دردا که سی ز عمر به غفلت گذاشتم
وز روزگار فایده یی بر نداشتم
پنداشتم که تابعِ فرمان ایزدم
من خود هنوز در طلبِ شام و چاشتم
معلوم شد که هیچ ندانسته ام چو چشم
از روی عقل بر همه اشیا گماشتم
از تیغِ آفتاب اجل سر نبرد کس
چندان که سایه بانِ خرد بر فراشتم
گر نیکویی نکردم چندی ز فعلِ بد
خود را ز جهل رفتم و با خود گذاشتم
پرسیدم از پدر نُکَتی وان لطیفه را
در خواب بر صحیفۀ خاطر نگاشتم
گفتم بگوی تا به چه حالی چه گونه ای
گفت ای پسر من آن بدرودم که کاشتم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از گذشتهاش و غفلتهایی که در طول زندگی داشته، ندامت میکند. او میگوید که نتوانسته به خوبی از زمان خود استفاده کند و به دنبال فهم و دانش بوده، اما در واقع چیزی نیاموخته است. شاعر به عدم تأثیرگذاری زمان و سرنوشت اشاره میکند و نیز به این نکته میپردازد که هیچکس نمیتواند از تقدیر بگریزد. در نهایت، او به پدرش مراجعه میکند و نکتهای را در خواب میبیند که نشان دهنده حقیقت زندگیاش است و برایش تلنگری میباشد.
هوش مصنوعی: ای کاش که سالها را به بطالت نگذرانده بودم و از زندگی بهرهای نبرده بودم.
هوش مصنوعی: من تصور میکردم که تحت فرمان خدا هستم، اما هنوز خودم در جستجوی لذت و خوشی هستم.
هوش مصنوعی: فهمیدم که هیچ چیز را نمیدانم وقتی که با دانایی و عقل به همه چیز نگاه کردم.
هوش مصنوعی: هیچکس با تیزی آفتاب جانش را از دست نمیدهد؛ چه اینکه من با عقل و خرد خود بر ذهنم سایه میافکنم.
هوش مصنوعی: اگر خوبی نکردم، مدتی از روی نادانی به کارهای بد خود مشغول بودم و این وضعیت را با خود تحمل کردم.
هوش مصنوعی: از پدرم نکتهای را پرسیدم و آن لطیفه را در خواب در ذهنم نوشتهام.
هوش مصنوعی: گفتم بگو چه احوالی داری و چگونهای، او گفت: ای پسر من، من همان وداعی هستم که کاشتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بدبختیام ببین که شود مانع وصال
خوابی که در فراق تو هرگز نداشتم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.