاشق نمیرد کی بود مرد
تنورِ سینه ی پر آتش من
به طوفانِ ملامت کی شود سرد
ملامت گر به عیب از ما نگوید
اگر یک شب به روز آرَد درین درد
مسلمانان نمی بینید آخر
سرشکِ سرخ بر رخ ساره ی زرد
خدایا حق گزارش باد هر کو
دلِ ریشِ نزاری را نیازرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به تجربیات و احساسات عمیق خود درباره عشق و زندگی میپردازد. او از تربیتش توسط مادر با عشق و پدرش با درسهای دیوانگی میگوید. او اشاره میکند که عشق میتواند از وجود انسانها به وجود آید و هر فرد بر اساس فطرت و زمینهاش عشق را تجربه میکند. شاعر همچنین به انتقاد از کسانی میپردازد که به دنبال مصلحتجویی هستند و از عشق و انسانیّت دور میشوند. او به جنگ درون و آتش سینهاش اشاره میکند که ناشی از ملامتهای دیگران است و بیان میکند که اگر کسی رابطهای عاشقانه داشته باشد، باید با سختیها و دردهایش روبرو شود. او در پایان از خداوند میخواهد که دلهای آسیب دیده را بیازارد و حقیقت را به آنها نشان دهد.
هوش مصنوعی: مادر مرا با محبت و عشق بزرگ کرد و پدر نیز به من آموخت که چگونه در حالت فریب و دیوانگی زندگی کنم.
هوش مصنوعی: شیر از تن خود جدا میشود، اما این جدایی تا زمانی است که مشخص نیست چه کسی آن را دریافت کرده و چه کسی از آن بهرهمند شده است.
هوش مصنوعی: اگر نیاکان تو واسطهی احترام و جایگاههای بالای تو هستند، هر کس با ذات و فطرت خود، آنچه را که دارد به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که مصلحتجویان، نظری به رندان و آزاداندیشان ندارند. بهتر است به جمع نیکوکاران بپیوندی و در کنار آنها قرارگیری.
هوش مصنوعی: هر کسی که بوی خاک ما را استشمام کند، عشق را از عمق وجودش حس خواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر مردی عاشق نباشد و عواطفش سرد باشد، دیگر چه تفاوتی با زنان دارد که به خاطر عشق و محبت دچار درد و رنج شوند؟
هوش مصنوعی: دلِ پرشور و ملتهب من چگونه میتواند در برابر طوفان سرزنشها خاموش شود؟
هوش مصنوعی: اگر کسی به عیبهایمان اشاره نکند، به این معناست که اگر یک شب آرامش بر وضعیت ما حاکم شود، میتواند این درد و رنج را تغییر دهد.
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، آیا نمیبینید که در نهایت، اشکهای سرخ بر چهرهی سارهی زرد نشسته است؟
هوش مصنوعی: خدایا، حقاش را ادا کن و نگذار دل افراد دلسوخته و غمزده به درد بیفتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو گمراهی ز گیتی سر برآورد
شب بی دانشی سایه بگسترد
الهی گردن گردون شود خرد
که فرزندان آدم را همه برد
یکی ناگه که زنده شد فلانی
همه گویند فلان ابن فلان مرد
به گرمای تموز از سرد سوزش
صد و پنجه مسافر خشک بفشرد
رهی رفت و غلام برده برده
زهی قسمت رهی و ژاله شاکرد
زه ای پستت بمانده ماه بهمن
[...]
رخ خوب تو ناموس قمر برد
لب لعل تو بازار شکر برد
بنفشه گرچه بازاری همیداشت
چو زلف دید سردر یکدیگربرد
گل سرخ از تو می بربست طرفی
[...]
فریدون بود طفلی گاو پرورد
تو بالغدولتی هم شیر و هم مرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.