عشق تو در خرابه جانم نزول کرد
وز هرچه غیر تست دلم را ملول کرد
گویند کنج سینه تو جای عشق نیست
مصرست هر خرابه که سلطان نزول کرد
ما را چه اختیار ،مطیعیم و بنده ایم
فرمان عشق را که تواند عدول کرد
با پادشاه امید امان منقطع کند
درویش بی نوا که طمع در وصول کرد
اقطاع تست ملک دلم حجت این که عشق
جان را به من ز مبدا فطرت رسول کرد
مردانه خورد غوطه دلم در محیط عشق
دولت مساعد آمد اگر نه فضول کرد
هر کو به قول عقل نه آهنگ عشق ساخت
قانون عمر در سر آن بی اصول کرد
عنین ست در طریقه مردان به حکم عشق
با دختر رز آن که نه هر شب دخول کرد
اثبات در فنون جنون کن نزاریا
چون پیر عشق ما همه ترک عقول کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر تجربه عمیق و دردناک عشق است. شاعر از آرامش و سکون دل که با آمدن عشق مختل شده، سخن میگوید و احساس میکند که عشق او را از هر چیز دیگری دور کرده است. او به تضاد میان عقل و عشق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق بر هر اصولی غلبه دارد. در نهایت، او به جنون ناشی از عشق اعتراف میکند و میگوید که تجربه عشقش او را از رستگار و عقلانی بودن دور کرده است.
هوش مصنوعی: عشق تو در ویرانههای جانم نازل شد و باعث شده که از هر چیزی جز تو دلزده و خسته باشم.
هوش مصنوعی: میگویند که در دل تو جایی برای عشق وجود ندارد، اما هر جا که یک بزرگوار قدم گذاشته باشد، آن مکان صاحب ارزش و اهمیت میشود.
هوش مصنوعی: ما هیچ اختیاری نداریم و تنها دنبالهرو و بندگان فرمان عشق هستیم، که هیچکس نمیتواند از آن سرپیچی کند.
هوش مصنوعی: درویش بینوا که به پادشاه امید دارد، نباید به آرزوی رسیدن به خواستهاش ادامه دهد، چرا که امیدش به لطف و کمک پادشاه قطع شده است.
هوش مصنوعی: حکومت تو بر دل من دلیل این است که عشق، جانم را از سرشت اولیهاش به من هدیه کرده است.
هوش مصنوعی: دل من با شجاعت در دنیای عشق غوطهور شد، اگرچه وضعیت مساعدی نبود و تنها مزاحمتی به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: هر کسی که تنها بر اساس عقل و منطق عمل کند، در واقع تنها به دنبال عشق و احساسات نمیرود و این باعث میشود که عمرش بیقاعده و بیهدف بگذرد.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، مردان واقعی مانند عنبر هستند که با زیبایی و لطافت دخترانه گلی در ارتباطند، اما تمام عشق و ارتباط آنها به هر شب و به سادگی محدود نمیشود.
هوش مصنوعی: به خودت اجازه بده به جنون بپردازی، زیرا عشق ما همه را از عقل و درک خود بینیاز کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون کاروان غصه به گیتی نزول کرد
اول سراغ خانه آل رسول کرد
مهمان مصطفی شد و هر دم حکایتی
با مرتضی و با حسنین و بتول کرد
از عترت رسول خدا هر کرا شناخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.