گر به قلّاشی و رندی در جهان افسانهایم
باش گوای خواجه باری ثابت و مردانهایم
وقت وقتی بی محابا گر در آتش میرویم
با گلِستان خلیل الله ز یک کاشانهایم
گوشه چون عنقا و آتش چون سمندر والسلام
نه چو مرغِ خانگی محتاجِ آب و دانهایم
عاقلان را طاقتِ نورِ ظهورِ عشق نیست
کشف بر ما میکند دانی چرا دیوانهایم
حاضران ِ وقت و مأمورانِ امر مطلقیم
تا نپنداری که از آن آشنا بیگانهایم
در نگنجد آفتاب آن جا که خلوت گاهِ ماست
گرچه با شمعِ شبستانش کم از پروانهایم
دیگران با نسیه خرسندند و ما با نقدِ وقت
دیگران از دوست محجوب اند و ما هم خانهایم
دابهالارض ار جهان بر هم زند شاید که ما
چون نزاری حالیا ساکن درین کاشانهایم
عیب ما در بارِ ما بینند ره گم کردگان
حاش لله زیرِ بارِ هرزه ی ایشان نهایم
از خراباتی چه آید جز خرابی پس زما
هیچ معموری نیاید تا درین ویرانهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی چون آزادی، عشق و خودشناسی میپردازد. شاعر خود را به عنوان فردی رند و قلاش معرفی میکند که به دنیا و افسانههای آن بیاعتنا است. او بر این باور است که در عشق، عقل و منطق جایی ندارد و بسیاری از عاقلان قادر به تحمل نور عشق نیستند، به همین خاطر دیوانه و بیپروا به جلو میرود.
شاعر اشاره میکند که در خلوت خود، به دور از هنجارهای رایج، زندگی میکند و بر این باور است که حتی اگر دنیا دچار آشوب شود، او و همفکرانش در آرامش باقی خواهند ماند. در پایان، شاعر به نقد نارساییها و محدودیتهای موجود در جامعه میپردازد و بر این نکته تأکید دارد که او و همقطارانش نه زیر بار نادانی و نه در ویرانی زندگی دیگران سهیماند.
هوش مصنوعی: اگر در دنیا به فریب و شیطنت مشهور هستیم، بگذار همانطور که هستیم شهرت داشته باشیم، زیرا دلیلی داریم که ثابت و با صلابت باحضور هستیم.
هوش مصنوعی: در زمانی که بدون نگرانی به آتش میرویم، با باغ خلیل خدا همچون یک خانهایم.
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی به توصیف دو موجود خیالی پرداخته شده است. گوشهای که به عنقا تشبیه شده، نشاندهنده جایی خاص و افسانهای است. آتش نیز مانند سمندر، که موجودی افسانهای است و از آتش نمیسوزد، به قدرت و جاودانگی اشاره دارد. در پایان، شاعر میگوید ما همچون مرغهای خانگی نیستیم که به آب و دانه نیاز داشته باشند، بلکه به چیزهایی بزرگتر و عمیقتر از زندگی معمولی نیاز داریم. این بیان نمادین است از جستجوی معنا و والاتر از زندگی روزمره.
هوش مصنوعی: عاقلان توان درک و تابش عشق را ندارند، زیرا عشق برای ما آشکار میشود. میدانی چرا ما دیوانهوار به این عشق میپردازیم؟
هوش مصنوعی: ما در حال حاضر در این زمان و در مقام انجام وظیفه هستیم، پس نپندار که از آن کسی که برایت آشناست، بیخبر یا غریبهایم.
هوش مصنوعی: آفتاب نمیتواند در جایی که تنها ما هستیم، جای بگیرد. هرچند که در کنار شمع شبزندهداران، کم از پروانه نیستیم.
هوش مصنوعی: دیگران از قرض و بدهی راضی هستند، در حالی که ما در زمان دیگران زندگی میکنیم. دوستان ما به خاطر مشغلههایمان کمتر به ما توجه دارند و ما هم در این شرایط تنها هستیم.
هوش مصنوعی: اگر زمین به هم بریزد و جهان دگرگون شود، شاید ما مانند نزار که هماکنون در این خانه زندگی میکند، در همین مکان آرام بگیریم.
هوش مصنوعی: نقصهای ما را افرادی که راه را گم کردهاند میبینند. ما زیر بار سخنان بیخود آنها نیستیم.
هوش مصنوعی: از یک خرابه چه چیزی جز خراب شدن میتواند انتظار داشت؟ پس از من هیچ سازندهای نمیآید، چون ما در این ویرانه به سر میبریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.