گنجور

 
حکیم نزاری

بر من چرا وساوس شیطان به قوت است

زیرا که عقل در رهر عشاق علت است

گر بر تو نیست ظاهر و روشن نمی شود

تعیین این مقاسمه از بدو فطرت است

گرچه عنایت از طرف اکتساب نیست

توفیق اکتساب به وجه عطافت است

هم راه هر که شد نظر التفات حق

او را شبان تیره به مشعل چه حاجت است

آری همه ازوست چه گفتم همه خود اوست

کثرت چه کار دارد آنجا که وحدت است

من عَرَفَ نَفسَه برهاند تو را ز تو

ورنه همه تصور تو عین کثرت است

در ورطهی مجازی و انصاف را مجاز

دانند زیرکان که خلاف حقیقت است

مایی ماست آن که حجاب مراد ماست

خود بین به مذهب حکما بی بصیرت است

تو از کتابکی دو سه تلفیق کرده ای

چیزی که نزد دانا عین فضیحت است

بشنو که نکته های نزاری معتقد

در گردن قبول و ادای تو حجت است

اسرار در محبت آل است و السلام

بدبخت را به جای محبت عداوت است

این جا به حکم آن که نبی را حبیب خواند

مقصود از آفرینش اکوان محبت است

 
 
نسکبان اندروید
امیرخسرو دهلوی

ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است

مقراض توبه تو چو لای شهادت است

هستی تو آن نظام که نون خطاب تو

محراب راست کرده برای عبادت است

دید آنکه طلعت تو و بیداریش نبود

[...]

سلمان ساوجی

چشم و چراغ شرع که ذات منورت

از پای تا به سر همه عین سعادت است

قاضی هفت کشور پیروزه رنگ را

از بندگی تو نظر استفادت است

فعل تو سال و مه همه خیرست و مردمی

[...]

جامی

ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت است

مطرب بزن ترانه که فرصت غنیمت است

چشمم به روی شاهد و گوشم به بانگ چنگ

ای پندگو برو که نه جای نصیحت است

جان مرا ز مرهم راحت نشان مپرس

[...]

اسیری لاهیجی

روز فراق اگر ز قیامت علامت است

روزی که یار روی نماید قیامت است

یکدم لقا ز دولت دنیا مرا به است

دیدن جمال دوست عجایب سعادت است

زاهد بهشت جوید و عاشق لقای یار

[...]

بابافغانی

باران و موج آب و می و روز عشرت است

از هر طرف که می نگرم دام صحبت است

بوی بهار مژده ی فردوس می دهد

وین خوبی هوا اثر لطف رحمت است

آمد برای عشرت این فصل در جهان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه